واکاوی حکم استظلال در شب از منظر فقه مذاهب اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب

2 استاد سطوح علی حوزه علمیه قم؛ دانش آموخته سطح چهار حوزه و پژوهشگر پژوهشگاه المصطفی

چکیده

 پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) امت او به فرقه‌های متعدد کلامی و فقهی تقسیم شدند. در این میان، سلفیانِ تکفیری راهی متفاوت‌تر با امت اسلامی و سایر فرق در پیش ‌گرفتند؛ جریانی که مدعی پیروی از سیره سلف صالح و داشتن صحیح‌ترین قرائت‌ها و فهم‌ها از دین است. یکی از راه‌های ارزیابی صحت ‌و سقم عقاید و باورهای جریان سلفی‌تکفیری این است که اندیشه‌های آنان را با دیگر فرق اسلامی مقایسه کنیم. بدین‌منظور صفت «استواء بر عرش»، که از صفات خبری خداوند است، انتخاب شد تا دیدگاه سلفیان و دیدگاه ماتریدیان حنفی‌مسلک بررسی، ارزیابی و مقایسه شود. از این‌روی مقاله حاضر با روشی اسنادی‌تحلیلی به مقایسه تطبیقی صفت «استواء بر عرش» میان سلفیان، با تأکید بر ابن‌تیمیه و ماتریدیان، می‌پردازد؛ و در پایان به این نتیجه می‌رسد که ادعای سلفیان در خصوص پیروی از سیره سلف صالح ادعایی نادرست است. ماتریدیان در مسئله استواء بر عرش و صفات خبری نگاهی تنزیهی همراه با تأویل دارند؛ ولی سلفیان بدون داشتن دیدگاهی واحد نگاهی تفویضی همراه با تشبیه و تجسیم به مسئله استواء دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of Istizlal at Night Based on Islamic Jurisprudential Perspectives

نویسندگان [English]

  • Nasrin Fattahi 1
  • mahdi dargahi 2
1 Assistant Professor, Department of Literature and Humanities, Islamic Azad University, Kermanshah
2 Professor, Islamic Seminary, Qom. Researcher of Al-Mostafa Research Center
چکیده [English]

Men’s Istizlal at night at the time of Ihram (state of pilgrim sanctity) in Hajj (pilgrimage) and Omreh is an issue that its legitimacy or illegitimacy is not clearly obvious from the perspective of Islamic jurisprudence (Fiqh). This subject has not been surveyed comprehensively. So it demands a comprehensive study. Disagreements of the Islamic jurists on the concept of men’s Istizlal and on interpreting its meaning, has led to different judicial decisions. The different views go so far that some jurists believe the lack of sunlight at night can be as an evidence of meaninglessness of men’s Istizlal at night. However, based on a robust theory and legitimate evidence, Istizlal can be defined as the covering the head from coldness, rain, and sunlight. Thus, Istizlal from light and heat for Mohrem men (consecrated pilgrims) during the day is just one of evidence of Istizlal for men. Accordingly, if Istizlal from rain and coldness would take place at night, it could be considered Istizlal at night. Seeking to identify the opinions and perspectives held by Islamic jurists and determining the scope of related evidence and explicating the duties of men in Istizlal at night, the present article, using a library-based method, analyzes and describes the statements declared in the jurisprudence of Islamic sects.

کلیدواژه‌ها [English]

  • inviolable things of Ihram
  • istizlal
  • Istizlal at night
  • Islamic Jurisprudence

عنوان مقاله [العربیة]

التفحص فی حکم الاستظلال فی اللیل فی وجهة النظر فقه المذاهب الاسلامیة

چکیده [العربیة]

کان استظلال الرجال فی اللیل من مسائل الاحرام فی الحج و العمرة و لکن مشروعیته فی وجهة النظر فقه المذاهب الاسلامیة غیر واضحة و ما کان تحقیق و تالیف منسجم فی هذه المسألة الی الآن. و لذلک، السؤال عن احکام استظلال الرجال فی اللیل صارت مسألة تحتاج الی التفحص و التحقیق یکون فی الشأن.

اختلاف الفقهاء فی تصور الاستظلال فی اللیل و تبیین مفهومه موجباً لاختلافهم فی حکم الاستظلال فی الاحکام حتی ظنّ بعضهم، انّ عدم ضیاء الشمس فی اللیل دلیل علی عدم تحقق الاستظلال فی اللیل؛ مع انّ الاستظلال بالنظر الصحیح و المستند الی الادلّة القطعیة، کان بمعنی ستر الرأس عن البرودة و المطر و ضیاء الشمس. نتیجة أنّ الاستظلال عن ضیاء و حرارة الشمس للرجال فی النهار کان من مصادیق الاستظلال للرجال فقط، کما انّ الاستظلال عن المطر و البرودة فی اللیل کان مصادیق الاستظلال فی اللیل.

الهدف الاساسی فی هذا التحقیق هو معرفة آراء و اقوال فقهاء المذاهب الاسلامیّة فی حدود الادلة و تبیین وظائف الرجال فی الاستظلال فی اللیل و الوصول الی هذا الهدف میّسراً فی ظلّ تجمیع معلومات المکتبیة فی فقه المذاهب الاسلامیة و تحلیلها.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • محرمات الاحرام
  • الاستظلال فی اللیل
  • الفقه الاسلامی

احرام در حج و عمره، مستلزم حرمت برخی اعمال و رفتاری است که تا قبل از آن حرام نبوده است. یکی از مُحرمات اختصاصی مردان، که در فقه اسلامی درباره آن بحث می‌‌شود، استظلال مردان در پیمودن طریق است. استظلال ممکن است با سایه‌بان متحرک، مثل سوار شدن در ماشین سقف­دار، یا سایه‌بان ثابت، مثل گذر از تونل جاده‌ای، محقق شود. استظلال در منزل، شامل استظلال در چادرهای عرفات و منا، هتل‌های مکه یا شهر مکه مکرمه، از محل بحث خارج است؛ هرچند برخی از اندیشوران فقه در استظلال در شهر مکه، به عنوان منزل، اختلاف دارند.

استظلال در روز و حفظ سر از نور و گرمای خورشید در پناه سایه‌بان متحرک یا ثابت، با عبارات مختلف و در قالب گزارش‌های متعددی از پیامبر اعظم(ص)، برخی از صحابه و اهل‌بیت(ع) عصمت و طهارت در منابع روایی فریقین (طوسى، 1407: ‌5/309ـ310‌؛ بیهقی، 1344: 5/70؛ صدوق، ۱413: ‌2/353) منعکس شده است و هر یک از فقهای مذاهب اسلامی بنا بر اعتقاد و مبنای خود در اخذ به احادیث باب، به حرمت استظلال (خوانسارى، بی­تا: ‌2/412؛ بهوتی، 1996: 2/350؛ نجفی، ۱۴۰۴: ‌18/395ـ396؛ ابن‌قدامه، بی‌تا: 2/285؛ بهوتی، 1418: 2/350) و عدم حرمت استظلال (شاهرودى، 1402: ‌3/253، 254؛ ابن‌عابدین، 1421: 7/42) برای مردان مُحرم حکم کرده‌اند. این مقاله، فارغ از نقض و ابرام این مسئله، درصدد بررسی استظلال در شب است. این اصطلاح اخیراً در کلمات و عبارات فقهای مذهب جعفری به بحث و استنباط گذاشته شده و برخی با خرده‌گیری بر ایشان، استظلال در شب را بی‌معنا دانسته‌اند و معتقدند که استظلال شامل شب نمی‌‌شود (خوانسارى، ۱۴۰۵: ‌2/412). آن دسته از فقها که استظلال در شب را مطرح کرده‌اند، با ارائه شواهدی از کتب لغت و استعمال آن در روایات، معتقدند از روایات به دست می‌آید که استظلال، پوشاندن سر از گرما، نور خورشید، سرما و باران است. این سرما و باران می‌تواند در شب اتفاق افتد که این محافظت، همان استظلال در شب است (محقق داماد، 1409: ‌7/606).

در ادامه، مفهوم استظلال و حکم آن را تبیین و آرای فقهای اسلامی در خصوص حکم استظلال در شب را مطرح می‌کنیم. سپس با مراجعه به ادله و گزاره‌های روایی، هر یک از نظرات و آرای مذکور را ارزیابی و با واکاوی و دسته‌بندی احادیث معتبر، مفاد و دلالت آنها در استظلال در شب را تبیین می‌کنیم که نتیجه آن آشنایی اندیشوران حوزه فقه مذاهب اسلامی با جوانب مسئله خواهد بود.

تبیین مفاهیم اساسی

 مفهوم استظلال

استظلال در باب استفعال، مصدر و از ریشه «ظلّ» است (حمیرى، 1420: ‌7/4225؛ ابن‌منظور، 1414: ‌11/416). برخی معتقدند ظلّ به معنای سایه، سایه‌بان یا هر مانعی در برابر نور خورشید است (راغب، 1412/535) و استظلال را به طلب سایه یا سایه‌بان جهت محفوظ ماندن از نور خورشید معنا کرده‌اند (جوهری، 1410: 5/1756) تا جایی که استعمال آن را فقط برای روز دانسته‌اند (خلیل، 1410: 8/148).

در مقابل، برخی استعمال آن را در شب نیز محتمل دانسته‌اند (صاحب بن­عباد، 1414: 10/9) و معتقدند استظلال به معنای محفوظ ماندن و پوشاندن خود از چیزی است (ابن‌فارس، 1404: ‌3/461)؛ چه پوشیدگی و نگهداری از نور خورشید باشد و چه غیر از آن. استعمال «الشمس مُستظله»، یعنی خورشید پشت ابر مخفی شده است، تأییدی بر این معنا است. با توجه به مطلب اخیر، مراد از استظلال، طلب پوشاندن خود از چیزی است (ر.ک: ابن‌منظور، 1414: 2/602) که ممکن است نور، گرمای خورشید، باران یا سرما باشد.

مفهوم حکم

حُکم در لغت، مصدر واژه «حَکَمَ» (جوهری، 1410: 5/1901) و به معنای «مَنع» (خلیل، ۱۴۱۰: 3/66) و «قضاوت» (ابن‌منظور، ۱۴۱۴: 12/140) آمده است؛ برخی معنای اصلی آن را «منع» دانسته‌اند (فیومی، بی­تا: 2/145). بنابراین، معنای این کلمه «منع از فساد براى اصلاح» است و «قضاوت و داورى» از مصادیق این معنا است (راغب، ۱۴۱۲/248).

مراد از حکم در فقه اسلامی، «تشریعى است که از طرف خداوند براى منظم ساختن زندگى انسان صادر شده است» (صدر، 1418: 1/53 و 2/12). چنانچه عمل مکلف، از نظر شرعی به یکی از عناوین واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام مُتصف باشد، حکم تکلیفی و در غیر این صورت، حکم وضعی خواهد بود؛ همچون طهارت و نجاست، صحت و بطلان، مالکیّت، زوجیت.

مراد نویسنده این مقاله از حکم، حکم تکلیفی استظلال مردان در شب است.

آرا و دیدگاه‌های فقهای اسلامی درباره حکم استظلال در شب

قول به عدم جواز مطلق استظلال در شب

برخی از فقهای اسلامی استظلال در شب را به طور مطلق حرام دانسته‌اند و تفصیلی بین شب‌های بارانی، سرد و غیر آن نداده‌اند؛ از جمله حاج آقا رضا مدنی کاشانی (کاشانی، 1411: ‌3/168)، آیت‌اللّه میرزا جواد تبریزی، شبیری زنجانی (بنا بر احتیاط واجب) و آیت‌اللّه وحید خراسانی (مناسک حج، 1394: 37 و 76، ذیل مسئله‌های 444 و 485).

در میان علمای دیگر مذاهب فقهی نیز برخی همچون ابن‌قدامه (ابن‌قدامه، بی­تا: 2/285) و بهوتی (بهوتی، 1418: 2/350) بدون تفصیل بین استظلال در روز و شب، آن را حرام دانسته‌اند که می‌توان از آن، فتوا به حرمت استظلال در شب از منظر ایشان حکم کرد.

قول به عدم جواز استظلال در شب های بارانی و سرد

برخی از فقهای اسلامی حکم استظلال در شب را تنها در شب‌های بارانی و سرد برای محفوظ ماندن از باران و سرما حرام دانسته‌اند. ایشان معتقدند اگر مُحرم برای محفوظ ماندن از باران و سرما در شب، مسیر را سواره طی کند، مرتکب حرام شده است. از میان اندیشمندان فقه مذهب جعفری نیز می‌توان به محقق نراقی (نراقى، 1415: ‌12/32ـ33)، محقق خوانساری (خوانسارى، 1405: ‌2/412) و آیت‌اللّه سبحانی اشاره کرد که به حرمت فرض مذکور فتوا داده‌اند. آیت‌اللّه سیستانی و آیت‌اللّه خامنه‌ای احتیاط واجب را در ترک استظلال در فرض مذکور دانسته‌اند (مناسک حج، 74 ص155-156).

از میان سایر مذاهب اسلامی، گروهی از مالکیان در ظاهر قائل به حرمت استظلال هستند و معتقدند برای مرد مُحرم جایز نیست که با نصب پارچه‌ای بر عصا و گرفتن آن بر سر، خود را از خورشید و باد یا باران حفظ کند و اگر چنین کند، فدیه دارد. بنابراین، اگر بر وسیله‌ای سوار شود که سقف آن در حال سفر و حرکت دارای پوشش باشد، حرام است (العبدری الغرناطی، 1416/1994م: 50؛ الدسوقی، بی­تا: 2/56 و57؛ ابوالبرکات، بی‌تا: 2/56).

قول به جواز مطلق استظلال در شب

برخی از فقهای اسلامی به جواز استظلال در شب قائل‌اند. اینان بدون اشاره به استظلال در شب‌های سرد و بارانی، تصریح می‌کنند که استظلال در شب جایز است. از میان فقهای مذهب جعفری می‌توان به مرحوم امام خمینی اشاره کرد. ایشان با فتوا به جواز استظلال در شب، احتیاط مستحب را در ترک استظلال در شب‌های بارانی و سرد دانسته است (امام خمینى، 1425: ‌2/219). آیات عظام گلپایگانی، بهجت، فاضل لنکرانی، نوری همدانی و دیگران فتوای مذکور را مرقوم کرده‌اند (مناسک حج: 74،ص 155 ).

از فقهای دیگر فرقه‌ها، زیدیه (یحیی بن‌حسین، بی­تا: 1/309؛ مرتضى، 1400: 1/89)، ظاهریه (ابن‌حزم، بی­تا: 5/210) و شافعیه استظلال و زیر سایه رفتن مردان مُحرم را در طول مسیر حرکت مطلقاً جایز می­دانند (رافعی، بی‌تا: 7/435؛ نووی، بی‌تا: 7/255). بیشتر حنفیان اسمی از استظلال نیاورده‌اند (سمرقندی، بی­تا: 1/420؛ أبوبکر الکاشانی: 2/184؛ ابن‌نجیم المصری، بی­تا: 2/568) و تنها در برخی کتب، استظلال و استفاده از محمل و قبه[1] و کنیسه[2] جزو مباحات احرام شمرده شده است (خرشی، بی­تا: 2/348؛ ابن‌عابدین، 1421: 7/42). اینان بدون تفصیل بین روز و شب، استظلال را جایز دانسته‌اند که می‌توان از آن، فتوا به جواز استظلال در شب را از منظر ایشان کشف کرد.

بررسی مبانی و ادله مسئله استظلال در شب

مبانی دیدگاه اول (عدم جواز مطلقا)

قائلان به عدم جواز مطلق استظلال در شب برای اثبات سخنشان به عموم و اطلاق گزارش‌های رسیده از سیره صحابه و اهل‌بیت عصمت و طهارت استدلال می‌کنند و معتقدند که حرمت استظلال برای مردان مُحرم در این احادیث شامل شب و روز می‌‌شود و مراد از آن، حرمت محفوظ داشتن سر مردان مُحرم از آسمان است و فرقی بین شب و روز نیست. به عبارت دیگر، از برخی گزارش‌ها به دست می‌آید که اهل‌بیت پیامبر اعظم پیروان خود را از سوار شدن بر قبه و کنیسه دارای سقف و نیز از ایجاد سایه‌بان در حال حرکت و سیر نهی کرده‌اند (طوسى، 1407: ‌5/312، ح68 و 70)؛ در روایات دیگری نیز آمده است که مردان استظلال نکنند (لا یُظُلِّل) (طوسى، 1407: ‌5/309، ح58).

واضح است که اگر میان شب و روز تفاوت بود، دست‌کم در میان روایات ذکر شده اشاره می­شد که «اگر در شب حرکت کردید، سوار شوید»؛ به‌خصوص اینکه در زمان صدور روایات، حرکت در شب متداول بوده و روایاتی نیز در این زمینه گزارش شده است (حرعاملی، 1409: 11/366، ح15032؛ ‏4/331، ح5307). علاوه بر این، نهی از ایجاد سایه‌بان در برخی روایات به منظور بیان وجود شأنی آن است (شاهرودی، 1402: ‏3/254؛ مدنی کاشانی، 1411: ‏3/168)؛ یعنی نیازی نیست در ترک استظلال، از ظلال و سایه‌بان بالفعل استفاده شود، بلکه از بهره بردن از سایه‌بان نهی شده است. منظور از سایه‌بان نیز وسیله‌ای است که برای ایجاد سایه ساخته شده باشد، حتی در زمانی که سایه شرایط تحقق پیدا نمی‌کند، مانند شب­های ظلمانی. پس مراد نهی از بهره­مندی از مظله (سایه‌بان) در شب و روز است (کاشانى، 1411: ‌3/168).

طرفداران حرمت استظلال در شب، برای تأیید فتوای خود به برخی از گزارش‌های رسیده از اهل‌بیت اشاره می‌کنند که در آنها، افزون بر حرمت استظلال در برابر (نور و گرمای) خورشید، به حرمت استظلال در برابر سرما و باران نیز اشاره شده است (کلینی، 1407: 4/351، ح7؛ طوسى، 1407: 5/311، ح63 و 64). توضیح آنکه وقتی استظلال از باران و سرما در کنار استظلال از خورشید بیان شود، روشن می‌کند که استظلال به خورشید اختصاص ندارد و ممکن است در شب نیز صادق باشد (ر.ک؛ خویى، 1410: ‌4/241).

محقق نراقی بعد از طرح مسئله و بیان ادله طرفداران اقوال مذکور، به قاعده اشتغال اشاره می‌کند و معتقد است حکم حرمت استظلال، فی الجمله، بر مردان مُحرم ثابت است. به اعتقاد او، در حالت شک در اشتمال حرمت بر روز و شب، با استناد به قاعده احتیاط و ترک استظلال در شب، برائت یقینی از اشتغال یقینی رخ می‌دهد (نراقى، 1415: ‌12/33)؛ اما روشن است که با وجود روایات نوبت به تمسک به اصول عملیه نمی‌رسد.

مبانی دیدگاه دوم (عدم جواز در شب‌های بارانی و سرد)

طرفداران عدم جواز در شب‌های بارانی و سرد، به دسته‌ای دیگر از روایات اهل‌بیت پیامبر اعظم استناد کرده‌اند که در آنها استظلال از باران و سرما برای مردان مُحرم حرام دانسته شده است. این گروه معتقدند قید خورشید، باران و سرما در این روایات موجب تقیید اطلاقات و عمومات پیشین است و اصولاً استظلال در شب فی نفسه حرمتی ندارد، مگر آنکه محفوظ ماندن از باران و سرما در شب رخ دهد که در این صورت استظلال در شب مصداق پیدا کرده است.

بخشی از مستندات روایی این گروه گزارش‌هایی است که شیخ کلینی در باب «الظلال للمُحرم» نقل کرده است. او چهار روایت با سندهای متعدد نقل می‌کند که سه حدیث اعتبار و صلاحیت احتجاج دارند. این سه گزارش از ابن‌بزیع از علی بن‌موسی الرضا (ع)، گزارش عثمان بن‌عیسی کلابی از موسی بن‌جعفر (ع) و گزارش زراره از جعفر بن‌محمد (ع) نقل شده‌اند.

الف) «... وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحرم مِنْ أَذَى مَطَرٍ أَوْ شَمْسٍ وَ أَنَا أَسْمَعُ فَأَمَرَهُ أَنْ یفْدِی شَاةً وَ یذْبَحَهَا بِمِنًى»؛ شنیدم که مردی از امام رضا (ع) پرسید: «شخص مُحرم به سبب اذیت باران و خورشید، تظلیل می‌کند (تکلیف او چیست)؟». حضرت دستور دادند یک گوسفند کفاره بدهد و در منا قربانی کند (کلینى، 1407: ‌4/351، ح5).

ب) «سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحرم أَ یتَغَطَّى قَالَ أَمَّا مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَلَا»؛ از امام پرسیدم که آیا مُحرم می‌تواند سر خود را بپوشاند؟ امام فرمود: «از گرما و سرما، خیر» (کلینى، 1407: ‌4/351، ح13).

ج) «إِنَّ عَلِی بن‌شِهَابٍ یشْکو رَأْسَهُ وَ الْبَرْدُ شَدِیدٌ وَ یرِیدُ أَنْ یحْرِمَ فَقَالَ (ع) إِنْ کانَ کمَا زَعَمَ فَلْیظَلِّلْ وَ أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ»؛ علی بن‌شهاب از سر درد می­نالید، هوا سرد بود و می‌خواست مُحرم شود، امام (ع) فرمود: «اگر استظلال کند مانعی برای او نیست؛ اما تو نباید به خاطر خدایی که برای او مُحرم شدی استظلال کنی» (کلینى، 1407: ‌4/351، ح7).

دلالت مطابقی روایت اول در حکم وضعی مسئله عنوان شده است، منتها به دلالت التزامی بر حرمت استظلال مُحرم از باران دلالت دارد (علامه حلی، 1413: ‌4/170؛ عاملى، بی‌تا: ‌3/399‌؛ و محقق سبزوارى، 1247: ‌2/598؛ و محقق داماد، 1409: ‌7/606). علاوه بر اینکه دلالت مطابقی روایت دوم و سوم، بر حرمت تکلیفی استظلال از باران و سرمای شدید دلالت دارد.

مبانی دیدگاه سوم (جواز مطلق استظلال در شب)

طرفداران جواز مطلق استظلال در شب، از مذهب جعفری و سایر مذاهب فقهی، به گزارش‌های رسیده از صحابه و اهل‌بیت پیامبر اعظم استناد می‌کنند که تنها استظلال از خورشید را مطرح کرده‌اند. این گروه معتقدند که ذکر نور و گرمای خورشید در این روایات موجب می‌‌شود اطلاق روایات مورد استناد در نظریه اول، بر حرمت استظلال در روز حمل شود. برای نمونه به گزارش شیخ طوسی در حدیثی صحیح از موسی بن‌جعفر (ع) اشاره می‌‌شود: «سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ الْمُحرم وَ کانَ إِذَا أَصَابَتْهُ الشَّمْسُ شَقَّ عَلَیهِ وَ صُدِّعَ فَیسْتَتِرُ مِنْهَا فَقَالَ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ لَا َیسْتَطِیعُ أَنْ تُصِیبَهُ الشَّمْسُ فَلْیسْتَظِلَّ مِنْهَا» (طوسی، 1407: 5/309، ح57). در این روایت از نور و گرمای خورشید سخن به میان آمده و از آنجا که در شب خورشیدی وجود ندارد، قید خورشید در آن سبب تقیید اطلاق و عموم روایات مورد استناد در مبانی نظریه اول است.

به اعتقاد این گروه، ذکر واژه «اضح» به فتح الف یا به کسر (فیض کاشانى،1406: ‌12/603) نشان می‌دهد که استظلال در روز مراد است. توضیح آنکه «اضحاء» نقیض کلمه ظلّ است، یعنی سر مُحرم در مقابل خورشید بدون پوشش و باز باشد که در مقابل ظلّ، یعنی سایه افکندن بر سر مُحرم، قرار دارد؛ بنابراین، اضحاء و تظلیل به خورشید اختصاص دارند (محقق سبزوارى، 1247: ‌2/598؛ طباطبایى قمی، 1415: ‌2/481). این مطلب را گزارش‌هایی تأیید می‌کنند (کلینی، 1407: 4/350، ح2) که بر اساس آنها، خداوند با زیر سایه نرفتن مُحرم تا غروب آفتاب، تمام گناهان او را پاک (عفو) می‌کند. متن یکی از این روایات چنین است: «أَنَّ رَسُولَ اللّه(ص) قَالَ مَا مِنْ حَاجٍّ یضْحَى مُلَبِّیاً حَتَّى تَغِیبَ الشَّمْسُ إِلَّا غَابَتْ ذُنُوبُهُ مَعَهَا» (طوسی، 1407: 5/311، ح73) این روایت نشان می‌دهد که زمان زیر سایه نرفتن تا غروب آفتاب است و استظلال در شب مطرح نیست.

این گروه علاوه بر استشهاد مذکور، به ذکر قبه و کنیسه در روایات اشاره می‌کنند (طوسى، 1407: ‌5/312) و معتقدند قبه و کنیسه مشتمل بر سقف و پوشش فوقانی‌اند که در آن دوران تنها برای مسافرت در روز و محافظت از نور و حرارت خورشید استفاده می‌شدند؛ زیرا مسافرت در شب، آن هم در سرزمین‌ گرمی مثل حجاز، اقتضا می‌کند که سقف و پوشش را بردارند تا بتوانند از هوای خارج استفاده کنند. علاوه بر این، متعارف آن روزگار، حرکت کاروان‌ها و قافله‌های حج در روز بوده است، نه در شب (فاضل لنکرانی، 1418: ‏3/293 -294).

از منظر دیگر مذاهب فقه اسلامی، اندیشورانی که استظلال در روز را حرام دانسته‌اند، به ذکر گزارشی از ابن‌عمر استناد می‌کنند و معتقدند که استظلال فقط در روز حرام است و در شب مانعی ندارد. گزارش چنین است:

أَخْبَرَنَا أَبُو طَاهِرٍ الْفَقِیهُ وَأَبُو سَعِیدِ بن‌أَبِى عَمْرٍو قَالاَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ: مُحَمَّدُ بن‌یعْقُوبَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن‌إِسْحَاقَ الصَّغَانِىُّ حَدَّثَنَا شُجَاعُ بن‌الْوَلِیدِ حَدَّثَنَا عُبَیدُ اللّه بن‌عُمَرَ حَدَّثَنِى نَافِعٌ قَالَ: أَبْصَرَ ابن‌عُمَرَ رَضِىَ اللّه عَنْهُ رَجُلاً عَلَى بَعِیرِهِ وَهُوَ مُحرم قَدِ اسْتَظَلَّ بَینَهُ وَبَینَ الشَّمْسِ فَقَالَ لَهُ: «أَضْحِ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ»؛

 عبداللّه بن‌عمر چشمش به مردی افتاد که در حال احرام سوار بر شتر بود و میان خود و خورشید سایه کرده بود. به او گفت: «برای خدا خود را در معرض خورشید قرار بده» (البیهقی، ۱۳۴۴: 5/70).

برخی روایت مذکور را بر منع استظلال در زمان احرام تفسیر کرده و قائل شده‌اند: «مُحرم در پیمودن مسیر باید خود را در برابر خورشید قرار داد و از استظلال بپرهیزد»؛ برای نمونه: ابن‌عبدالبر (2000: 4/24)، ابن‌عساکر (1415: 5/18)، کاشانی (1409: 2/184)، ابن‌تیمیه (1426/2005: 26/112)، زیعلی (1313: 2/14)، شوکانی (1413/1993: 5/12)، مبارکفوری (1404/1984: ۹/۳۶۶)، بهوتی (1996: 5/308) و البانی (1399: 28). این فتوا نشان می‌دهد که ایشان استظلال را فقط در روز حرام می‌دانند و مطلقاً قائل به حرمت استظلال در شب نیستند (بهوتی، 1996م: 5/308).

نقد و بررسی مبانی (جمع‌بندی دلالی)

از تتبع در آرای فقهای اسلامی، به‌خصوص مذهب جعفری، به دست می‌آید که اختلاف آرا ناشی از اختلاف روایات مذکور در منابع روایی است که با فرض صلاحیت احتجاج به هر یک از آنها، جمع عرفی و حل تعارض و تنافی بدوی آنها به تفصیل ذیل است:

در مذهب جعفری، همان­طور که پیش‌تر بیان شد، سه دسته روایت وجود دارد:

دسته اول: روایاتی که مردان مُحرم را از استظلال و رفتن به زیر مظلّه نهی مطلق می‌کنند. با توجه به معنای لغوی استظلال، که محفوظ نگه داشتن خود از چیزی است، عمومیت این دسته از روایات شامل استظلال در شب و روز است.

دسته دوم: روایاتی که مردان مُحرم را از استظلال و پوشاندن خود از نور و گرمای خورشید، باران، سرما و باد نهی می‌کنند. با توجه به اینکه ممکن است باران و سرما و باد در روز یا شب اتفاق افتد، استظلال در شب موضوعیتی ندارد و اگر باد و باران و سرما در شب رخ دهد، استظلال در شب خواهد بود.

دسته سوم: روایاتی که مردان مُحرم را از استظلال از خورشید نهی می‌کنند. از آنجا که روایات دسته سوم دلالتی بر حصر استظلال از خورشید ندارند، تقابل و تعارضی با دسته دوم نخواهند داشت، بلکه تقابل دسته دوم و سوم از روایات با دسته اول، در صورت احراز وحدت حکم، مانند تقابلِ مطلق و مقیدِ موافق خواهد بود. بنابراین، دسته اول بر قیود مندرج در دسته دوم و سوم حمل می‌‌شود؛ یعنی عرف، اطلاق ناشی از احادیث دال بر حرمت مطلق استظلال و زیر سایه‌بان رفتن را به سبب روایات دال بر حرمت استظلال از خورشید و باران و سرما و باد، مقید می‌کند.

ممکن است گفته شود که تقابل و تنافیِ مطلق و مقید، فرع وجود مفهوم وصف یا قید است؛ اما در جای خود تأیید شده که وصف و لقب مفهوم ندارد. در نتیجه منافاتی بین روایات نیست و مقتضای قاعده اصولی، اخذ معنای اعم، همان مطلق استظلال، است. در جواب باید گفت که در فرض وحدت حکم، بین منطوق روایات تعارض و تنافی وجود دارد؛ چون مطلق، ظهور در اطلاق دارد و مقید، ظاهر در وجود خصوصیتی است که در مطلوب دخالت دارد. به این معنا که دلیل مقید، طبیعتِ با آن خصوصیت را حرام می‌داند که لازمه‌اش تعین حرمت در قید است و با اطلاقِ دلیل مطلق منافات دارد. تقیید همچنین دایره حکم را به موضوع دلیلِ مقید محدود می‌کند، البته غیر از آن را نفی نمی­کند. نتیجه اینکه اثبات حکم برای موضوعِ خاص با سکوت درباره غیر آن و اثبات برای موضوع و نفی از غیر آن متفاوت است؛ دومی مفهوم است، نه اولی. بنابراین، در فرض مفهوم نداشتن وصف و لقب نیز به نظر عرف، در این روایات تنافی ثابت است.

اگر وحدت حکم در مطلق و مقیدِ مُثبت احراز نشود، گفته می‌‌شود گاهی در دلیل مطلق، محرز است که حکم به خود طبیعت تعلق گرفته و غیر از قید مذکور در دلیل مقید، قید دیگری احتمال ندارد. به این ترتیب، وحدت حکم به‌صورت عقلی احراز شده؛ زیرا دو اراده به مطلق و مقید تعلق گرفته و با توجه به اینکه مقید همان طبیعت با قید است، جعل دو حکم متماثل صورت گرفته که محال است. در نتیجه، مطلق بر مقید حمل می‌‌شود. اگر قید دیگری در موضوع محتمل باشد یا با دست ‌برداشتن از استقلال دلیل مطلق و حمل آن بر مقید یا با تحفظ ظهور استقلال و کشف قید دیگری در آن، تنافی رفع می‌‌شود؛ اما از آنجا که ظهور مطلق در استقلال ضعیف است، قید دیگری محتمل نیست و در این وجه نیز مطلق بر مقید حمل می‌‌شود (ر.ک: امام خمینی، 1380: 2/335).

ممکن است گفته شود که بر فرض احراز وحدت حکم، جمع این احادیث منحصر به تقیید نیست؛ چون ممکن است مقید بر بیان مهم‌ترین افراد حمل شود؛ چنانکه برخی در علم اصول فقه (آخوند خراسانی، ۱۳۸۶: ۱۰۶) تنافی اطلاق و تقیید مثبت را چنین مرتفع ساخته‌اند. در پاسخ می‌گوییم که توجه به اینکه اطلاق از راه قرینه حکمت و به حکم عقلا ثابت می‌‌شود، باید محور و ملاک تمسک به اطلاق را با مراجعه به ایشان مشخص کرد. در جایی ‌که حکم واحد به دو گونه بیان شود، عقلا استقلالی برای دلیل مطلق قائل نیستند تا با حفظ آن در ظهورِ دلیل مقید تصرف کنند. این روش و عملکرد، به اقوی بودن در ظهور ارتباطی ندارد. همان‌گونه که با احراز وحدت حکم ــ از هر راهی که باشد، چه از راه وحدت سبب و چه از سایر قرائن حالیه و مقالیه ــ عقلا مطلق را بر مقید حمل می‌کنند؛ زیرا در این‌گونه موارد، دلیلیت و نقشی برای «اصالة الاطلاق» قائل نیستند. به ‌بیان دیگر، در جایی که مولا در کلامی حرمت استظلال را از مطلق مظلّه و قبه و کنیسه ــ که ممکن است در شب یا روز استفاده شوند ــ و در کلام دیگر حرمت استظلال از خورشید و باران و سرما و باد را بیان می‌کند، عقلا با فرض وحدت حکم، مطلق را بر مقید حمل می‌کنند؛ چون دلیل بودنِ «اصالة الاطلاق» نسبت به ‌دلیل مطلق را در جایی تمام می‌دانند که در برابرش دلیل مقیدی نباشد. علاوه بر این، قرینه قرار دادنِ مطلق در حمل مقید، بر خلاف ظاهر، در محیط قانون‌گذاری شناخته‌شده نیست؛ زیرا آنچه در محیط تشریع نزد عرفِ متشرعه شناخته شده، حمل مطلق بر مقید است (ر.ک: خدادی، 1390).

خلاصه آنکهدر حمل مطلق بر مقیدِ موافق و مثبت اشکالی نیست و با این جمع عرفی، موضوع حرمت استظلال مردان مُحرم در حج و عمره، محفوظ ماندن از خورشید، باران، سرما و باد خواهد بود. البته برای این جمع، غیر از وحدت حکم می‌توان روایات را به مطلق و مقید متنافی و غیرموافق تبدیل کرد. به این بیان ‌که روایات دال بر حرمت استظلال از باران و سرما و باد و خورشید را در مقام تحدید و حصر بدانیم که در این صورت مفهوم خواهند داشت و این مفهوم با اطلاق روایات مطلق، تعارض بدوی پیدا می‌کند که در نتیجه مطلق بر مقید حمل خواهد شد.

بنابراین، اگر فرض کنیم که بودن سایه‌بان متحرک یا ثابت در بالای سر مردان مُحرم تأثیری نداشته باشد ــ به این بیان که مُحرم با این عمل، خود را از چیزی محفوظ نگه نداشته است و در عرف بود و نبود آن فرقی ندارد ــ صدق استظلال نشده و مُحرم حرامی انجام نداده است؛ مثلاً در هوای ابری که نه سرد است، نه باران می‌بارد و نه بادی می‌وزد، بود و نبود سایه‌بان فرقی در رسیدن یا نرسیدن نور و گرمای خورشید به مُحرم ندارد و زیر سایه‌بان رفتن، چه متحرک و چه ثابت، در طول مسیر حرکت حاجی و معتمر حرام نخواهد بود (ر.ک: خویی، 1410: 4/240).

نتیجه‌گیری

استظلال مردان در شب از مسائل مورد اختلاف فقهای مذاهب اسلامی است. این اختلاف ناشی از گزارش‌های متعدد و متنوعی است که در این زمینه رسیده است. در مذهب جعفری، با توجه به جمع دلالی روایات صادر از اهل‌بیت عصمت و طهارت، استظلال در شب موضوعیتی ندارد و در نظری صحیح و مستند به ادله شرعی، استظلال به پوشاندن و محفوظ نگه داشتن سَر از سرما، باران و نور خورشید معنا می‌‌شود؛ پس استظلال از نور و گرمای خورشید در روز برای مردان مُحرم، فقط یکی از مصادیق استظلال برای مردان است. استظلال از سرما و باران در شب نیز می‌تواند یکی دیگر از مصادیق استظلال برای مردان باشد؛ بنابراین، استظلال از موارد سه گانه مذکور برای مردان حرام است، چه در شب باشد و چه در روز.

در نگاه فقه دیگر مذاهب اسلامی، بیشتر حنفیان اسمی از استظلال نیاورده‌اند و برخی همچون زیدیه، ظاهریه و شافعیه با اینکه به استظلال در کتب فقهی خود اشاره کرده‌اند، آن را حرام ندانسته و به جواز آن برای مردان در پیمودن طریق حکم کرده‌اند. گروهی از مالکیان و حنابله، بدون تفصیل بین استظلال در روز و شب، آن را حرام دانسته‌اند که می‌توان از آن فتوا، حرمت استظلال در شب از نگاه ایشان را کشف کرد.

پی‌نوشت‌ها




[1]. قبّه اتاقک کوچکی است که از چوب یا نی ساخته می‌شود و پارچه‌ای را به صورت پرده به دور آن می‌اندازند. سقف آن را با مو، پارچه ضخیم، چرم یا وسایل دیگر، به شکل گنبد درست می‌‌کنند و آن را روی شتر یا فیل می‌گذارند و محکم می‌بندند یا مثل گاری به عقب اسب و الاغ می‌بندند که منظور از آن، همان کالسکه است.

[2]. کنیسه به وسیله‌ای گفته می‌‌شود که مانند خورجین دو طرف دارد و روی شتر می‌گذارند.

کتاب‌نامه

آخوند خراسانی، محمدکاظم بن‌حسین (۱۳۸۶ش)، کفایه الاصول، اصفهان: خاتم الانبیاء.

آل‌عصفور بحرانى، یوسف بن‌احمد بن‌ابراهیم (1405ق)، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

امام خمینی، سید روح‌اللّه موسوى (1425ق)، تحریر الوسیلة، ترجمه على اسلامى، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

البانی، محمد ناصرالدین (1399ق)، حجة النبی صلى اللّه علیه وسلم کما رواها عنه جابر رضی اللّه عنه، چ پنجم، بیروت: المکتب الإسلامی.

ابن‌تیمیة، تقی‌الدین (1426ق/2005م)، مجموع الفتاوى، المحقق أنور الباز ـ عامر الجزار، چ سوم، بی­جا: دار الوفاء.

ابن‌حزم، أحمد بن‌سعید (بی­تا)، المحلى، بیروت: دارالفکر.

ابن‌عابدین، محمدامین بن‌عمر (1421ق)، حاشیه ابن‌عابدین رد المحتار علی الدر المختار، حسام الدین بن‌محمد صالح فرفور، دمشق: دارالبشائر.

ابن‌عبدالبر، أبوعمر یوسف بن‌عبداللّه (2000م)، الاستذکار، تحقیق سالم محمد عطا ـ محمدعلی معوض، بیروت: الناشر دار الکتب العلمیة.

ابن‌عساکر (1415ق)، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.

ابن‌فارس، بن‌زکریا (1404ق)، معجم مقائیس اللغه، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم.

ابن‌قدامه، احمد بن‌محمد (۱414ق/1994م)، الکافی فی فقه الإمام احمد، دار الکتب العلمیة.

ابن‌منظور، محمد بن‌مکرم (1414ق)، لسان العرب، چ سوم، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع ـ دار صادر.

ابن‌نجیم المصری، إبراهیم بن‌محمد (۱۱۳۸ق)، البحر الرائق شرح کنز الدقائق، چ دوم، بی­جا: دار الکتاب الاسلامی.

أبوالبرکات (بی­تا)، الشرح الکبیر، دار إحیاء الکتب العربیه ـ عیسى البابی الحلبی وشرکاه، بی­جا: بی­نا.

أبوداود (بی­تا)، سنن أبی داود، تحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت: المکتبه العصریه/یدا.

أبی‌شیبة الکوفی (بی­تا)، المُصَنَّف، تحقیق محمد عوامة، بی‌جا: دار القبلة.

احمد المرتضی (۱400ق)، شرح الازهار فی فقه الزیدیه، صنعا: غمضان.

البانی، محمد ناصرالدین (1405ق/1985م)، إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، چ دوم، بیروت: المکتب الإسلامی.

بهوتی، منصور بن‌یونس بن‌إدریس (1418ق/1996م)، شرح منتهى الإرادات المسمى دقائق أولی النهى لشرح المنتهى، بیروت: الناشر عالم الکتب.

بیهقی، أبوبکر أحمد بن‌الحسین بن‌علی (1344ق)، السنن الکبرى، بی­نا، مجلس دائرة المعارف النظامیة الکائنة.

حر عاملى، محمد بن‌حسن (1409ق)، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.

حمیرى، نشوان بن‌سعید (1420ق)، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، بیروت: دار الفکر المعاصر.

ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﯼ، ﻓﺘﺢ ﺍﻟﻠﻪ (1390ش)، «استظلال در شب»، ﻣﯿﻘﺎﺕ ﺣﺞ، ﺷﻤﺎﺭﻩ 77.

خوانسارى، سید احمد بن‌یوسف (1405ق)، جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، چ دوم، قم: مؤسسه اسماعیلیان.

خویى، سید ابوالقاسم موسوى (1410ق)، المعتمد فی شرح المناسک، قم: منشورات مدرسة دار العلم ـ لطفى.

الدسوقی، محمد بن‌أحمد (بی­تا)، حاشیه الدسوقی على الشرح الکبیر، بی­جا: بی­نا، نرم‌افزار مکتبه الشامله.

راغب اصفهانى، حسین بن‌محمد (1412ق)، مفردات ألفاظ القرآن، لبنان ـ سوریه: دار العلم ـ الدار الشامیة.

الرافعی، عبدالکریم (بی‌تا)، فتح العزیز، بی­جا: دارالفکر.

الزرکشی المصری، شمس‌الدین محمد بن‌عبداللّه الحنبلی (1413ق/1993م)، شرح الزرکشی، بی‌جا: دار العبیکان.

الزیلعی الحنفی (1313ق)، تبین الحقائق، القاهره: الناشر دار الکتب الإسلامی.

السمرقندی، محمد بن‌احمد (۱۴۱۴ق)، تحفة الفقهاء، بیروت: دار الکتب العلمیه.

السیوطی، جلال‌الدین (بی­تا)، شرح سنن ابن‌ماجه، فخرالحسن الدهلوی، نرم‌افزار مکتبه الشامله.

شاهرودى حسینى، سید محمود (1402ق)، کتاب الحج،قم: مؤسسه انصاریان.

الشوکانی، محمد بن‌علی بن‌محمد بن‌عبداللّه (1413ق/1993م)، نیل الأوطار، تحقیق عصام‌الدین الصبابطی، مصر: دار الحدیث.

صاحب بن‌عباد، اسماعیل (1414ق)، المحیط فی اللغة، بیروت: عالم الکتاب.

الصدر، محمدباقر (۱۴۱۸ق)، دروس تمهیدیة فی علم الاصول المعالم الجدیدة للاصول، چ دوم، النجف الاشرف: إصدار مکتبة النجاح لصحابها، السید مرتضى الرضوی.

طوسى، ابوجعفر محمد بن‌حسن (1407ق)، تهذیب الأحکام، چ چهارم، تهران: دار الکتب الإسلامیة.

عاملى، میر سید احمد علوى (بی­تا)، مناهج الأخیار فی شرح الاستبصار، قم: مؤسسه اسماعیلیان.

العبدری الغرناطی، أبوعبداللّه المواق المالکی (1416ق)، التاج والإکلیل لمختصر خلیل، بی­جا: دار الکتب العلمیه.

علامه حلّى، حسن بن‌یوسف بن‌مطهر اسدى (1413ق)، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، چ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

فاضل لنکرانی، محمد (1418ق)، کتاب الحج، چ دوم، بیروت: دار التعارف للمطبوعات.

فیض کاشانى (1406ق)، الوافی، اصفهان: کتابخانه امام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام.

فیومى مقرى، احمد بن‌محمد (بی­تا)، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم: منشورات دار الرضی.

القرطبی، ابن‌رشد (1409ق/1989م)، البیان والتحصیل والشرح والتوجیه والتعلیل لمسائل المستخرجة، تحقیق د. محمد حجی و آخرون، چ دوم، بیروت: دار الغرب الإسلامی.

الکاشانی، أبی‌بکر (۱۴۰۹ق)، بدائع الصنائع، بی‌جا: بی­نا.

کلینى، ابوجعفر محمد بن‌یعقوب (1407ق)، الکافی، چ چهارم، تهران: دار الکتب الإسلامیة.

مبارکفوری، أبوالحسن عبیداللّه (1404ق/1984م)، رعاة المفاتیح شرح مشکاة، چ سوم،بنارس الهند: المصابیح إدارة البحوث العلمیة والدعوة والإفتاء ـ الجامعة السلفیة.

متقی الهندی (1401ق)، کنزالعمال، تحقیق بکری حیانی صفوه السقا، چ پنجم، بی­جا: مؤسسه الرساله.

محقق داماد یزدی، سید محمد (1409ق)، کتاب الحج، تقریر عبداللّه جوادی آملی، قم: چاپخانه مهر.

مدنی کاشانى، حاج آقا رضا (1411ق)، براهین الحج للفقهاء و الحجج، چ سوم، کاشان: مدرسه علمیه آیت‌اللّه مدنى کاشانى.

مسلم (بی­تا)، الصحیح، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

مناسک حج همراه با حواشی، دارالحدیث، دوم، زمستان 74، بی جا

نراقى، مولى احمد بن‌محمد مهدى (1415ق)، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.

النووی، أبوزکریا محیی‌الدین (بی­تا)، المجموع شرح المهذب، بی‌جا: دار الفکر.

یحیی بن‌حسین (بی‌تا)، الاحکام فی الحلال و الحرام، بی‌جا: بی‌نا.