واکاوی معیار تشخیص جنسیت دوجنسه‌ها در فقه مذاهب اسلامی با رویکرد روایی (بررسی موردیِ اعتبار روایت شریح قاضی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قم

2 دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قم

چکیده

تشخیص جنسیت افراد دوجنسه با بهره‌گیری از معیار شمارش تعداد دنده‌ها، از جمله مسائلی است که در فقه اسلامی محل مناقشه بوده و طرفداران آن، به روایات آفرینش زن از دندهٔ مرد و آفرینش حواء از دندهٔ آدم استناد کرده‌اند؛ روایاتی که بنا به ادعا، روایت شریح قاضی، معتبرترین آنها است. با بررسی سندی و تاریخی روایات مزبور و سیر تحول آنها در منابع روایی، آثار جعل در آنها روشن می‌شود. بررسی اختصاصی روایت شریح نیز اشکالات مختلف سندی و متنی آن را آشکار کرده، وجود روایات معارض و قراین جعل، به‌ویژه مخالفت روایت شریح با مسلمات علمی، جعلی‌بودن آن را مرجح می‌کند. بنابراین، ممکن نیست برای معتبربودن معیار شمار دنده‌ها در تشخیص جنسیت و صدور دیگر احکام، به این روایت استناد کرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis on the Criteria of Diagnosis of Androgyny in Islamic Schools of Jurisprudence by the Narrative Approach (Case Study: Validity of Shurayh Qadi’s Narrative)

نویسندگان [English]

  • Mohammadtaqi Diyari 1
  • Mohsen Deleer 2
1 Professor, faculty of Quran and Hadith Sciences, University of Qom
2 PhD student of Quran and Hadith Sciences, University of Qom, Correspondent Author
چکیده [English]

Identification of Androgynyby counting the number of ribs is a contradictory issue in the Islamic jurisprudence,advocates of which rely on the narratives about the creation of woman from man’s ribs and the creation of Eve from Adam's ribs. The most authentic one is a narrative by Shurayh Qadi. By studying the history and the chain of narrations, as well as their changing trend, the fabricated narratives will be identified. Exclusive study of Shurayh Qadi's narrative has also unveiled its different problems both relating to Sanad, the chain of narration, and Matn, the text of the narrative. The contradictory narratives and evidences of forgery, especially disagreement of Shurayh Qadi's narrative with scientific accepted premises, increase the possibility of its fabrication. Therefore, it is not possible to rely on the narrative to prove the validity of the number of ribs as a criterion for the identification of sex and to prove the possibility of real sex reassignment.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Creation of Adam and Eve
  • Androgynous
  • Shurayh Qadi's Narrative
  • Islamic Jurisprudence
  • Isra'iliyyat
  • Hadith Forgery

عنوان مقاله [العربیة]

تحلیل معاییر کشف الجنس لذوی الجنسین نفی فقه المذاهب الاسلامیة بالمنهج الرّوائیة (التحقیق فی صحة روایات القاضی الشریح)

چکیده [العربیة]

تشخیص الجنس لذوی الجنسین باستعانة عدّ التروس من الثدی البشری، کان من المسائل المتنازع علیها فی الفقه الاسلامی و تمسّک الذین اثبتوه بروایات خلق المرأة من تروس الرجل و خلق الحواء من تروس آدم 7 اوثقهم روایة القاضی شریح التی یکشف آثار الجعل فیها بالتأمل فی مصدر هذه الروایات و تاریخها و تحولاتها فی مصادر الروائیة.




التحلیل بالخصوص فی روایة القاضی شریح یوضح لنا وجود المشاکل المختلفة فی سندها و محتواها و ایضاً تعارضها مع الروایات الصحیحة علی الخصوص مخالفتها مع المسلّمات العلمیّة. هذه الامور کلها تدل علی الجعل فی روایته.




فعلی هذا؛ لا یمکن الاستناد الی هذه الروایات لاعتبار عدّ التروس فی تشخیص الجنس و صدور الحکم.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • خلق آدم و حواء
  • ذوالجنسین (محاید)
  • روایة القاضی شریح
  • الاسرائیلیات
  • جعل الحدیث

از جمله معیارهای تشخیص جنسیت دوجنسه‌ها، تعداد دنده‌های ایشان است که در منابع روایی و فقهی شیعه و عامه، نقل شده و محل مناقشه قرار گرفته است. مهم‌ترین مستند پذیرش این معیار، روایتی است که در منابع فریقین نقل شده و مشهور به روایت شریح قاضی است که علاوه بر تصریح به خلقت حواء از یکی از دنده‌های آدم، تعداد دنده‌ها را به عنوان معیار تشخیص مرد از زن ذکر کرده است؛ و از آن برداشت کرده‌اند که ممکن است افرادی این قابلیت را داشته باشند که در آنِ واحد، هم باردار شوند و هم باردار سازند؛ و به آن برای اثبات امکان پدیدآمدن تغییر جنسیت واقعی، استناد شده است (مؤمن قمی، 1385: 22).

در این مقاله، با مطالعهٔ سندی و متنی روایت شریح قاضی، معیار تشخیص جنسیت دوجنسه‌ها در فقه مذاهب اسلامی را واکاوی می‌کنیم.

آرای فقهای فریقین در معیار تعیین جنسیت

فقها در پذیرش معیار تعداد دنده‌ها برای تعیین جنسیت افراد دوجنسه، به دو گروه تقسیم شده‌اند:

الف. پذیرش اعتبار معیار تعداد دنده‌ها: این نظر از عامه به حسن بصری و عمرو بن عبید شاگرد حسن بصری (حطاب، 1412: 6/432؛ هاشمی، 1419: 349؛ نیآوردی، 1419: 11/412)، حنفی‌ها (العینی، 1420: 13/530؛ ابن‌عابدین، 1412: 6/728؛ همو، بی‌تا: 7/316؛ ابن‌نجیم، بی‌تا: 8/539؛ بابرتی، بی‌تا: 10/517 و 13/531)، حنبلی‌ها (هاشمی، 1419: 349) و مالکی‌هایی مثل ابن‌یونس، قرافی و حوفی (حطاب، 1412: 6/432؛ دسوقی، بی‌تا: 4/496 ـ 495) و برخی از فقهای شافعی (ابواسحاق شیرازی، بی‌تا: 2/418؛ نووی، بی‌تا: 16/103؛ سنیکی، بی‌تا: 5/57) نسبت داده شده و ادعا شده که فقهای شیعه نیز بر پذیرش آن اجماع دارند (مجلسی، 1406: 11/360). این ادعا با توجه به فقهایی که در گروه بعد ذکر خواهد شد، خدشه‌پذیر است، ولی برخی از فقهای شیعه به حجیت آن قائل شده‌اند (حلی، 1420: 5/74؛ مجلسی، 1406: 11/365؛ بحرانی، 1405: 24/354؛ نراقی، 1415: 19/450؛ موسوی خمینی، بی‌تا: 2/400؛ اراکی، 1413: 239 و 242؛ قمی، 1426: 10/910-911، لنکرانی، 1421: 482).

ب. نپذیرفتن اعتبار معیار: از میان عامه، ابن‌ابی‌هریره و فقهای شافعی (نیآوردی، 1419: 9/381-382؛ جوینی، 1428: 133؛ رویانی، 2009: 9/370؛ بغوی، 1418: 5/470) و نیز برخی از فقهای مالکی مثل ابن‌عرفه (زرقانی، 1422: 8/420) اعتبار این معیار را نپذیرفته‌اند؛ و از فقهای شیعه، ابن‌عقیل عمانی و بسیاری از فقهای متأخر با توجه به اینکه روایات مستند آن را مخدوش دانسته‌اند، حجیت معیار مزبور را نپذیرفته‌اند (عاملی، بی‌تا: 8/215؛ آشتیانی، 1418: 195؛ سبحانی، 1415: 376-380؛ محسنی، 1424: 1/223-224؛ اعرابی، 1387: 56؛ بصری بحرانی، 1413: 7/354).

جالب اینکه در میان فقهای شیعی، فتوای شیخ طوسی (طوسی، 1407: 4/358؛ حلی، 1413: 9/100) و شیخ مفید (عاملی، بی‌تا: 8/216) در برخی تألیفاتشان، به پذیرش و در برخی دیگر، به رد اعتبار این معیار تعلق گرفته است.

مراحل شکل‌گیری روایات استنادشده به آن

برای اعتبار معیار تعداد دنده‌ها به روایاتی استناد شده که می‌توان هستهٔ اصلی آنها را یک روایت دانست که در طی زمان، به تناسب خواست راویان، تحریف و به آن شاخ‌وبرگ داده شده است. مراحل این تحریف، اگرچه از نظر زمانی دقیقاً تفکیک‌شدنی نیست و در تاریخ مبهم مانده، با مراجعه به منابع روایی و بررسی تاریخ تألیف و زمان زندگی مؤلفان منابع، تا حد بسیاری قابل تشخیص است. این مراحل با تقسیم‌بندی زیر روشن می‌شود:

الف. رسول خدا 9 مردان را به مدارای با زنان توصیه و اخلاق زنان را به دندهٔ کج، تشبیه کرده است. عبارت کلیدی این روایات «أنّ الْمَرْأَةَ کالضِّلَعِ» (ابن‌ابی‌شیبه، 1409: 4/197؛ ابن‌راهویه، 1412: 2/208 و 287؛ ابن‌حنبل، 1421: 15/321 و 35/359 و 43/395؛ تمیمی دارمی، 1412: 3/426؛ بخاری، 1422: 7/26؛ قشیری نیشابوری، بی‌تا: 2/1090؛ ترمذی، 1998: 2/485؛ البزار، 2009: 14/298 و 15/95) یا «إِنَّمَا هِی کالضِّلَعِ» (ابن‌حنبل، 1421: 15/494) است که از عایشه، ابوهریره و ابوذر نقل شده‌اند؛ و در برخی از آنها صراحتاً عبارت به صورت «مَثَلُ الْمَرْأَةِ کالضِّلَعِ» (البزار، 2009: 9/384 و 10/473 و 18/114) آمده است که با قطع نظر از اسناد، به عنوان توصیه‌ای اخلاقی، پذیرفتنی است.

ب. در اثر غفلت راویان، حالت تشبیهی روایات گروه اول، حذف شده و کاف تشبیه افتاده، مثل عبارت «المرأةُ ضلعٌ» (ابن‌حنبل، 1421: 35/267) ولی با همان سند و مضمون اخلاقی مشابه روایت پیشین، نقل شده و البته «سمرة بن جندب» نیز به راویان اولیه (عایشه، ابوهریره و ابوذر) افزوده شده است. عبارت کلیدی این روایات، «أَنَّ الْمَرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَعٍ ...» است (حمیدی، 1996: 2/293؛ ابن‌ابی‌شیبه، 1409: 4/197؛ ابن‌حنبل، 1421: 33/283؛ تمیمی دارمی، 1434: 531؛ بخاری، 1422: 4/133؛ قشیری نیشابوری، بی‌تا: 2/1091؛ ابن‌ابی‌اسامه، 1413: 1/550؛ البزار، 2009: 17/148؛ نسائی، 1421: 8/251 و 255).

ج. با الهام از روایات پیشین و با تکیه به داستان آفرینش ذکرشده در تورات، شبه‌روایاتی جعل شده که آفرینش حواء را از دندهٔ آدم مطرح می‌کند (اعرابی، 1387: 13). ریشهٔ این داستان در منابع اسلامی، به ابن‌اسحاق (متوفای 151 ه‍.ق.) که منبع داستان را اهل کتاب و تورات معرفی کرده (طبری، 1387: 1/103-104؛ ابن‌اثیر، 1417: 1/31) و حمیری (متوفای 213 ه‍.ق.) از وهب بن منبه (حمیری، 1374: 14) که از منابع انتشار اسرائیلیات در منابع اسلامی است (سبحانی، 1418: 1/545)، باز می‌گردد. نکته اینجا است که رواج این داستان هم‌زمان با عصر ارتباط مسلمانان با علوم یونانی بوده و در آموزه‌های یونانی هم، آفرینش زن از دنده‌های مرد مطرح بوده و به ارسطو نسبت داده می‌شده است (دلیر، 1387: 122).

این داستان، در کتاب‌های دست اول روایی عامه، همچون صحاح سته، وجود ندارد، بلکه به عنوان شرح آنها در ذیل روایات دو گروه قبل ذکر شده است؛ منابعی همچون تفسیر قرآن (ابن‌منذر، 1423: 2/547 ـ 548) و شرح صحاح (ابن‌بطال، 1423: 7/387؛ جوزی، بی‌تا: 3/478، نووی، 1392: 10/57؛ نیآوردی، بی‌تا: 1/446) که مربوط به قرن چهارم به بعد هستند، در حالی ‌که منابع دو گروه گذشته، همگی مربوط به پیش از قرن چهارم بودند.

برای اسلامی‌کردن داستان مزبور، از ابن‌عباس، ابن‌مسعود (طبری، 1387: 1/103-104؛ ابن‌اثیر، 1417: 1/31) و مجاهد (ابن‌سعد، 1410: 1/34) به عنوان باورمندان به آن نام برده شده، ولی کسی آن را به رسول خدا 9 نسبت نداده است.

د. افزودن جنبهٔ فقهی به داستان مذکور و نسبت‌دادن آن به امام علی 7 با سندی متصل که از آن تعبیر به روایت شریح قاضی می‌شود؛ این روایت، برای نخستین بار در کتاب الأخبار الموفقیات تألیف زبیر بن بکار (متوفای 256 ه‍.ق.) و از او در کتاب شاگردش وکیع (متوفای 306 ه‍.ق.) نقل شده است (وکیع، 1366: 2/197)، اما در صحاح سته و دیگر منابع روایی، تفسیری یا تاریخی دست اول عامه وجود ندارد، اگرچه در منابع فقهی هر چهار مذهب، که پس از سدهٔ چهارم تألیف شده‌اند، از آن یاد شده است که در بخش اختلاف آرای فقها ذکر شد.

روایات آفرینش زن از دندة مرد در منابع شیعی

در منابع متقدم شیعی، روایت «إنما المرأة کالضلع»، فقط در معانی الاخبار شیخ صدوق (متوفای 380 ه‍.ق.) (صدوق، 1361: 305-306) با سند مذکور در مسند دارمی (متوفای 255 ه‍.ق.) یعنی «سعید بن ایاس الْجُرَیرِی از أَبِی الْعَلَاءِ یزید بن عبداللّه بن الشخیر از نُعَیمِ بْنِ قَعْنَب» از أَبِی‌ذَر نقل شده که همهٔ راویان آن از عامه هستند و در کتب رجالی شیعه از ایشان یاد نشده است. همچنین، دارمی متن را به صورت «إِنَّ الْمَرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَعٍ...» نقل کرده (تمیمی دارمی، 1434: 531) که در هیچ منبع روایی دست اول شیعی، چنین عبارتی از معصومان: نقل نشده است.

آفرینش حواء از دندهٔ آدم، در چهار روایت از منابع شیعی نقل شده است:

الف. در روایتی از زبان امام باقر 7 در من لایحضره الفقیه، به صورت مرفوع از سکونی نقل شده (صدوق، 1413: 4/326) که او را موثق دانسته‌اند، اما مذهب عامه داشته (خویی، 1413: 3/106)؛ و می‌توان روایت او را دخیل از منابع عامه دانست که به‌اشتباه به امام 7 نسبت داده شده است.

شیخ صدوق پس از نقل این روایت و نیز نقل مرفوع آن در جایی دیگر به صورت «رُوِی أَنَ حَوَّاءَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ الْأَیسَرِ» (صدوق، 1413: 3/380-381)، هر دو را برخلاف ظاهر آنها به آفرینش حواء از باقی‌ماندهٔ گلی که دندهٔ آدم با آن آفریده شده، تفسیر کرده (همان: 3/381 و 4/327) که نشان‌دهندهٔ اعتقاد‌نداشتن او به مضمون ظاهر آنها است (اردبیلی، 1403: 11/580).

ب. روایت مذکور در بحارالانوار این‌طور معرفی شده: «در یکی از کتاب‌های معتبر دیدم روایت شده است» (مجلسی، 1404: 56/91). ایشان راوی آن را فضل‌اللّه راوندی از ابن‌عباس دُورْیسْتِی ذکر کرده که با سند خویش در ضمن حدیثی طولانی از معلی بن خنیس از امام صادق 7 نقل کرده است (همان: 56/93).

نقد: اگر بپذیریم وجاده روایت با توصیف مذکور حائز اعتبار شود، باز هم راویانی همچون «جعفر بن احمد بن علی المونسی القمی» و «احمد بن محمد بن یوسف» و «حبیب الخیر» در سند آن مجهول‌اند و «محمد بن حسین بن سعید الصائغ» با عنوان «جداً ضعیف» توصیف شده است (خویی، 1413: 16/8)، بنابراین روایت ضعیف است و در خور اعتماد نیست.

ج. در الکافی با سند صحیح از امام باقر 7 نقل شده: «خدای متعال آدم را از آبی گوارا و همسرش را از جنس و سنخ او آفرید، پس او را از پایین‌ترین دندهٔ آدم پدید آورد» (کلینی، 1365: 5/442).

ممکن است عبارت «پس او را از پایین‌ترین دندهٔ آدم پدید آورد»، از جانب یکی از راویان در توضیح سنخیت ایشان افزوده شده باشد. این روایت با همین سند، در تفسیر قمی از امام صادق 7 نقل شده است (قمی، 1404: 2/114). اضطراب در تعیین امام 7 و احتمال افزوده‌شدن عبارت توضیحی به روایت، آن بخش از روایت را غیر قابل استناد می‌کند، مگر اینکه با روایتی خدشه‌ناپذیر تأیید شود. پس همه چیز منوط به بررسی روایت شریح است که در ادامه بررسی می‌شود.

زبیر بن بکار و روایت شریح

در منابع سه سدهٔ نخست هجری، روایت شریح را فقط در کتاب زبیر بن بکّار با اسناد متصل می‌توان یافت. زبیر از کارگزاران عباسیان و تا زمان مرگش (256 ه‍.ق.) قاضی متوکل بود (ابن‌ساعی، 1430: 371)؛ دارقطنی او را توثیق، ولی ابن ابی‌حاتم او را تضعیف کرده و احمد بن علی السلیمانی او را «منکر الحدیث» (ذهبی، 1405: 12/311-314)، واضع و جاعل دانسته است (ذهبی، 1382: 2/66). کتاب او «مجموعه‌ای در اخبار و نوادر تاریخ» توصیف شده که برای خلیفه الموفق بن متوکل عباسی، نوشته شده است (زرکلی، 2002: 3/42). متن روایت چنین است:

شریح می‌گوید زنی نزد من آمد و گفت: من برای شکایت آمده‌ام. شریح پرسید: طرف دعوای تو کیست؟ پاسخ داد: خود تو! مجلس برایش خلوت شد و شریح گفت: سخن بگو. زن گفت: من زن هستم، ولی هم آلت مردانه و هم آلت زنانه دارم. شریح گفت: امیرالمؤمنین علی در این زمینه با استناد به مجرای ادرار، به ارث قضاوت کرد. زن گفت: از هر دو جاری می‌شود. قاضی پرسید: از کدام زودتر شروع می‌شود؟ پاسخ شنید: از هیچ‌کدام! در یک زمان جاری و در یک زمان قطع می‌شود. شریح گفت: چه عجیب! زن: عجیب‌تر اینکه پسرعمویم با من ازدواج کرد و زن خدمت‌گزاری برای انجام کارهای من گمارد. من با آن زن نزدیکی کرده و او را باردار کردم. اکنون که فرزندی برایم آورده، نزد تو آمده‌ام تا مرا از همسرم جدا کنی. شریح از مجلس قضاوت برخاست و نزد علی رفت و جریان را گزارش داد. علی زن را خواست و از حقیقت مطلب پرسید. زن سخنان شریح را تأیید کرد. علی همسر زن را احضار کرد و پرسید: این همسر و دخترعموی تو است؟ گفت: آری. فرمود: پس می‌دانی چگونه است؟ گفت: آری؛ زن خدمت‌گزاری برای خدمت او گماردم و با او نزدیکی کرد و باردارش کرد. حضرت پرسید: پس از آن تو با او نزدیکی کردی؟ عرض کرد: آری. حضرت فرمود: تو نیکوتر از اخته‌کنندهٔ شیر هستی «لانت احسن من خاصی اسد». حضرت به دینار خادم و دو زن، دستور داد او را داخل اتاقی ببرند و لباسی به او بپوشانند و دنده‌هایش را بشمارند. آنها این کار را کردند و خبر دادند: تعداد طرف راست یازده و تعداد طرف چپ دوازده دنده است. علی تکبیر گفت و دستور داد برای آن زن ردا و کفش مردانه بیاورند و به مردان ملحق ساخت. همسرش گفت: ای امیرالمؤمنین، او همسر و دخترعموی من است، ما را جدا کردی و او را به مردان ملحق ساختی؟ از کجا این داستان را آموخته‌ای؟ فرمود: از پدرم آدم آموخته‌ام؛ زیرا خدای عزوجل، حواء را از دنده‌ای از دنده‌های آدم آفرید، پس دنده‌های مردان یک دنده کمتر از دنده‌های زنان است (ابن‌بکار، 1416: 25).

روایت شریح در منابع روایی شیعی

روایت شریح در الکافی موجود نیست، ولی در من لایحضره الفقیه، ارشاد مفید، تهذیب و مناقب ابن‌شهرآشوب با اسناد مختلف و در دعائم الاسلام (تمیمی مغربی، 1385: 2/387) و اربعین عطاء (نوری، 1408: 17/223) به طور مرسل و در دیگر منابع شیعی از این کتاب‌ها نقل شده است. ذکر روایت در منابع مختلف موجب شده است اختلاف‌هایی از نظر محتوایی در آنها مشاهده شود که ممکن است موجب اضطراب متنی روایت به شمار آید.

نقد روایت شریح در منابع عامه

در منابع عامه افزون بر شاذ (علیش، 1409: 9/716)، بعید (مرداوی، 1415: 18/241) و غیرثابت دانستن روایت شریح، سه نقد بر آن وارد شده است که دو نقد در این بخش و یک نقد در بخش مخالفت با مسلمات علمی نقل می‌شود:

نقد اول: اعتبار معیار مطرح‌شده در روایت شریح برای تشخیص جنسیت دوجنسه‌ها، یعنی تعداد دنده‌ها، مستلزم اعتبارنداشتن معیار مجرای ادرار و مقدم بر آن است (نیآوردی، 1419: 9/382 و 11/412؛ رویانی، 2009: 9/370)؛ چون دلالت معیار دنده‌ها، مثل ولادت، حسی است (نووی، بی‌تا: 2/48).

نقد دوم: در صورت پذیرش معیار مطرح‌شده در روایت شریح، دیگر خنثای مشکلی وجود نخواهد داشت، پس حکم ذکرشده در این روایت، با اجماع بر وجود خنثای مشکله، تعارض دارد (علیش، 1409: 9/716؛ ابن‌قدامه، 1388: 6/336؛ ابن‌مفلح، 1418: 5/403؛ مقدسی، بی‌تا: 7/148؛ مقدسی، 1415: 18/242). این نقد در برخی از منابع شیعی نیز مطرح شده است (حلی، 1387: ‌4/250؛ عاملی، بی‌تا: 8/216).

اختلاف و اضطراب در متن‌های منقول روایت شریح

از جمله موانع استناد به روایت شریح، اختلاف موجود در متن نقل‌های مختلف آن است که چه از سوی چند راوی باشد یا یک راوی یا از سوی مؤلفان یا نویسندگان پدید آمده باشد، موجب اضطراب است؛ و مطلقاً مانع از عمل به مضمون حدیث می‌شود (غفاری، 1369: 71). این اختلاف‌ها به طور خلاصه در جداول زیر ذکر شده‌اند:

الف. شکایت‌کننده باردار شده و باردار کرده بود یا فقط باردار کرده بود؟

من لایحضره الفقیه، مناقب و ارشاد

الموفقیات، تهذیب، دعائم و اربعین

باردار شده و باردار کرده بود

فقط باردار کرده بود

گروهی به قرینهٔ اینکه امام 7 آن شخص را به مردان ملحق فرمود، معتقد شده‌اند که عبارت منابعی که از آنها برداشت می‌شود «فقط باردار کرده بود» مثل تهذیب صحیح است (شوشتری، 1415: 10/428).

ب. اختلاف در ضرب‌المثل نقل شده از امام 7:

من لایحضره الفقیه

تهذیب و مواهب الجلیل

ارشاد و مناقب

دعائم و شرح زرقانی

الموفقیات

لَأَنْتَ أَجْرَأُ مِنْ رَاکبِ الاسد

لَأَنْتَ أَجْرَأُ مِنْ خَاصِی الاسد

لأنت أجرا من صائد الاسد

لأنت أجسر من خاصی الاسد

لَأَنْتَ أَحسَنُ مِنْ خَاصِی اسد

 

ج. شخص احضارشده از سوی امیرالمؤمنین 7 برای شمارش دنده‌ها

ارشاد

مناقب

من لایحضره الفقیه

الموفقیات، تهذیب، دعائم و اربعین

قنبر با چهار زن عادل

قنبر با چهار زن و بعد دینار خصی

قنبر و بعد دینار خصی

دینار خصی با دو زن

در برخی از منابع قرن پنجم عامه (الحاوی الکبیر و بحر المذهب) از قنبر و برقاء نام برده شده[1] (نیآوردی، 1419: 9/381؛ رویانی، 2009: 9/370) و در دعائم و اربعین دینار، «حجام» توصیف شده است.

د. امام 7 دستور داد پس از بیرون‌آوردن لباس در هنگام شمارش دنده‌ها به او چه بپوشانند؟

ارشاد

الموفقیات و مناقب

من لایحضره الفقیه

تهذیب

دعائم و اربعین

محکم‌کردن «تبان»

«ثیاباً» (لباس)

«ازار» (پوشش)

نقاب

چنین مضمونی نیست

 

هـ. تعداد دنده‌های مرد و طرف ناقص

ارشاد و مناقب

من لایحضره الفقیه

الموفقیات

تهذیب و دعائم

اربعین

7 و 8 راست

8 و 9 چپ

11 و 12 راست

11 و 12 چپ

17 و 18 چپ

اسناد روایت شریح

تمام نقل‌های روایت شریح در منابع مختلف، با همهٔ اختلاف‌هایی که در متن دارند، با سه سند به شرح زیر نقل شده‌اند:

1. عَبْدُاللّه بْنُ مُعَاوِیةَ از پدرش مُعَاوِیه از پدرش مَیسَرَه از پدرش شُرَیح (ابن‌بکار، 1416: 25)؛ روایت شریح با همین سند از منابع عامه در تهذیب نقل شده است (طوسی، 1365: 9/354). راویان این سند در کتاب‌های رجالی شیعه، مجهول‌اند و با اینکه از آنها یاد شده، هیچ ارزیابی‌ای از وضعیت ایشان وجود ندارد (خویی، 1413: 12/84؛ 10/336 و 19/110) که همین، دلیل بی‌اعتمادی به روایت (عاملی، 1413: 13/245) و ضعف آن دانسته شده است (حرّ عاملی، بی‌تا: ‌8/217‌).

2. حسن بن علی عبدی از سعد بن طریف از اصبغ بن نباته از شریح (مفید، 1413: 1/213)؛ در کتاب مناقب واسطه میان «سعد بن طریف» و «شریح» حذف شده است (ابن‌شهرآشوب، 1379: 2/376).

در منابع رجالی، توصیفی از حسن بن علی عبدی وجود ندارد و در معجم رجال الحدیث با عنوان ابوالحسن عبدی از او یاد شده است (خویی، 1413: 21/117)، اما سعد بن طریف، توثیق و از یاران امام باقر 7 و امام صادق 7 محسوب شده، ولی از سوی نجاشی و ابن‌غضائری تضعیف شده است (همان: 8/70). علاوه بر اینکه واسطه‌های میان شیخ مفید و عبدی معلوم نیست.

3. عَاصِمُ بْنُ حُمَید از مُحَمَّدِ بْنِ قَیس از امام باقر 7 (صدوق، 1413: 4/327)؛ علامهٔ حلی وضعیت راویان این سند را نامعلوم دانسته و از ابراز فتوا بر طبق آن خودداری کرده (حلی، 1413: 9/100) و در شرایع نیز روایت ضعیف دانسته شده است (محقق حلی، 1408: ‌4/39)، اما برخی آن را حسن (اردبیلی، 1403: 11/580 و 588؛ خوانساری، 1405: ‌5/380‌)، حسن کالصحیح (عاملی، بی‌تا: ‌8/217‌)، معتبره (سبزواری، 1413: ‌30/251)، قوی (مجلسی، 1406: ‌11/366) و صحیح توصیف کرده‌اند (نراقی، 1415: ‌19/448؛ سبحانی، 1415: 376؛ محسنی، 1424: ‌1/222).

طریق صدوق به کتاب القضایای محمد بن قیس چنین است: «ابوعبداللّه بن شاذان از علی بن حاتم از محمد بن جعفر الرزاز از عبداللّه بن محمد بن خالد از عبدالرحمن بن ابی‌نجران از عاصم بن حمید از کتاب محمد بن قیس» که گفته شده عبدالرحمن بن ابی‌نجران مطالب بسیاری بر آن کتاب افزوده است (خویی، 1413: 9/300)؛ و البته این طریق، صحیح ارزیابی شده است (همان: 21/222؛ 11/236؛ 15/173 و 10/93).

راوی کلیدی این سند «محمد بن قیس»، مشترک میان چند راوی است (همان: 17/171) و چون صدوق، زمانی که طریق خود را به کتاب قضایای امیرالمؤمنین 7 ذکر می‌کند، لقب او را ذکر نکرده، امکان دارد «ابونصر اسدی» یا «ابوعبداللّه بجلی» باشد. ابونصر اسدی، از بزرگان کوفه و خاصان خلفا، عمر بن عبدالعزیز و یزید بن عبدالملک، بوده، ولی با این حال، رجالیان شیعه (همان: 17/174) و عامه (ابن‌سعد، 1410: 6/343؛ ابن‌ابی‌حاتم، 1271: 8/61-62) او را توثیق کرده‌اند و از رجال صحیح مسلم نیز هست (قشیری نیشابوری، بی‌تا: 1/10 و 2/644). ابوعبداللّه البجلی، ثقه و از شیعیان خاص ممدوح است (خویی، 1413: 17/173). جالب اینکه هر دو، کتابی با موضوع قضاوت‌های امیرالمؤمنین 7 داشته‌اند (همان: 17/175) و «عاصم بن حمید» هر دو را روایت کرده و هر دو از صادقین8روایت کرده‌اند (همان: 17/176). بنابراین، برای تمییز این دو راوی از هم، قرینهٔ راوی و مروی نیز مفقود است.

پس احتمال ورود روایت شریح در اثر سهو یا اختلاط و ...، از سوی محمد بن قیس اسدی، که با بزرگان عامه اختلاط داشته، وجود دارد. افزون بر اینکه احتمال دارد «عاصم بن حمید» که با «سعد بن طریف» در ارتباط بوده (همان: 8/71 و 9/172) و به واسطهٔ او از امام باقر 7 هم نقل روایت کرده (کلینی، 1365: 3/111) در ذکر سند اشتباه کرده و روایت شریح را از سعد شنیده و به ابن‌قیس نسبت داده باشد.

در نتیجه، با چشم‌پوشی از احتمال منتقله‌بودن روایت، تنها نقل پذیرفتنی روایت شریح از نظر سندی، نقل سوم است که افزون بر دو اشکال نقل‌شده از عامه، در بخش نقد روایت شریح در منابع عامه، به دو اشکال بزرگ متنی و محتوایی دیگر مبتلا است.

اشکال نخست: روایات معارض

با جست‌وجو در منابع عامه، روایتی معارض با روایت شریح یافت نشد، ولی در منابع شیعی در برابر این روایت، دو دسته روایت معارض وجود دارد:

دستهٔ اول، روایاتی که با حکم روایت شریح، در تعارض‌اند؛ و به جای شمار دنده‌ها، قرعه را فصل‌الخطاب دانسته‌اند یا در مقام تعیین میزان سهم‌الارث، نیمی از سهم یک زن و نیمی از سهم یک مرد را تعیین کرده‌اند که بسیاری از فقها آنها را حجت دانسته و بر اساس آنها فتوا داده‌اند (طوسی، 1407: 4/358؛ حلی، 1420: ‌5/74؛ اردبیلی، 1403: 11/580؛ مراغی، 1417: ‌1/50‌).

دستهٔ دوم، دو روایت از امام باقر 7 و امام صادق 7 که خلقت حواء از دندهٔ آدم را به‌شدت رد کرده‌اند:

الف. عمرو بن ابی‌المقدام از پدرش نقل کرده: «از امام باقر 7 پرسیدم: حواء از چه آفریده شد؟ حضرت فرمود: مردم چه می‌گویند؟ عرض کردم: می‌گویند خدا او را از دنده‌های آدم آفریده! حضرت فرمود: دروغ می‌گویند. آیا خدا عاجز بود که او را از غیر دندهٔ او بیافریند؟!» (عیاشی، 1380: 1/216).

ب. زراره از امام صادق 7 در پاسخ به پرسش روایت قبل، نقل کرده: «خدا از این عمل، پاک و منزه و بسیار برتر است؛ آیا معتقدند که خدای تبارک و تعالی ناتوان بود که برای آدم همسری از غیر دندهٔ او بیافریند؟!» (صدوق، 1413: 3/379 و 1386: 1/17).

طریق شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه به زراره صحیح است (خویی، 1413: 7/247). بنابراین، روایت شریح با روایت زراره تعارض دارد؛ و برای ترجیح هر کدام باید مرجحاتی یافت که از جمله مرجحات روایت زراره، موافقت روایت شریح با عامه ـ روایتاً و فتوائاً ـ است. مرجحات دیگری نیز برای تأیید روایت زراره و کنارگذاشتن روایت شریح وجود دارد که پیش از این بیان شد.

اشکال دوم: مخالفت با مسلمات علمی

بزرگ‌ترین اشکال نشان‌دهندهٔ جعل روایت شریح، مخالفت صدر و ذیل آن با علم قطعی است که هم در منابع عامه و هم شیعی به آن پرداخته شده است:

الف. در دو علم تشریح و آناتومی، ثابت شده که تعداد دنده‌های زن و مرد با هم مساوی است. به این حقیقت در منابع مختلف عامه و شیعی استناد شده است (عاملی، بی‌تا: 8/216 و 218‌؛ نجفی، 1404: 39/285‌؛ سبزواری، 1413: 30/252‌؛ سبحانی، 1415: 378‌؛ مؤمن، 1385: 6؛ دلیر، 1387: 107؛ محسنی، 1424: 1/224؛ دسوقی، بی‌تا: 4/495؛ حطاب، 1412: 6/432؛ زرقانی، 1422: 8/410؛ نیآوردی، 1419: 9/381 و 11/412؛ رافعی، بی‌تا: 1/172؛ رویانی، 2009: 9/370؛ علیش، 1409: 9/716).

نقد: این ادعا غالباً مطابق واقع است، اما بر اساس استقرای تام نیست و نمی‌توان به آن ترتیب اثر داد (سبزواری، 1413: 30/252‌).

پاسخ: در روایت شریح، این معیار، برگرفته از آفرینش حواء از دندهٔ آدم ذکر شده، و از آن نتیجهٔ عام گرفته شده است: «دنده‌های مردان یک دنده کمتر از دنده‌های زنان است». این سخن مستلزم آن است که یک دندهٔ همهٔ مردان کمتر از زنان باشد. بنابراین، معلوم‌شدن خلاف آن حتی در یک مرد، ناقض حکم روایت است، چه رسد به مشاهدهٔ آن در غالب مردان. در حالی ‌که دانشمندان علم تشریح همواره بر تساوی تعداد دنده‌ها تأکید داشته‌اند (ابن‌سینا، بی‌تا: 1/53؛ ابن‌نفیس، 1981: 1/35 و 50)؛ و امروزه در علم آناتومی نیز که مبتنی بر دانش جدید بشری و ابزارهای پیشرفته است، شمار دنده‌ها در انسان، چه زن و چه مرد، هم‌صدا با دانشمندان قدیم، 12 جفت اعلام شده است (Snell, 2012: 25 ؛ پارکر، 1391: 36).

ب. در صدر برخی نقل‌های روایت، ادعا شده که شخص مزبور، هم بارور شده و هم بارور کرده که این ادعا با علم قطعی تعارض دارد؛ زیرا در علم ژنتیک ثابت است که کروموزوم‌های جنسی انسان یا الگوی XY دارند یا XX و چینش‌های غیر این دو الگو،[2] اغلب منجر به نازایی هستند و گزارش علمی‌ای وجود ندارد که الگوهای چینشی کرموزوم‌ها موجب مضاعف‌شدن توان جنسی فرد شده باشد (دلیر، 1387: 17-18).

بنابراین، صدر و ذیل روایت شریح، با علم قطعی تعارض دارد؛ و چون چنین تعارضی از نشانه‌های جعل است، به جعلی‌بودن روایت شریح حکم می‌شود (غفاری، 1369: 73؛ دیاری، 1383: 270).

نتیجه

از آنچه بیان شد، قرائنی که جعلی‌بودن روایت شریح را نشان می‌دهد، عبارت است از:

1. نظریهٔ آفرینش زن از دندهٔ مرد، که تکیهٔ این روایت بر آن است، از نظریات ارسطو بوده است.

2. داستان آفرینش حواء از دندهٔ آدم، که در این روایت به آن استشهاد شده، از اسرائیلیات است.

3. وجود روایات معارض و مطابقت روایات شریح با منابع عامه از نظر روایی و فتوایی.

4. تعارض روایت شریح با وجود خنثای مشکل که همهٔ فقها قبول دارند؛ زیرا اگر تعداد دنده‌ها در تعیین جنسیت حجت بود، قول به وجود خنثای مشکل، بی‌معنا بود.

5. ضعف و تردید در صحت سند روایت شریح.

6. اختلاف موجود در نقل‌های مختلف که چه از یک یا چند راوی باشد یا از مؤلفان یا نویسندگان پدید آمده باشد، موجب اضطراب است و مطلقاً مانع از عمل به مضمون حدیث می‌شود.

7. مخالفت صدر و ذیل نقل صدوق با مسلمات علمی.

بنا بر آنچه بیان شد، روایت شریح، بر فرض پذیرش صحت سند نقل شیخ صدوق، خبری واحد است که با توجه به اشکالات هفت‌گانهٔ خارج و داخل متنی ذکرشده، به‌ویژه به دلیل مخالفت صدر و ذیل آن با علم قطعی، جعلی‌بودن آن روشن است و قابلیت ایجاد مظنه را نیز ندارد؛ و نیز به این دلیل که در آخرین مرحله از سیر جعل روایات آفرینش زن از دنده‌های مرد، به دست طرفداران علوم یونانی و ناقلان اسرائیلیات، جعل شده و به واسطهٔ راویان طرفدار داستان‌های نادر و عجیب مرتبط با منابع عامه در میان روایات اهل‌بیت: وارد شده است.

از تمام آنچه بیان شد، به‌خوبی روشن می‌شود که روایت شریح، صلاحیت استناد برای صدور هیچ‌گونه حکم شرعی را ندارد.

پی‌نوشت‌ها




[1]. مؤلفان الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی متوفای 450 ه‍.ق. و بحر المذهب متوفای 502 ه‍.ق. هستند.

[2]. اختلال‌های جاکوب، دیس ژنزی توبولار (کلاین فلتر)، دیس ژنزی گوناد (نشانگان ترنر) (دلیر، 1387: 17-18).

آشتیانی، محمدحسن (1418). رسالة فی القواعد الفقهیة، تهران: مؤسسهٔ اطلاعات، چاپ اول.

ابن ابی‌ حاتم، عبدالرحمن بن محمد (1271). الجرح والتعدیل، حیدرآباد هند: مجلس دائرةالمعارف العثمانیة.

ابن ابی‌ شیبه، عبداللّه بن محمد (1409). الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ریاض: مکتبة الرشد.

ابن ابی‌اسامه، حارث بن محمد (1413). بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، مدینه: مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة، الطبعة الاولی.

ابن ‌اثیر، علی بن محمد (1417). الکامل فی التاریخ، بیروت: دار الکتاب العربی.

ابن ‌الساعی، علی بن انجب (1430). الدر الثمین فی أسماء المصنفین، تونس: دار الغرب الاسلامی.

ابن‌ بطال، علی بن خلف (1423). شرح صحیح البخاری، ریاض: مکتبة الرشد.

ابن‌ بکّار، زبیر (1416). الأخبار الموفقیات، بیروت: عالم الکتب.

ابن ‌حنبل، احمد بن محمد (1421). مسند، بیروت: مؤسسة الرسالة.

ابن‌ راهویه، اسحاق بن ابراهیم (1412). مسند، مدینه: مکتبة الایمان.

ابن ‌سعد، محمد (1410). الطبقات الکبری، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن‌ سینا، حسین بن عبداللّه (بی‌تا). القانون فی الطب، تحقیق: محمد امین الضناوی، بی‌جا: بی‌نا.

ابن ‌شهرآشوب، محمد (1379). مناقب آل ابی‌طالب 7، قم: مؤسسهٔ انتشارات علامه.‌

ابن‌ عابدین، محمد امین بن عمر (1412). رد المحتار علی الدر المختار، بیروت: دار الفکر.

ابن‌ عابدین، محمد امین بن عمر (بی‌تا). قرة عین الأخیار لتکملة رد المحتار علی الدر المختار شرح تنویر الأبصار، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

ابن ‌قدامة، عبداللّه بن احمد (1388). المغنی، قاهره: مکتبة القاهره.

ابن ‌مفلح، ابراهیم بن محمد (1418). المبدع فی شرح المقنع، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن منذر، محمد ابن ابراهیم (1423). کتاب تفسیر القران، مدینه: دار المآثر.

ابن ‌نجیم، زین‌الدین بن ابراهیم (بی‌تا). البحر الرائق شرح کنز الدقائق، بی‌جا: دار الکتاب الإسلامی.

ابن‌نفیس، علی بن ابی‌الحزم (1981). شرح تشریح القانون لابن‌سینا، تحقیق: سلمان قطایة السوری، پاریس: بی‌نا.

ابو اسحاق شیرازی، ابراهیم ابن علی (بی‌تا). المهذب فی فقه الامام الشافعی، بی‌جا: دار الکتب العلمیة.

اراکی، محمدعلی (1413). رسالة فی الارث، قم: مؤسسهٔ در راه حق.

اردبیلی، احمد بن محمد (1403). مجمع الفائدة والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

اعرابی، غلام‌حسین (1387). «نگاهی نو به روایات آفرینش زن از دندهٔ چپ مرد»، در: پژوهش‌نامهٔ قرآن و حدیث، ش5، ص47-58.

بابرتی، محمد بن محمد (بی‌تا). العنایة شرح الهدایة، بیروت: دار الفکر.

بحرانی، یوسف (1405). الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

بخاری، محمد بن اسماعیل (1422). الجامع المسند الصحیح المختصر من امور رسول اللّه 9 و سننه و ایامه، دمشق: دار طوق النجاة.

البزار، احمد بن عمرو (2009). البحر الزخار، مدینه: مکتبة العلوم والحکم.

بصری بحرانی، محمد امین (1413). کلمة التقوی، قم: سیدجواد وداعی.

بغوی، حسین بن مسعود (1418). التهذیب فی فقه الإمام الشافعی، بیروت: دار الکتب العلمیة.

پارکر، استیو (1391). فرهنگ‌نامهٔ بدن انسان، ترجمه: احمد مختاریان، تهران: طلایی.

ترمذی، محمد بن عیسی (1998). الجامع الکبیر (سنن ترمذی)، بیروت: دار الغرب الاسلامی.

تمیمی دارمی، عبداللّه (1412). مسند، عربستان سعودی: دار المغنی للنشر والتوزیع.

تمیمی دارمی، عبداللّه (1434). مسند، بیروت: دار البشائر.

تمیمی مغربی، نعمان بن محمد (1385). دعائم الإسلام، مصر: دار المعارف.

جوزی، عبدالرحمن بن علی (بی‌تا). کشف المشکل من حدیث الصحیحین، ریاض: دار الوطن.

جوینی، عبدالملک (1428). نهایة المطلب فی درایة المذهب، بی‌جا: دار المنهاج.

حطاب الرُّعینی، محمد (1412). مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، بیروت: دار الفکر.

حلّی، حسن بن یوسف (1413). مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

حلّی، حسن بن یوسف (1420). تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، قم: مؤسسهٔ امام صادق 7.

حلّی، محمد بن حسن (1387). ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد، قم: مؤسسهٔ اسماعیلیان.

حمیدی، عبداللّه بن الزبیر (1996). مسند، دمشق: دار السقا.

حمیری، عبدالملک بن هشام (1374). التیجَان فی مُلوک حِمْیرْ، صنعاء: مرکز الدراسات والأبحاث الیمنیة.

خوانساری، سید احمد (1405). جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، قم: مؤسسهٔ اسماعیلیان.

خویی، سید ابوالقاسم (1413). معجم رجال الحدیث، قم: مؤسسهٔ احیاء آثار امام خویی.

دسوقی، محمد بن احمد (بی‌تا). حاشیة علی الشرح الکبیر، بیروت: دار الفکر.

دلیر، محسن (1387). تغییر جنسیت آری یا نه؟، دروس آیت‌اللّه العظمی دوزدوزانی، قم: نشر آثار امین.

دیاری، محمدتقی (1383). پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردی.

ذهبی، شمس‌الدین محمد (1382). میزان الاعتدال فی نقد الرجال، بیروت: دار المعرفة للطباعة والنشر.

ذهبی، شمس‌الدین محمد (1405). سیر أعلام النبلاء، بیروت: مؤسسة الرسالة.

الرافعی، عبدالکریم بن محمد (1417). العزیز شرح الوجیز معروف به الشرح الکبیر، بیروت: دار الکتب العلمیة.

رویانی، عبدالواحد بن اسماعیل (2009). بحر المذهب، بیروت: دار الکتب العلمیة.

زرقانی، عبدالباقی بن یوسف (1422). شرح الزُّرقانی علی مختصر خلیل، بیروت: دار الکتب العلمیة.

زرکلی، خیرالدین بن محمود (2002). الاعلام، بیروت: دار العلم للملائین.

سبحانی، جعفر  (1418). موسوعة طبقات الفقهاء، قم: مؤسسهٔ امام صادق 7.

سبحانی، جعفر (1415). نظام الإرث فی الشریعة الإسلامیة الغراء، قم: مؤسسهٔ امام صادق 7.

سبزواری، سید عبدالأعلی (1413). مهذّب الأحکام، قم: مؤسسهٔ المنار و دفتر معظم له.

سنیکی، زکریا بن محمد (بی‌تا). الغرر البهیة فی شرح البهجة الوردیة، بی‌جا: المطبعة المیمنیة.

شوشتری، محمدتقی (1415). النجعة فی شرح اللمعة، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران: مکتبة الصدوق.

صدوق، محمد بن حسین (1361). معانی الأخبار، قم: انتشارات جامعهٔ مدرسین.

صدوق، محمد بن حسین (1413). من لایحضره الفقیه، قم: انتشارات جامعهٔ مدرسین.

طبری، محمد بن جریر (1387). تاریخ الرسل والملوک، بیروت: دار التراث.

طوسی، محمد بن حسن (1365). التهذیب، تهران: دار الکتب الإسلامیة.

طوسی، محمد بن حسن (1407). الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

عاملی (شهید ثانی)، زین‌الدین بن علی (1413). مسالک الافهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم: مؤسسة المعارف الإسلامیة.

عاملی، سید جواد (بی‌تا). مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلاّمة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

علیش، محمد بن أحمد (1409). منح الجلیل شرح مختصر خلیل، بیروت: دار الفکر.

عیاشی، محمد بن مسعود (1380). کتاب التفسیر، تهران: چاپ‌خانه علمیه.

العینی، محمود بن احمد (1420). البنایة شرح الهدایة، بیروت: دار الکتب العلمیة.

غفاری، علی‌اکبر (1369). تلخیص مقباس الهدایة، تهران: چاپ‌خانهٔ تابش.

قشیری نیسابوری، مسلم بن الحجاج (بی‌تا). المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل الی رسول اللّه 9، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

قمی، سید تقی (1426). مبانی منهاج الصالحین، قم: منشورات قلم الشرق.

قمی، علی بن ابراهیم (1404). تفسیر قمی، قم: مؤسسهٔ دار الکتاب.

کلینی، محمد بن یعقوب (1365). الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة.

لنکرانی، محمد (1421). تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة (الطلاق ـ المواریث)، قم: مرکز فقهی ائمهٔ اطهار:.

مجلسی، محمدباقر (1404). بحار الانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء.

مجلسی، محمدتقی (1406). روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، قم: مؤسسهٔ فرهنگی‌اسلامی کوشان‌پور.

محسنی، محمدآصف (1424). الفقه و مسائل طبیة، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

محقق حلی، جعفر بن حسن (1408). شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، قم: مؤسسهٔ اسماعیلیان.

مراغی، میرعبدالفتاح (1417). العناوین الفقهیة، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

المرداوی، علی بن سلیمان (1415). الإنصاف فی معرفة الراجح من الخلاف، قاهره: هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان.

مفید، محمد بن محمد (1413). الإرشاد إلی معرفة سادة العباد، قم: انتشارات کنگرهٔ جهانی شیخ مفید.

مقدسی، عبدالرحمن بن محمد (1415). الشرح الکبیر (منتشرشده به همراه المقنع والإنصاف)، قاهره: هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان.

مقدسی، عبدالرحمن بن محمد (بی‌تا). الشرح الکبیر علی متن المقنع، بی‌جا: دار الکتاب العربی للنشر والتوزیع.

موسوی خمینی، سید روح‌اللّه (بی‌تا). تحریر الوسیله، قم: مؤسسهٔ مطبوعات دارالعلم.

مؤمن قمی، محمد (1385). «بررسی فقهی، حقوقی تغییر جنسیت و تبعات آن»، ترجمه: حسین حبیبی‌تبار، در: فصل‌نامهٔ تخصصی علوم اسلامی، س1، ش3، ص6-22.

نجفی، محمدحسن (1404). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

نراقی، مولی احمد (1415). مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، قم: مؤسسهٔ آل البیت:.

نسائی، احمد بن شعیب (1421). السنن الکبری، بیروت: مؤسسة الرسالة.

نوری، میرزا حسین (1408). مستدرک الوسائل، قم: مؤسسهٔ آل البیت:.

نووی، یحیی بن شرف (1392). المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

نووی، یحیی بن شرف (بی‌تا). المجموع شرح المهذب، بیروت: دار الفکر.

نیآوردی، علی بن محمد (1419). الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی، بیروت: دار الکتب العلمیة.

نیآوردی، علی بن محمد (بی‌تا). النکت والعیون (تفسیر الماوردی)، بیروت: دار الکتب العلمیة.

وکیع، محمد بن خلف (1366). اخبار القضاة، مصر: المکتبة التجاریة الکبری.

هاشمی، محمد بن احمد (1419). الإرشاد إلی سبیل الرشاد، بیروت: مؤسسة الرسالة.

Snell, Richard S. (2012). Clinical Anatomy by Regions, Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins, 9th Ed.