جستاری در گونه‌شناسی میراث مکتوب کهنِ علویان بکتاشی با تأکید بر عناصر مشترکِ اعتقادی آنان با اندیشه کلامی اثنا‌عشری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شیعه‌شناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب قم

2 استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران

چکیده

یکی از منابع مهمّ پژوهشی در حوزهٔ تمدنی جهان اسلام، نسخ خطی است و بخشی از این مواریث کهن، طبعاً متعلّق به طیفِ جامعهٔ شیعی است. وجود عناصرِ مشترک قوی اعتقادی و مشابهت‌ها و تأثیراتِ رفتاری بکتاشیان از آموزه‌های مکتب اهل‌بیت:، با شکلی صوفیانه، حاکی از آن است که آنان، بی‌تردید، بخشی از جامعهٔ شیعی دورمانده از اصل خویش‌اند. بررسی مقدّماتی گونه‌شناختی متون کهنِ بکتاشیان، نشان می‌دهد بیشترینِ آثار بکتاشیه به زبان ترکی عثمانی و در موضوع کلّی تصوّف، شامل بیان آیین‌ها و آدابِ جمع‌خانه‌ها، همراه شرح احوال و نقل سخنان رهبرانِ بکتاشیه، افسانه‌های عجیب تأویلی دربارهٔ رهبران بکتاشیه، به‌ویژه حاجی بکتاش ولی، همچنین نگاه نیمه‌لاهوتی به حضرت علی 7 همراه تأثیرپذیری‌های بیشتر از آموزه‌های امام صادق 7، در کنار ردّپایی از عناصر اندیشه‌های غالیانه و تأویلی شیعی، به‌ویژه در مسئلهٔ تولّا و تبرّا از غاصبان حقوق اهل‌بیت: است. تحریر این نوشتار، به روش توصیفی و کتاب‌خانه‌ای، بیشتر بر پایهٔ نسخه‌های خطی بکتاشیه موجود در کتاب‌خانه‌های ترکیه بوده است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Typology of Ancient written Heritage of Bektashi Order "With the Emphasis on the Common Elements of their Beliefs with the Theological Thought of Imamiyya"

نویسندگان [English]

  • hossein mottaqi 1
  • Rasoul Ja'farian 2
1 PhD student of Shi'a Studies, University of Religions and Denominations, Correspondent Author
2 Professor, Faculty of History, University of Tehran
چکیده [English]

The manuscripts are important sources of research in the field of Islamic civilization in the world. Part of this heritage belongs to Shiite community. There are common elements and similar strong belief and behavior of the Bektashi School, light teachings of Ahl-al Bayt (AS), a Sufi format; it signifies that they are, no doubt, part of the Shiite community far from the original. A preliminary research of typology of Bektashi ancient texts, shows that the largest effects are on the general topic of the Bektashi Sufi Ottoman Turkish language, customs of cemevis, with biography and quoting the words of the Bektashi leaders, strange legends of Bektashi leader, especially Haji Bektash Vali; also semi-divine Imam Ali (AS) and more influences of teachings of Imam Sadiq (AS), along with trace of exaggerative elements and interpretation of Shia ideas, especially on the issue of friendship and aversion of right usurpers of Ahl al-Bayt (AS). Method of this article is descriptive and librarical, mainly based on Bektashi manuscripts in the libraries of Turkey.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Bektashism
  • Alevies
  • Shi'a
  • Sufism
  • manuscripts
  • Turkey

عنوان مقاله [العربیة]

التحقیق فی تصنیف التراث المکتوب القدیم العلویین البکتاشیین (نظراً إلی العناصر المشترکة لإیمانهم مع الأفکار الکلامیة الشیعة الاثنی عشریة)

چکیده [العربیة]

المخطوطات الخطیة کانت من المصادر المهمة فی الحضارة الاسلامیة، و بالطبع جزء من هذا التراثظ العریق، ینتمی إلی الطائفة الشیعیة. وجود العناصر المشترکة القویة الاعتقادیة والتشابهات البکتاشیة و تأثّراتهم السلوکیة من المدرسة المضیئة اهل البیت : مع شکلهم الصوفیة، حاک عن کونهم من الشیعه بلا شکٍ و لکن کانوا بعید عن اصالتهم.





التحقیق المقدّمی فی تصنیف التراث القدیم البکتاشیین، یظهر لنا انّ اکثر مکتوباتهم کانت الترکیة العثمانیة بکتاشیه و فی الموضوع العام للصوفیة، الشامل لبیان آدابهم و عاداتهم فی بیت الجمع مع تبیین الاحوال و بیان اقوال قائدیهم، الرؤایا العجیبة التأویلیة حول قائدیهم و بالخصوص «حاجی بکتاش ولی»، و ایضاً النظر شبه الاهوتی بالنسبة الی امیر المؤمنین علی 7 مع قبول التأثیر الکثیر من معارف الامام الصادق 7 مضافاً الی آثار عناصر افکار الغلات والتأویل الشیعی علی الخصوص حول موضوع التبری والتولی من غاصبی حقوق اهل البیت :.





تحریر هذا المکتوب، کان باسلوب التوصیفی فی المکتبات مع العنایة الی النسخ الخطیة الموجودة فی مکتبات ترکیا.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • : بکتاشیة
  • العلوییون
  • الامامیة
  • التصوف
  • النسخ الخطیة
  • ترکیا

از مطالعاتِ مقدّماتی راجع به باورهای بکتاشیان، می‌توان به عناصرِ مشترک، مشابهت‌ها و تأثیراتِ اعتقادی آنان از آموزه‌های مکتب اهل‌بیت: پی برد. به دیگر سخن، بررسی‌ها و مطالعات استنادی روی متون کهنِ علویانِ بکتاشی در دورهٔ عثمانی (669-1342 ه‍.ق.)، حاکی از وجود عناصر مشترک اعتقادی بسیار گسترده و قوی میان بکتاشیان و شیعیان است.

با این پیش‌فرض، پرسش اساسی این است که علویان بکتاشی، به عنوان مذهبیِ اسلامی، آیا بخشی از جامعهٔ شیعی فاصله‌گرفته و دورمانده از اصل خویش‌اند؟ یا آنان هویتی مستقل داشته‌اند و در دوره‌هایی، آموزه‌های شیعی، ترجیحاً تفکّراتِ غالیانهٔ شیعی با محوریتِ علویان نصیری، در باورهای آنان تأثیراتی نهاده است؟

در بررسی پندار، کردار و رفتارِ بکتاشیان، در کنارِ عناصر مشترکِ شیعی، رگه‌هایی از اندیشه‌های مکاتبِ بومی آسیای مرکزی، همچون شَمَنیزم، مانویت یا عقاید ادیان بومی برون‌دینی آناتولی، مانند نصرانیتِ نسطوری، و حتی مکاتب و طریقه‌های درون‌دینی، همچون اسماعیلیان و حروفیان نیز قابل مشاهده و مطالعه است. البته در محلّ خویش، باید پاسخ داده شود که علویان بکتاشی، در روند تطوّر تاریخی شکل‌گیری هویّتی خویش، این باورها را، از مکاتب و مذاهب دیگر گرفته‌اند یا این عناصر مشترک، صرفاً نوعی تشابه عادی جاری در نوع باورهای ادیان و مذاهب مختلف است؛ و شاید چندان ارتباطی با مسئلهٔ تأثیرپذیری از یکدیگر ندارد؟

بدون تردید، برای بررسی دقیق زیرساخت‌های فکری و مبانی عقیدتی علویان بکتاشی و نیز میزان و سطح تأثیرپذیری آنان از ادیان بومی و غیربومی و مذاهب مختلف اسلامی و طریقه‌های متکثّر صوفیه، راهی منطقی‌تر جز مطالعهٔ جامع و بنیادی در برگ برگِ میراث کهن بازمانده از خود علویان بکتاشی نیست؛ و امید است بررسی محتوایی این مواریث منظوم و منثور (با تأکید بر نسخ خطی آنان)، بتواند جنبه‌های دیگری از مبانی فکری و عقیدتی علویان بکتاشی را در دوره‌های مختلف حاکمیتِ عثمانیان، برای ما روشن کند.

در این پژوهش، که به روش توصیفی و کتاب‌خانه‌ای و مشخّصاً با محوریتِ میراث مکتوبِ کهن علویان بکتاشی (نسخ خطی)، در کنار نگاه اجمالی گونه‌شناسانه به شکل‌گیری عقیدتی و فکری آنان و نیز سنخ مشترکاتِ فکری و فقهی علویان با مبانی اندیشهٔ کلامی شیعهٔ امامیه پرداخته شده و تأکید بیشتر بر گونه‌شناسی بخشی از آثار و تألیفاتِ بکتاشیان (تا سقوط عثمانیان در 1342 ق/1923 م)، از منظرهایی همچون ساختار آثار، تاریخ تألیف، نسبتِ مکانی مؤلفان، مکان تألیف، مکان کتابت، وضعیت فیزیکی و آماری، موضوعات و عناوین، زبان نگارشی و نیز پراکندگی مکانی مواریثِ کهن بکتاشیان بوده است.

به باور نویسنده، به نظر نمی‌رسد جز کتابِ ارزشمندِ نُه‌جلدی بدری نویان دده‌بابا[1] دربارهٔ بکتاشیه، تاکنون مطالعهٔ جدی و عمیقی، مشخّصاً با محوریتِ میراثِ مکتوب علویان بکتاشی، حتی به دست خود علویان بکتاشی، صورت گرفته باشد؛ در این تحقیق، تلاش شده این موضوع، اندکی پیش رود. همچنین، در این تحقیق توصیفی و کتاب‌خانه‌ای، گزارشی اختصاری از نسخ خطی علویانِ بکتاشی (با تأکید بیشتر بر نسخ ترکی عثمانی) بیان شده است؛ و در روند پژوهش، بر پایهٔ مستنداتِ درون‌متنی و برونی آن، با ترتّبِ روشمند تاریخ تألیفِ آثار، به تبیین میراثِ مکتوب بکتاشیه (با تأکید بیشتر بر ذخایر گنجینه‌های ترکیه)، به همراه مشخّصاتِ کتاب‌شناختی، موضوعی، زبانی، زمانی و دیگر مؤلفه‌های نسخه‌شناختی مرتبط با این مواریث کهن، پرداخته شده است.

میراث مکتوب کهن بکتاشیان از منظر گونه‌شناختی

از بررسی عناصر اصلی مجموعهٔ تراثیاتِ بکتاشیان (حدود یکصد اثر خطی)، بر پایهٔ سیر تاریخی تألیف آنها، به نحو کلّی می‌توان چنین دریافت که متون کهنِ بکتاشیان، در وهلهٔ نخست، به‌شدّت تحت تأثیرِ آموزه‌ها و اندیشه‌های صوفیانهٔ غالب بر گفتمانِ دینی در قرون ششم و هفتم هجری است.

بخش در خور ‌توجّهی از آثار نثرِ بکتاشیان، به موضوع کلی تصوّف و اخلاق، همچون کیفیتِ آدابِ ذکر، سماع و مانند آن اختصاص دارد که از آن میان، بخشی به مباحثِ مربوط به طریقتِ بکتاشیه، به‌خصوص چگونگی اجرای مراسم مذهبی علویان در جمع‌خانه و قوانین و سلسله‌مراتب میان دده‌ها، مرشدها، پیرها، رهبرها، باباها و وظایف آنان می‌پردازد؛ و ظاهراً برخی از این متون بکتاشی، شرح احوال و زندگی و نقل سخنان رهبرانِ بکتاشیه، در نوع این آثار، به داستان‌ها و افسانه‌های عجیب و غریب مبتنی بر تأویلات گستردهٔ صوفیانه و عرفانی، و چه‌بسا متأثّر از اندیشه‌ها و باورهای بومیانِ آناتولی، آمیخته شده است.

باید افزود که اندکی از متون نثر بکتاشی نیز به مباحثِ کلامی و باورهای بکتاشیان، از جمله مباحثِ توحید، معاد، نبوت، امامت، مسئلهٔ گناهان، جایگاه معنوی دده‌ها، ازدواج دده‌های بکتاشی و مانند آنها پرداخته‌اند. نگاه نیمه‌لاهوتی و غالیانه به حضرت علی 7 و دیگر امامان: در این متون، انکارناپذیر است؛ و احتمالاً نگاه غالیانه و فرابشری نهادینه‌شده در تار و پودِ نصرانیتِ آناتولی به حضرت مسیح 7، در این نگره، بی‌تأثیر نبوده است.

در میان متونِ منثورِ بکتاشی، آموزه‌های امام جعفر صادق 7، با عنوان بویروق (فرمان‌ها و فرمایش‌ها) نقش محوری دارد و با توجّه به وجودِ بویروق‌های متعدد با ساختارهایی متنوّع، به نظر می‌رسد فرمان‌ها و رهنمودهای حضرت صادق 7 با ابتنا بر آموزه‌های مکتبِ اهل‌بیت: بیشترین تأثیر را بر علویان داشته است. در این آموزه‌ها ردّ پای اندیشه‌های غلوآمیزِ مفوّضه و خطّابیه محسوس و قابل مطالعه است، امّا به هر تقدیر، تقریباً در تمامی آثار منظوم و منثور بکتاشی، عبارتِ «مذهبم جعفری»، به‌وفور دیده می‌شود.

ادعیه، نیایش‌ها و زیارات، بخش دیگری از مضامینِ نسخ خطی بکتاشی را تشکیل می‌دهد. در نیایش‌های شیعیان و بکتاشیان، که به احتمال بسیار، منشأ واحدی داشته‌اند، اشتراکاتِ فراوانی وجود دارد؛ اما به نظر می‌رسد در مضامینِ متونِ ادعیهٔ آنان، نسبت به متون دعایی شیعهٔ امامیه، موضوع تولّا و تبرّا، رنگ و لعاب بیشتری دارد؛ به‌ویژه موضوع تبرّای علویان از غاصبان حقوق اهل‌بیت:، اهمیت بسیار دارد.

زبان نوشتاری بسیاری از متون قرونِ اولیهٔ بکتاشیه، به‌خصوص در قرون هفتم و هشتم هجری، مانند بسیاری از آثار منظوم و منثور آن دوره، فارسی است؛ امّا به جهاتی نظیر حضور پیوستهٔ شش قرن (از هشتم تا سیزدهم هجری) بکتاشیان، به عنوان «ینی‌چری»، در ارکان نظامی حاکمیتِ عثمانیان، به‌تدریج که متون دیگر به زبان ترکی نگاشته می‌شود، متونِ مقدّسِ بکتاشیان، همچون متون دعایی و اعتقادی نیز، متأثر از زبان رسمی دولتِ عثمانی، به زبان ترکی گرویده است؛ و شاید بتوان به‌جرئت گفت بیشترین درصدِ میراث مکتوبِ بکتاشیان، به زبان ترکی با لهجهٔ عثمانی نگارش یافته است. امّا پس از حضورِ حروفیان در آناتولی، یعنی چندی پس از قلع و قمع آنان در ایران، به دست شاهرخ تیموری (حک. 807-850 ه‍.ق.) و رخنهٔ اندیشه‌های غالیانه و تأویل‌گرایانهٔ حروفیه در تار و پودِ باورهای بکتاشیان، مشخّصاً در نیمهٔ دوم قرن نهم هجری، زبان فارسی، متأثر از کتابِ مقدّسِ جاودان‌نامه و دیگر متون مقدّس فارسی نزد حروفیه، تا زمانی که به ترکی صیرورتِ کامل حاصل شد، متون به همین شکلِ فارسی، مدّتی در قالبِ تدریس و تدرّس، نزد بکتاشیان حضور داشته است؛ البته تقدّس زبان فارسی نزد علویان، چندان پایدار نبود و پس از روی کار آمدن صفویان، در سال‌های نخست، زبان ترکی، نماد و زبان رسمی تفکرِ شیعی و علوی‌گری شده است؛ برای نمونه، نباید از نظر دور داشت که تمامی اشعار شاه اسماعیل صفوی (حک. 906-930 ه‍.ق.)، با نگاهی علوی، به زبان ترکی سروده شده است.

بیشترین آثار منسوب به بکتاشیان، در قالب «نظم» نگارش یافته است و به جز دیوان‌ها، سایر متون منظوم، بیشتر در جمع‌خانه‌ها، با عنوان نَفَس‌لر، خوانده می‌شود. بخش دیگر نیز دیوان‌های شاعران است که بیشتر آنها در قالبِ غزلیات، مثنویات، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، مقطعات، رباعیات و مانند آنها است. بیشتر این منظومه‌ها، در مدح حضرت علی 7، فرزندان آن امام همام، حضرت فاطمهٔ زهرا 3، حضرتِ خدیجه 3، چهارده معصوم پاک و نیز بیان احوال و سخنان منظوم و منثورِ رهبران بکتاشیه، همچون حاجی بکتاش ولی، یونس امره، پیر سلطان ابدال، سید علی سلطان، صاری سالتق، غریب دده، شاه‌قلو، قراجا احمد، ابدال موسی، سید قاضی، سرسم علی سلطان، بالیم سلطان، شاه اسماعیل و مانند آنها است.

نمونه‌هایی از متون کهن علویانِ بکتاشی

الف. سید محمّد بن محمّد بن ابراهیم نیشابوری خراسانی مشهور به حاجی بکتاش ولی (د. 669، 699 یا 738 ه‍.ق. در قیرشهر)[2]

1. فوائد حاجی بکتاش ولی (تصوّف ـ فارسی)

رساله‌ای به نظم و نثر، از افادات و مقالات حاج بکتاش ولی خراسانی است که یکی از مریدان و شاگردان او پس از فوت وی جمع کرده است. نسخهٔ ناقصی از این اثر، به ضمیمهٔ مقالات غیبیه و کلمات عینیه منسوب به حاجی بکتاش ولی، به شمارهٔ 3451 در کتاب‌خانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نگه‌داری می‌شود (سبحانی و انصاری، 1355: 505-546). نسخهٔ دیگری نیز در دانشگاه استانبول (سبحانی و آق‌سو، 1374: 37)، به شمارهٔ IÜK.FY.56، به خطّ رقاع، با کتابتِ سدهٔ 12 ه‍.ق. در 15 برگ موجود است که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه علی نعمائه والصلوة علی محمّد و آله ...

2. مقالات حاجی بکتاش ولی[3] (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

مجموعه‌ای از دستورهای اخلاقی و مواعظ صوفیانه به روش علویان و بکتاشیان است و از لحاظ ادبی، تاریخی و محتوایی، به نظر می‌رسد به همت پیروان وی، بر اساس اندیشه‌ها و آموزه‌های شفاهی‌اش، گردآوری شده باشد. در برخی کتاب‌خانه‌های ترکیه و ایران، رساله‌ای با عنوان مقالات غیبیه منسوب به حاجی بکتاش ولی به زبان فارسی[4] موجود است و این احتمال هست که اثر محل بحث، ترجمه‌ای از آن بوده باشد و شخص بکتاشی گمنامی در سده‌های پس از وفاتِ حاجی بکتاش ولی، آن را از فارسی به ترکی عثمانی برگردانده باشد. به هر تقدیر، این اثر بدون تاریخ در استانبول به صورت سنگی، چاپ شده است. از این اثر، نسخه‌ای دست‌نویس، در کلکسیونِ پروفسور علی نهاد طرلان (در کتاب‌خانهٔ سلیمانیه ـ استانبول)، به شمارهٔ 2/185، به خط نستعلیق، [سید] درویش محمّد خالد بکتاشی حسینی اسلامبولی، با تاریخ کتابتِ 1230 ه‍.ق.، 48 برگ (61 ـ 108)، با این آغاز موجود است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، شکر منّت و سپاس اُول تکری تبارک و تعالی حضرتلرینه اولسونکم ...

ب. سید حسین بن غیبی،[5] حسینی رومی مشهور به غیبی بابا (ح. سدة 8 یا 9 ه‍.ق.)

1. شرح خطبة البیان = ترجمه و شرح خطبة البیان[6] = ترجمه خطبة البیان (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

شرح و ترجمه‌ای از خطبة البیان (الطهرانی، 1959: 13/218)، منسوب به حضرت علی 7 است؛[7] و شارح در این اثر، هفتاد عبارت منسوب به آن حضرت را همراه شواهدی از آیات و روایات اهل‌بیت: و اشعاری از خود آورده است:

ای محبان علـــی بیله بویورمیشدر حبیب

 

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقار

انسُ جـن ایشتدی کوکدن ملک ایتدی ندا

 

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقار

هل أتـی[8] و قــل کفی[9] و انّما[10] حقدن ندا

 

أنت منّی[11] دیدی وصفنده آنک هم مصطفی

پس بـــو معنیدن شهادة ایلدی پیک خدا

 

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقـار

از این اثر، نسخه‌های متعددی در دست است؛ از آن جمله، یک نسخه در کتاب‌خانهٔ مرعشی در قم به شمارهٔ 5144 (متقی، 1381: 1/170-172؛ 1423: 183)، نسخه‌ای در کتاب‌خانهٔ روزنامهٔ ترجمان، در کتاب‌خانهٔ سلیمانیه، در استانبول، به شمارهٔ Y.295 (KUT, 1989, I/139) نسخهٔ دیگری نیز در کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ (در کتاب‌خانهٔ سلیمانیه)،[12] به شمارهٔ 1/116، به خطّ رقعه، به خطّ ملازینل بن نعمت، با تاریخ کتابتِ 1295 ه‍.ق.، در 85 برگ موجود است و آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا مفازة أمیرالمؤمنین و یعسوب الدین ... اُول بی‌نیاز حضرتنه اولسونکه ... أنا الذی عندی مفاتیح الغیب لایعلمها من بعد غیری و أنا بکلّ شیء علیم ... ترکی دیلنجه قلمه گتورم کی نصیب اولوب... .

ج. علاءالدین احمد بن عبداللّه، غیبی علائیه‌وی قره‌مانی مشهور به قیغوسز[13] ابدال و قایغوسز بابا سلطان و متخلّص به قیغوسز (ح. سدة 9 ق)[14]

1. پندنامه[15] = نصیحتنامه (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله‌ای مختصر در نصایح و پندهای صوفیانه به روش بکتاشیان است. از این اثر، یک نسخهٔ خطّی در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 5/93، به خطّ رقعه، با تاریخ کتابتِ 1265 ه‍.ق.، در 23 برگ (برگ‌های 156 الف ـ 178 الف) با این آغاز موجود است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه ربّ العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمّد و آله و أهل بیته أجمعین؛ امّا بعد بیلک و آگاه اولک که هر کتابه دلیل ... .

2. وجودنامه[16] (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله‌ای کوتاه در تصوّف به نظم و نثر، در کیفیت خلقت وجود و روح آدمی است. در تدوین این اثر (31 ب)،[17] از دوازده پوست‌نشین یاد شده که اسامی آنها چنین است: یوسف خراسانی، سید علی سلطان، بالیم سلطان، قیغوسوز سلطان، صاری اسماعیل غائب، قول آچق ماجم سلطان، شاذه‌لی سلطان، قره‌طونلی جان‌بابا، حضرت ابراهیم خلیل‌اللّه 7، ابدال موسی سلطان، قبرعلی سلطان و حضرت خضر 7 که گویا مراد از آنان، رجال‌الغیب باشد. از دست‌نویس‌های این اثر می‌توان به نسخهٔ مجموعهٔ علی نهاد طرلان (Bariş, 1981: 34. I/ 9)، به شمارهٔ 2/193، به خطّ رقعه، با کتابتِ سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 6 برگ (برگ‌های 25 ب ـ 30 الف) اشاره کرد که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحین، الحمد للّه ربّ العالمین والصلوة والسلام علی نور سیدنا و آله أجمعین؛ پس بو میدانه ارَنلرده که بو فقیر دخی عاشقانه و صادقانه بر یادگار ایتدم امانت ارشاد ایچون ... .

و نسخهٔ کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 6/93، به خط رقعه، با تاریخ کتابتِ 1265 ه‍.ق.، در 5 برگ (برگ‌های 178 ب ـ 182 ب) با آغاز متفاوت ذیل:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، آدم که قدرت حق ایله آنا رحمنه دوشر نیجه وجوده گلیر و نیجه روح و یریلیر... .

د. ویرانی ابدال‌بابا متخلص به ویرانی (ح. سدة 11 ه‍.ق.)[18]

1. دیوان ویرانی[19] (تصوّف و ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

این دیوان، از جمله متون علوی است که شاعر، در آن، به دلیل ارادتِ خاص خود به ساحتِ مقدّس حضرت علی 7 یا بر پایهٔ باورهای عمیقِ بکتاشیان، تا مرز الوهیتِ حضرت پیش رفته است:

اللّه علیــدر یــــــا دکلــــمی

 

بســم اللّه علیــدر یا دکـلـمی

تسلّی بولمشــــــم بر نقطه‌دن

 

ثمّ وجــه اللّه علیدر یا دکلمی

...

بزم عشقده وار ایدان ستاره بغلو با شیمیز

شول ویران کوکلری عشقلری معمورایدان

 

فخر عالم احمدی مختــــاره بغلـو باشیمیز

اسم اعظـــم حیدر کــــرّاره بغلو باشیمیز

از دست‌نویس‌های این اثر، می‌توان به نسخهٔ مجموعهٔ علی نهاد طرلان اشاره کرد، به شمارهٔ 4، به خط رقعه و نسخ، کتابتِ محمد مرشدی، در سال 1279 ه‍.ق.، در 192 برگ، با آغاز:

اللّه علیــدر یــــــا دکلــــمی

 

بســم اللّه علیــدر یا دکـلـمی

تسلّی بولمشــــــم بر نقطه‌دن

 

ثمّ وجــه اللّه علیدر یا دکلمی

و نسخهٔ دیگری نیز در کلکسیونِ ارسلان قاینار داغ، ذیل شمارهٔ 3/135، به خط رقعه، کتابتِ سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 4 برگ (برگ‌های 29 ب ـ 32 ب)،[20] با این آغاز موجود است:

گَل بروای قوم اعدا، من خدادان دون منم

 

چون شهادت ایتمشم، مصطفادن دون منم

پاره پاره بو وجــودیم، صد هزاران ایتسلر

 

من غلام خانـــــدان مرتضایم، دون منم

2. رسالهٔ ویرانی = ویرانی بابا رساله‌سی = کتاب ویرانی = ویرانی کتابی (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله‌ای در تصوّف به روش عقاید بکتاشیان است و با توجه به تاریخ کتابت نسخه‌های آن، تاریخ تألیف آن به پیش از سال 1120 ه‍.ق. تعلّق دارد. در برخی مصادر، از این اثر با عنوان متنی متعلّق به حروفیان یاد شده است (Bariş, 1981: 34.I/33) که چندان صحیح به نظر نمی‌رسد. البته نخستین بار، علویان و بکتاشیان آناتولی در نیمهٔ سدهٔ 9 ه‍.ق.، از طریق سید علی الاعلی حروفی اصفهانی (د. 882 ه‍.ق.) با اندیشه‌های حروفیان آشنا شده و جذبِ عقایدِ حروفیه شده‌اند؛ و به دلیل درهم تنیدگی مصادر تراثی بکتاشیان و حروفیان در قرون نهم هجری به بعد، میزان تقاربِ عقاید و مرزهای عقیدتی بین علویان و حروفیان، چندان شفاف و روشن نیست؛ و از این‌رو، به نظر می‌رسد خودِ موضوع تأثیرپذیری علویان از حروفیان، نیازمند مطالعاتِ بیشتری است.

از جمله دست‌نویس‌های این اثر، می‌توان به چهار نسخهٔ موجود در کلکسیونِ علی نهاد طرلان، اشاره کرد؛ این نسخ عبارت‌اند از: دست‌نویسِ شمارهٔ 17، به خطّ رقعه، کتابتِ اسماعیل حقی (خاک پای اولاد علی، حاجی بکتاش ولی، الفقیر ...)، با کتابتِ سال 1274 ه‍.ق.، در 47 برگ که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمدللّه ربّ العالمین، ایمدی ای طالب فضل حق ...، بیت:

گل ای مؤمن بری فرض خدادور

 

حقی بلمک چون قول مصطفا در

حقی بلمک دیلرسک بیل علی‌یی

 

اوقو علـــمک قپوسی مرتضا در

حسندر هم حسینم عابـــــدینم

 

گؤزم نوری امام باقر بــــقا در

بَری گل جعفری کاظم رضـــایه

 

تقی‌یه ویر اوزک لطف سخــا در

نقی عسکر شها مهــــدی هادی

 

اُولبدور ای ویـرانی اوسکـــا در

دست‌نویسِ دیگر به شمارهٔ 172،[21] به خط رقعه و نسخ، کتابتِ سید حاجی علی افندی، در اواخر سدهٔ 13 یا اوایل سدهٔ 14 ه‍.ق.، در 23 برگ؛ سومین دست‌نویسِ به شمارهٔ 178، به خطّ نسخ و رقعه، کتابتِ درویش حلمی قادری اسکداری، با تاریخ کتابتِ 1120 ه‍.ق.، در 42 برگ؛ و دست‌نویسِ چهارم نیز به شمارهٔ 1/185، به خطّ نسخ و نستعلیق، کتابتِ [سید] درویش محمّد خالد بکتاشی حسینی [اسلامبولی]، با تاریخ کتابتِ 1230 ه‍.ق.، در 60 برگ نگارش یافته است و در آغاز آن نسخه، تملکِ سید درویش خلیل رونقی بکتاشی حسینی، با تاریخ 17 ربیع‌الآخر 1230، دیده می‌شود. باید افزود نسخهٔ دیگری نیز از این اثر در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 2/116، به خطّ رقعه، با کتابتِ 1295 ه‍.ق.، در 21 برگ (برگ‌های 85 ب ـ 105 ب) نگه‌داری می‌شود.

3. زبدة التصوّف فی المبدأ والمعاد (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله‌ای در بیان مبدأ و معاد بر پایهٔ دیدگاه‌های صوفیانهٔ بکتاشیان است. بخش‌هایی از این اثر به رسالهٔ ویرانی تألیف دیگر مؤلّف، شباهت‌هایی دارد و دور نیست که تحریر دیگری از همان رساله بوده باشد. نسخه‌ای از این اثر در کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 2/93، به خط رقعه، با کتاب سال 1265 ه‍.ق.، در 38 برگ (برگ‌های 22 الف ـ 59 الف) نگه‌داری می‌شود که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه ربّ العالمین ... ای طالب حقّ و عاشق دیوانه ... .

ه‍. علی[22] کریدی متخلّص به رسمی (د. پس از 1065 ه‍.ق.)

1. عیون الهدایة[23] (تصوّف ـ ترکی عثمانی و عربی)

کتابی در موضوع تصوّف بر اساس اندیشه‌های علوی- بکتاشی است؛ و در آن، از امامان دوازده‌گانه: و چهارده معصومِ پاکِ اختصاصی علویان، یاد شده است. این اثر با دیباچه‌ای به عربی شروع، و به صلواتیهٔ دوازده امام: ختم می‌شود که آغاز آن صلواتیه چنین است:

اللّهمّ صلّ علی سیدنا نور جمال محمّد المصطفی ... امام علی المرتضی ... خدیجة الکبری .... فاطمة الزهری ... امام حسن خلق الرضا .... اللّهمّ صلّ علی سیدنا نور جمال هشتم، قبله هفتم سلطان خراسان ... .

نسخه‌ای از این اثر در مجموعهٔ پروفسور علی نهاد طرلان، به شمارهٔ 141، به خطّ رقعه، در 111 برگ نگه‌داری می‌شود. عباراتِ آغازین نسخه، گویای بخشی از باورهای بکتاشیان به امامان: و چهارده معصوم پاکِ نزد علویان و نوع ادبیاتِ دینی آنان است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، ... من ذریة ولیه و وصیه علی المرتضی و صلّ علی سیدنا خدیجة الکبرا (کذا) و بنت رسول اللّه فاطمة الزهراء؛ الرحمن الرحیم الذی نوّر قلوبنا بمحبّت (کذا) حسن المجتبا (کذا) و بمودّت (کذا) حسین الشهید دشت کربلا؛ مالک یوم الدین الذی ملک علینا زین العابدین بالإمام والهدی؛ إیاک نعبد عبادة تبلغنا بالإقامة (کذا) بصحبت (کذا) محمّد الباقر والجعفر (کذا) الصادق؛ و إیاک نستعین کما نستعناک (کذا) محمّد التقی الجواد و علی النقی الهادی الذی (کذا) بهمام (کذا) أهل المجید والعلی؛ اهدنا الصراط المستقیم الذی صراط الاستقامة بالمجد والهدایة والعلی الذی هو المقتدا؛ صراط الذین أنعمت علیهم الذی هو متابعة حسن العسکری و بمتابعت (کذا) مهدی صاحب العصر والزمان؛ غیر المغضوب علیهم و لا الضالین ... و نشهد أن لا إله إلا اللّه وحده ... و نشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله ... و نشهد أنّ أمیرالمؤمنین علی ولی اللّه الذی هو فی شأنه [نزلت] سورة هل أتی و صلّی اللّه تعالی علی آل محمّد الطیبین الطاهرین ... امام حسن العسکری الذکی، امام محمدمهدی صاحب الزمان قطب الدوران جان جانان ... شاه آخر زمان دوازده امام چهارده معصوم پاک ... راقم تسویدان صحائف عصیان ... تحقیق بیان حال و بو تهجیله شرح ما فی البال ایدرکم ... بو ذکر اولنان دوازده امام و چهارده معصوم پاک حضرتلرینک بنده ... .

و. بدرالدین احمد رفاعی علوی خلوتی بکتاشی مشهور به سری رفاعی علوی (د. پس از 1214 ه‍.ق.)

1. اصول، آداب و آیین طریقت بکتاشی = بکتاشی طریقیتنه آئیت اصول ادب آیین لر مجموعه‌سی = ارکان نامه (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

کتابی در تصوّف، در تبیین آداب، عقاید، آیین‌های طریقتِ بکتاشیه و نیز چگونگی اجرای مراسم علویان در جمع‌خانه‌ها است؛ و به تعبیر دیگر، شاید این اثر، یکی از ارکان‌نامه‌های بکتاشی بوده باشد و بر پایهٔ تاریخی که در مقدمهٔ اثر آمده، تاریخ تألیفِ آن باید حدود سال 1214 ه‍.ق. بوده باشد. عناوین این اثر می‌تواند ما را در شناختِ دقیق جزئیاتِ آداب و آیین‌ها، عقاید، کردار و حتی رفتار بکتاشیان، در برنامه‌های مختلف زندگی بکتاشی، یاری کند:

نیت غسل، ...؛ نیت آبدست؛ تسبیح رکوع؛ سبحان ربّـ [ـی] العظیم و بحمده؛ [تسبیح سجود،] سجده ده سبحان ربی الاعلی و بحمده؛ ...؛ السلام علیک ایها النبی [و] رحمة اللّه و برکاته؛ السلام علینا و علی عباد اللّه الصالحین؛ السلام علیکم و رحمة [اللّه] و برکاته، تمام شده. اللّهم صلّی علی محمّد المصطفی و علی المرتضی و فاطمة الزهراء و خدیجة الکبرا والحسن الرضا والحسین المقتول بکربلا و زین العابدین چهارده معصوم پاک را و محمّد بن علی الباقر و جعفر بن محمّد الصادق پاک را و موسی بن جعفر الکاظم و علی ابن موسی الرضا (2 ب) و محمّد بن علی التقی و علی ابن محمّد النقی والحسن بن علی الزکی و محمّد بن الحسن العسکری الإمام فی العالم المنتظر صلواة اللّه علیهم اجمعین؛ علی فاطمه حسن حسین عمّار سلمان ابوزر [کذا] مقداد بلال صهیب قنبر علی کرچکه هو. باسمه شاه اللّهم صلّ علی سیدنا محمّد المصطفی اللّهم صل علی سیدنا الامام نور امام علی المرتضی اللّهم صل علی سیدتنا نور خدیجة الکبری اللّهم صل علی سیدتنا نور فاطمة الزهری اللّهم صلّ ... علی نور امام مهدی صاحب الزمان صلواة اللّه علیهم اجمعین اولین آخرین ظاهرین باطنین طیبین طاهرین لا فتا الا علی لا سیف الا ذوالفقار باسم شاه ناد علیا مظهر العجائب ... (3 الف) و بنبوّتک یا محمّد یا محمّد یا محمّد و بولایتک یا علی یا علی یا علی و بحقّ لا إله إلا اللّه، محمّد رسول اللّه، علی ولی اللّه و بحقّ خدیجة الکبرا و فاطمة الزهری و بحق الحسن والحسین و ... (7 الف) بو ترجمانی اوقیوب بابایه تسلیم ایده .... (7 ب) سماع فرقلر، علی دوست، آه [کذا] حسین، سلطان علی، حنکار حاجم، سلطان بالیم، اوربان [کذا] بابا، ابدال موسی، قزل ولی، سجاع [کذا] بابا، صالتق بابا، مهدی زمان، ... غفلتدن اویاندم جان کوزین قلدم کُشا/ مذهب حق جعفریدر غیرلر باطلدرر/ یتمش ایکی فرقه دن اودم برخی دخی حبّذا/ سِودیکم اون ایکی امام من گروه ناجیم/ پیرم استادم حاجی بکتاش ولی قطب اولیا/ حق دیوب بل بغلدم اقرار ویروب ... / رهبرم اولدی محمّد مرشدم علی المرتضی/ برجمال محمّد کمال حسین علی را صلوات ... (9 الف)، ...؛ صاغ گؤز امام حسین در، صول گؤز امام حسن در، صاغ قاش فاطمة الزهرا در، صول قاش خدیجه الکبری در، صاغ کبریک یوقاریسی امام زین العابدین در، اشاغیسی امام محمّدباقردر، صول کبریک یوقاریسی امام جعفردر، اشاغیسی امام موسی کاظم در؛ تمّت باسم شاه سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم، اولنجه حق که محمّد علیدر ... (24 الف) ... هر نه وار ایسه جمله سی 28 حرفله بغلنور و 28 حرف بو سلطانلردر، اوّلاً محمّد، علی، حسن، حسین، زین العابدین، محمّد باقر، جعفر صادق، موسی کاظم، علی الرضا، محمّد تقی، علی النقی، حسن العسکری، محمّد مهدی، معصوملری بیان، محمّد الاکبر عبداللّه، عبداللّه ثانی، بحجت [کذا] القاسم، معصوم حسین، قاسم سعید، علی الاصغر، عبداللّه ثالث، یحیی الهادی، صالح، طیب، جعفر، معصوم جعفر ثانی، قاسم ثالث، امدی معصوملر اون درت اولدی ...؛ (24 ب) ... اندی‌ای طالب سجده بکتاشیان بودر ...؛ سیاه خطلره اولاً ایکی قاش بر ساج دورت کبرک یدی اولور و ایکی قولاق ایکی گؤز وو ایکی بورون ... ایکی گؤز حسن ایله حسین اشارتدر ...؛ (29 الف) بعض اسرار تاج شریف ...؛ (30 الف) .... در بیان پوست ...؛ (33 الف) ... رسول حضرتی بیورر أنا و علی من نور واحد ... لحمک لحمی ... .

نسخهٔ خطی این اثر ارزشمند، در مجموعهٔ ازمیرلی اسماعیل حقی (در کتاب‌خانهٔ سلیمانیه)، به شمارهٔ 1243، به خطّ سید شیخ احمد بدرالدین خلوتی مصری آطنه‌وی (همراه مهر گرد بزرگِ وی: مظهر العاشقین، عبده الشیخ احمد بدرالدین در طریق خلوتی مصری ...)، با تاریخ کتابتِ سال 1284 ه‍.ق.، در شهر بورسا (بروسه)، در 37 برگ، نگه‌داری می‌شود. آغاز [افتادهٔ[24]] این اثر ارزنده، که بسیاری از دیدگاه‌ها، آیین‌ها و آداب بکتاشیه، به اجمال و تفصیل، در جای‌جای آن نمایانده شده، چنین است:

... دستور، خادم الفقراء والمساکین قطب العارفین و ذخر الواصلین فاتح روم ایلی فرقلر سرداری قزل ولی سلطان السید علی افندمزک سنه بیک ایکیوژ اون درت سنه سنده آستانه بالاسنده پوست‌نشین آن توارث من حقیقة النسب المتصل إلی أشرف الأنام أصلح الصلحاء و افتخار الکبراء خلیفه زمان السید علی دده رحمة اللّه علیه ... .

ز. جمال‌الدین ینی‌شهری (یکی‌شهری) بکتاشی مشهور به شیخ جمال‌الدین لطفی و متخلّص به لطفی (د. پس از 1279 ه‍.ق.)

1. دیوان لطفی (ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

دیوانی مشتمل بر مدایح و مراثی حضرت علی 7، امام حسین 7 و باقی امامان شیعه:، نیز حضرت فاطمه زهرا 3 و حضرت خدیجه 3 و چهارده معصوم پاک نزد علویان (برگ‌های 1 ب ـ 67 ب) است که به انضمام غزلیات، تخمیسات، رباعیات و مسدّسات (برگ‌های 68 الف ـ 151 الف) به روش بکتاشیان سروده شده است. نسخه‌ای از دیوان لطفی در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 278، به خطّ تعلیق، با کتابتِ اواخر سدهٔ 13 یا اوایل سدهٔ 14 ه‍.ق.، در 151 برگ[25] موجود است که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم،

یار نجه خامه قدرت ازل املای بسم اللّه

 

 

بیلندی نقطه با دن عجب معنای بسم اللّه

 

ح. شاعری بکتاشی متخلّص به شمعی (د. پیش از 1281 ه‍.ق.)

1. ترکیب‌بند در مرثیهٔ امام حسین 7 (مراثی ـ ترکی عثمانی)

ترکیب‌بندی در مراثی حضرت اباعبداللّه الحسین 7 و مصائب کربلا با دیباچه‌ای منظوم دربارهٔ حضرت علی 7 که به روش بکتاشیان در 24 بیت سروده شده است. شاعر این منظومه (شمعی)، دقیقاً دانسته نیست. آیا شاعر صوفی طریقتِ مولویه، یعنی عاشق شمعی قونوی (د. 1250 ه‍.ق.) است که دیوانی به ترکی دارد (قره‌بلوط، 2002: 2/1280) یا شارح شهیرِ بوستان و گلستان سعدی، یعنی شمع‌اللّه مصطفی چلبی پُرزرینی شمعی (د. 1000 ه‍.ق.)[26] است؛ اینکه یکی از این دو باشد، نیازمند بررسی بیشتر است. از این ترکیب‌بند، دو نسخهٔ خطّی در کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ، یکی به شمارهٔ 1/130، به خطّ رقعه، با کتابتِ 1281 ه‍.ق.، در 1 برگ (برگ 35 الف) و دیگری، ذیل شمارهٔ 194، به خطّ رقعه، با کتابتِ سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 1 برگ (برگ 37 ب) با سرآغاز ذیل نگه‌داری می‌شود:

حاجـی بکتاش ولینک بندیکی جان... وار

نعـره دلدن ایدردی عرش اعلایه قـــرار

 

مظـــهر ســــــرّ علیدر اکا بو یادگـــار

صد هزاران کافری برنده دن قیلدی شکـار

دیـدی ارسلانیم علیدر قدرتیله کردگـــار

 

لا فتــی إلا علـــــی لا سیف إلا ذوالفقار

ط. شاعری بکتاشی متخلّص به آصف (د. پس از 1292 ه‍.ق.)

1. دیوانچه آصف (ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

مجموعه‌ای از ابیاتِ شاعری گمنام از قرن سیزدهم هجری، با نام آصف است که بیشترین آنها در مدایح و مراثی دوازده امام و اهل‌بیت: سروده شده است؛ و با توجّه به نوع بیان عواطف نسبت به معصومان:، شباهت‌های محتوایی فراوانی با ادب بکتاشیان دارد و به احتمال قوی، شاعر بکتاشی است؛ البته تردیدی نیست که اثبات این نظر، نیازمند بررسی محتوایی بیشتر است.

دربارهٔ شاعر مذکور باید گفت در برخی مصادر (Karatay, 1961: II/210؛ قره‌بلوط، 2002: 1/700) از شاعری رومی با تخلّص آصف یاد شده و اثر منظوم وی با عنوان دیوان آصف مضبوط است، اما با توجه به تاریخ کتابتِ آن نسخه (1139 ه‍.ق.)،[27] اتحادِ آن، با شاعرِ ما، که تحقیقاً در سال 1292 ه‍.ق. در قید حیات بوده، محلّ تأمل است، هرچند نظریهٔ نهایی، منوط به بررسی محتوایی این دو اثر است.

نسخهٔ خطی بکتاشی (دیوانچهٔ آصف)، در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 189، به خطّ رقعه، گویا به خطّ شاعر، با تاریخ 1292 ه‍.ق. با این آغاز موجود است:

...[28] شهید ... عشقـــه جـــان فدا گلدی ماتم دملری قان آغلیوب صبح و مسا.

شاعر، در جایی از ابیاتش (برگ 16 الف) با نقد صوفی، دربارهٔ سرسپردگی‌اش به اهل‌بیت: آورده است:

بیزی طعن ایلمه صوفی خرابـات خدایز بیز

 

محبّ خـــاندان اهل‌بیت مصطفـایــز بیز

یولنده بی‌مهابـا جــان و باش ایلرز قـربان

 

ازلــــــــدن بنده شاه شهید کربلایــز بیز

لباس فقـــر ایله ... ایلرز ملـک قبا ایچره

 

گدای بــــاب احسان علی المرتضایــز بیز

محمّد له علــی زهرا حسن ... الوب گلـدن

 

حسیـنی بیـز محبت خمـسه آل عبایــز بیز

صلادر اهل درد عشقه آصف بویله گلسونلر

 

بـو خسته‌خانه کون و مکان ایچره دوایز بیز

ی. احمد ادیب، قسطنطینی رومی بکتاشی متخلّص به ادیب و خرابی (د. 1335 ه‍.ق.)

1. دیوان خرابی[29] (ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

مجموعه‌ای از اشعار شامل قصاید و غزلیات و نیز مدایح و مراثی اهل‌بیت:، به‌خصوص موضوع کربلا در قالب مثنوی، ترجیع‌بند و رباعی و مانند اینها است که با گرایش بکتاشی سروده شده است. بر پایهٔ برخی مصادر خطی به ترکی استانبولی،[30] این شاعر از علویان و بکتاشیان است و در هفده‌سالگی وارد طریقهٔ بکتاشیه شده و زندگی و اشعار وی تحتِ تأثیر شاعران برجسته‌ای همچون یونس امره (د. 843 ه‍.ق.)،[31] سید عمادالدین نسیمی شیرازی حروفی (د. 837 ه‍.ق. در حلب)،[32] قیغوسز ابدال‌بابا (سدهٔ 9 ه‍.ق.)[33] و پیرسلطان ابدال سیواسی (د. 957 ه‍.ق. در سیواس)[34] است. شاعر مذکور ارادت خاصّی به آستان عصمت و طهارت: دارد؛ مراثی متعددی دربارهٔ حادثهٔ جان‌سوز کربلا، عاشورا و به‌ویژه امام حسین 7 سروده است. بخشی از سرآغاز ترکیب‌بندِ مرثیهٔ وی (15 ب)، که با زحمت خوانده می‌شود، چنین است:

ایتمیوب شــــاه پیـــامبر ... حقدور ...[35]

 

کوفـیا در بیوفـــالــر نقض عهد ایتمز مگر

قــرة العین رسولــــی ایلمـشلر در بــدر

 

واریــسه گـــــــل ... شاه رسول اللّه اگر

ای صبا وار کربلا دشتنـــــده ایله بر گذر

 

ویر بزه لطف آیت حسین بن علیدن بر خبر

نسخهٔ خطی دیوان خرابی، در کلکسیونِ احسان محوی (در کتاب‌خانهٔ سلیمانیه)، به شمارهٔ 98، به خطّ رقعهٔ خود شاعر (خرابی)، با تاریخ 1308 ه‍.ق.، در 285 برگ نگه‌داری می‌شود و آغاز آن چنین است:

فلکک لطفی، بتون جاهل و نادان اولان

 

یاغدریر درد و بلا، کامـــــل عرفان اولان

ک. شاعری بکتاشی متخلّص به حیدری (د. پس از 1335 ه‍.ق.)

1. دیوانچه حیدری (ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

مجموعه‌ای از اشعار و ابیات شاعرِ متأخرِ گمنامِ بکتاشی است که در نیمهٔ نخست سدهٔ 14 ه‍.ق. (حدود 1335 ه‍.ق.) در استانبول سروده است. دست‌نویس این اثر به خطّ شاعر، در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 185، به خطّ رقعه، با تاریخ نگارش 1335 ه‍.ق.، در استانبول، در 14 برگ، نگه‌داری می‌شود که آغاز آن چنین است:

ینه حسرت ایله چیرپنمـاق جـان پیر ئه وینـه

اولسه جنت بدل اولماز که جریان پیر ئه وینه

ل. مجموعه‌ای از آثار مخطوط بکتاشی ناشناخته

1. نَفَسلر (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

مجموعه‌ای صوفیانه به نظم و نثر، منتسب به علویان و بکتاشیان شامل ابیات، مدایح و مراثی اهل‌بیت: و به‌خصوص رثای امام حسین 7 است که به نظر می‌رسد در نیمهٔ دوم سدهٔ 13 ه‍.ق. نگارش یافته است. این مجموعه که بیشتر با عنوان نَفَس- ‌نَفَس آمده است، اشعاری با مضامین صوفیانه از شخصیت‌های شهیر علویان همچون شهیدی، پیرسلطان، شاهی، حسن‌بابا، بوسنوی‌بابا، سلطان ابدال، ترابی‌بابا، علی‌دده، رضوان، همت، شکری ولی و ... است. باید دانست که نَفَس یا دوریه، مجموعه اشعاری به زبان ترکی با وزن هجایی است که معمولاً در قالبی عامیانه و ساده، سروده شده است؛ و علویان و بکتاشیان به مناسبت‌هایی، در مراسم‌های مذهبی، همراه با موسیقی و سماع می‌خوانده‌اند (بجنوردی، 1383: 12/400).

نسخهٔ خطی این اثر، به خطّ مؤلف، در مجموعهٔ علی نهاد طرلان، به شمارهٔ 1/78، به خطّ رقعه (برخی چلیپا)، از سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 45 برگ نگه‌داری می‌شود و سرآغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، نفس شهیدی:

بویلـــــه بیورمشکر پیرلر ارنلر

 

 

سرّی سرّ ایلین جانه عشق اولسون

2. نوحه‌نامه (تاریخ معصومین: ـ فارسی)

کتابی در بیان احوال، فضایل و مصائب اهل‌بیت:، به‌خصوص مصائب حضرت ِسیدالشهدا 7 و خاندان مطهرّش که مؤلفی ناشناس (گویا بکتاشی) در 23 مجلس با دیباچه‌ای مفصّل در ثواب گریه بر مصائب حضرت نگاشته است؛ با توجّه به روش نگارش و نیز برخی نقل‌قول‌ها از کسانی مانند ویرانی بکتاشی[36] (برگ 53 ب)، احتمال دارد این اثر متنی علوی‌ـ بکتاشی بوده باشد، هرچند به دلیل اتحاد روش با نوع آثار امامیه، بعید نیست متنی متعلّق به شیعهٔ امامیهٔ اثناعشری بوده باشد؛ امّا چون عراق در آن دوران، در قلمرو امپراتوری عثمانی بوده است، بکتاشیان نیز در کربلا و نجف توطّن و حضوری چشمگیر داشتند. لذا از این منظر، هیچ استبعادی وجود ندارد. امّا دربارهٔ تاریخ تألیف اثر باید گفت چون مؤلف از ویرانی دده (زنده در نیمهٔ نخست سدهٔ 11 ه‍.ق.) نقل‌قول‌هایی می‌کند، طبعاً تألیف اثر باید بین نیمهٔ دوم سدهٔ 11 تا نیمهٔ نخست سدهٔ 12 هـجری و ترجیحاً بین سال‌های 1030 ه‍.ق.[37] تا 1140 ه‍.ق.[38] بوده باشد.

نسخهٔ خطی این اثر، اکنون در کلکسیونِ تکه‌لی اوغلی (کتاب‌خانهٔ سلیمانیه)، به شمارهٔ 1/450، به خطی نستعلیق مایل به نسخ، با کتابتِ محمّدعلی بن حاجی حسین، و با تاریخ نیمهٔ دوم سدهٔ 11 یا نیمهٔ نخست سدهٔ 12 ه‍.ق.[39] در 61 برگ (برگ‌های 1 ب ـ 61 الف) نگه‌داری می‌شود. آغاز نسخه چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، ثنا و ستایش مر خدای راست که از برای هر بلا جزایی و از برای هر عنا عطایی مقرر و مقدر فرموده است ... مجلس اول در وفات حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ... .

نتیجه‌ و پیشنهاد

اثبات فرضیه‌ها و یافتنِ پاسخ نهایی پرسش‌ها دربارهٔ عقاید بکتاشیان، نیازمند بررسی عمیق و دقیق محتوای متون کهن منظوم و منثور علویان است؛ امّا بررسی گونه‌شناختی مقدّماتی بخشی از مصادر و متون کهنِ نگارش‌یافته به قلم آنها، وجود عناصرِ مشترک قوی اعتقادی و مشابهت‌ها و تأثیرپذیری رفتاری آنان از آموزه‌های مکتب نورانی اهل‌بیت:، حاکی از آن است که بدون تردید، علویان بکتاشی، به عنوان مذهبیِ اسلامی‌‌صوفی، بخشی از جامعهٔ شیعیِ دورمانده از اصل خویش‌اند و جریان‌های متأخّرِ سکولاری که می‌کوشند این نظریه را صورت‌بندی کنند که «بکتاشیه هویتی مستقلّ دارد و فقط در دوره‌هایی از تاریخ عثمانی، مؤلفه‌هایی از آموزه‌های شیعی، به انحاء مختلف، همچون از طریق حروفیه (با هویتِ شیعی تأویلی)، بر باورهای بکتاشیه، تأثیراتی نهاده است»، حداقل به شهادتِ متونِ کهن محلّ تأمل است؛ متونی که صریحاً به آموزه‌ها و تأثیراتِ «مذهب جعفری» و تلقّیاتِ گسترده و همه‌جانبهٔ آنان از این مکتبِ نورانی اهل‌بیت:، اشارت دارد.

با توجّه به وجود عناصرِ مشترک قوی اعتقادی و رفتاری میان شیعیان اثناعشری و علویان بکتاشی و فقدان یا قلّتِ منابع پژوهشی دقیق و عمیق، راجع به بکتاشیان، به زبان فارسی، پیشنهاد می‌شود برای شناخت بیشتر و دقیق‌ترِ آنان، در کنارِ ایجاد مراکز علمی‌تخصّصی و نیز گسترش تعاملات بیشتر با علویان، ساختارهای موجودِ مرتبط با علویان در مراکز علمی کشور، همچون «کمیتهٔ علویان» در مراکزی مانند دانشگاه ادیان، جامعة المصطفی 9، یا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به صورتی کارآمد و علمی، تقویت شود؛ و به دلیل وجودِ سرچشمه‌های مطالعاتی و پژوهشی گسترده دربارهٔ بکتاشیه، به زبان‌های ترکی عثمانی (با الفبای عربی) و ترکی استانبولی (لاتین)، امید است بر پایهٔ میراث کهن مکتوبِ آنان (نسخ خطی) و نیز بر پایهٔ یافته‌ها و مطالعاتِ جدید غربیان یا خودِ علویان دربارهٔ علویان، پژوهش‌های جدیدی در قالبِ رساله و پایان‌نامهٔ دانشگاهی، ترتیب داده شود.

پی‌نوشت‌ها




[1]. Noyan Dedebaba, Bedri, Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik, Vols. I-IX.

[2]. دربارهٔ «حاجی بکتاش ولی»، نک.: انوشه، 1383: 6/188-190؛ مدرّس تبریزی، 1374: 2/6-7؛ نیز تمامی صفحات جلدِ نخستِ کتابِ Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik.

[3]. دربارهٔ این اثر نک.: قره‌بلوط، 2002: 5/3054؛ دانش‌پژوه، 1332: 4/2461.

[4]. در برخی مصادر، زبان اثر، ترکی ثبت شده است (قره‌بلوط، 2002)؛ در حالی ‌که نسخه‌ای از آن در کتاب‌خانهٔ مرکزی دانشگاه تهران به شمارهٔ 1/3451 موجود است که به فارسی نگارش یافته است؛ بعید نیست که نسخه‌های ترکی، ترجمه‌ای از زبان فارسی باشند.

[5]. در برخی نسخ دیگرِ این اثر، به جای غیبی نام عیسی آمده است (متقی، 1381: 1/170-172).

[6]. دربارهٔ اثر نک.: قره‌بلوط، 2002: 2/972.

[7]. برخی عبارات این خطبه به نظر می‌رسد غالیانه باشد و در علوی و بکتاشی بودن این اثر نیز تردید وجود دارد.

[8]. الانسان: 1.

[9]. الرعد: 43.

[10]. المائده: 55.

[11]. اشاره به حدیث مشهور نبوی 9: «أنت منّی بمَنزلة هارون من موسی، الاّ أنـّه لانبی بعدی» (البخاری، 1981: 5/۱۲۹؛ الترمذی، بی‌تا: 5/۶۳۸).

[12]. باید افزود که در همین مجموعه (ارسلان قاینارداغ)، به شمارهٔ 195 منظومه‌ای با عنوان قصیدة کشف الغطاء از سید حسین غیبی‌بابا، دانسته شده است و به نظر می‌رسد این نسبت صحیح نباشد. زیرا همین اثر، در مصادر، از صُنع الله غیبی بن عبدالله، کوتاهوی رومی (د. 1080 ه‍.ق.) دانسته شده است (قره‌بلوط، 2002: 2/1301-1302).

[13]. قیغو یا قایغو، به ترکی عثمانی به معنای غم است و پسوند نفی «سز» هم آن را منفی کرده و در نتیجه «قیغوسز»، به معنای «بی‌غم» خواهد بود.

[14]. دربارهٔ مؤلف نک.: بغدادی، 1990: 1/143؛ بروسه‌لی، 1342: 1/144-145.

[15]. دربارهٔ این اثر نک.: قره‌بلوط، 2002: 1/607.

[16]. دربارهٔ این اثر نک.: همان، 1/609.

[17]. این مطالب در انجام نسخهٔ علی نهاد طرلان به شمارهٔ 2/193 آمده است.

[18]. از زندگی ویرانی، آگاهی چندانی در دست نیست؛ گویا وی مدتی مجاور حرم حضرت علی (ع) در نجف اشرف بوده و در همین دوره نیز با شاه عباس اول صفوی (د. 1038 ه‍.ق.) ملاقاتی داشته است، نک.: http://www.forumdas.net

[19]. دربارهٔ این اثر نک.: الطهرانی، 1386: 4/9-1282؛ و قره‌بلوط، 2002: 5/3889.

[20]. این نسخه مشتمل بر پنج غزل در مدح اهل‌بیت (ع) است.

[21]. نسخه از انجام، افتادگی دارد.

[22]. در فهرست دیجیتالی کتاب‌خانهٔ سلیمانیه، نام مؤلفِ اثر، احمد رسمی کریدی ثبت شده که صحیح نیست. باید افزود که احمد کریدی متوفای 1197 ه‍.ق.، از جغرافی‌دانان شهیر و از رجال دولت عثمانی بوده و بیشتر تألیفاتِ وی در جغرافیا است، نک.: بغدادی، 1990: 1/179.

[23]. دربارهٔ این اثر نک.: قره‌بلوط، 2002: 3/2237- 2238.

[24]. به نظر می‌رسد حداقل چند برگی از آغاز نسخه افتاده است.

[25]. گویا یک یا دو برگ از انجام نسخه ساقط شده است.

[26]. دربارهٔ شرح حال شمعی پرزرینی نک.: بروسه‌لی، 1342: 2/258.

[27]. نسخهٔ موزهٔ توپقاپی سرای ـ استانبول، به شمارهٔ 874 خزینه.

[28]. کلماتی از ابیات آغازین نسخه خوانده نشد.

[29]. دربارهٔ این اثر نک.: قره‌بلوط، 2002: 1/571.

[30]. http://turkcebilgi.org (1392-1-20).

[31]. دربارهٔ احوال یونس امره، نک.: قره‌بلوط، 2002: 5/4028-4029.

[32]. دربارهٔ احوال نسیمی، نک.: مدرّس تبریزی،1374: 6/174.

[33]. دربارهٔ احوال قیغوسوز ابدال نک.: بغدادی، 1990: 1/143؛ بروسه‌لی، 1342: 1/144ـ145.

[34]. دربارهٔ احوال پیرسلطان سیواسی نک.: حدّاد عادل، 1379: 5/909ـ910.

[35]. دو کلمه خوانده نشد.

[36]. چون ویرانی‌بابا مدتی در عراق، مجاور مرقد حضرت علی (ع) در نجف اشرف بوده است، بعید نیست این اثر را نیز یکی از علویان متمایل به امامیه در عراق (جزء امپراتوری عثمانی) نگاشته باشد.

[37]. ویرانی‌بابا، در همین سال، گویا با شاه عباس صفوی، در نجف اشرف، ملاقاتی داشته است که پیش‌تر به آن اشاره شد.

[38]. نسخهٔ مذکور فاقد تاریخ کتابت است، اما در یادداشت‌های روی نسخه، تاریخ 1140 ه‍.ق. دیده می‌شود.

[39]. در آغاز، یادداشت‌هایی با تاریخ 1140 و 1161 ه‍.ق. دارد.

قرآن کریم.

انوشه، حسن (1383). دانش‌نامهٔ ادب فارسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج6.

بجنوردی، کاظم (1383). دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائرةالمعارف اسلامی، ج12.

البخاری، محمد بن اسماعیل (۱۹۸۱). الصحیح، تصحیح: محمد ذهنی افندی، استانبول: بی‌نا.

بروسه‌لی (بروسوی)، محمّدطاهر (1342). عثمانلی مؤلفلری، استانبول: مطبعهٔ عامره، ج2.

بغدادی، اسماعیل‌ پاشا (1990). هدیة العارفین، بیروت: دار الفکر، الطبعة الثانیة.

الترمذی، محمد بن عیسی (بی‌تا). السنن، تصحیح: ابراهیم عطوه عوض، بیروت: بی‌نا.

حدّاد عادل، غلام‌علی (زیر نظر) (1379). دانش‌نامهٔ جهان اسلام، تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ج5.

دانش‌پژوه، محمّدتقی (1332). فهرست نسخه‌های خطی کتاب‌خانهٔ مرکزی دانشگاه تهران، تهران: دانشگاه تهران، ج4.

سبحانی، توفیق؛ آق‌سو، حسام‌الدین (1374). فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتاب‌خانهٔ دانشگاه استانبول، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

سبحانی، توفیق؛ انصاری، قاسم (1355). «حاجی بکتاش ولی و طریقت بکتاشیه»، در: نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه تبریز)، س28، ش120، ص505-546.

الطهرانی، آقابزرگ (1386). الذریعة إلی تصانیف الشیعة، تهران: چاپ‌خانهٔ دانشگاه تهران، ج4 و9.

الطهرانی، آقابزرگ (1959). الذریعة إلی تصانیف الشیعة، نجف اشرف: مطبعة القضاء، ج13.

قره‌بلوط، علی‌رضا؛ قره‌بلوط، احمد طوران (2002). معجم تاریخ التراث الإسلامی فی مکتبات العالم، قیصری: دار العقبة.

متّـقی، حسین (1381). فهرست نسخه‌های خطی ترکی کتاب‌خانهٔ آیت‌اللّه العظمی مرعشی نجفی، قم: کتاب‌خانه آیت‌اللّه العظمی مرعشی نجفی، ج1.

متّـقی، حسین (1423). معجم الآثار المخطوطة حول الإمام علی بن أبی ‌طالب 7: الدلیل الببلیوغرافی لـ 10000 مخطوطة محفوظة فی مکتبات العالم، قم: مکتبة آیة‌اللّه العظمی المرعشی النجفی.

مدرّس تبریزی، محمدعلی (1374). ریحانة الادب، تهران: کتاب‌فروشی خیام.

Bariş, Hasip ve başkalar (1981). Türkiye Yazmaları Toplu Kataloğu, 34 (I), Ankara.

Karatay, F. Edhem (1961). Topkapı Sarayı Müzesi Kütüphanesi Türkçe Yazmalar Kataloğu, c. II, Istanbul.

KUT, Günay (1989). Tercüman Gazetesi Kütüphanesi Türkçe Yazmalar Kataloğu, c. I, Istanbul.

Noyan Dedebaba, Bedri (1998-2011). Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik, Vols. I-IX, Ankara.

http://www.forumdas.net (تاریخ دسترسی: 1/2/1392).

http://www.turkcebilgi.org (تاریخ دسترسی: 1/2/1392).

 

برگی از ارکان‌نامه، بدرالدین احمد رفاعی علوی خلوتی بکتاشی (سرّی رفاعی)، کلکسیون ازمیرلی، ش 1243 ـ استانبول