بازکاوی حکم قرائت سوره عزیمه در نماز از منظر فقه مذاهب اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیارگروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد

2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد.

چکیده

یکی از واجبات نماز، قرائت است که به اتفاق تمام مذاهب اسلامی، خواندن سوره حمد واجب است. بعد از قرائت فاتحه، قرائت سوره‌ای دیگر از قرآن لازم است که این مطلب از چند جهت مورد اختلاف فقها است. یکی لزوم قرائت سوره‌ای کامل یا امکان اکتفا به چند آیه و دیگر جواز قرائت سوره دارای سجده واجب. این جستار بر اساس روایات پیامبر اکرم(ص) و روایات اهل بیت)ع) به مطالعه مسئله دوم یعنی جواز قرائت سوره سجده‌دار (عزیمه) در نماز واجب پرداخته است. در این مقاله پس از مفهوم‌شناسی سوره و عزیمه،  به شیوه کتابخانه‌ای اقوال مختلف در زمینه جواز قرائتِ سوره عزیمه در نماز مطرح و تحلیل وبررسی می‌شود و در پایان دیدگاه نویسندگان، که حرام‌نبودن قرائت سور عزیمه در نمازهای واجب است، با توجه به روایات و دیگر دلایل مطرح خواهد شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Recitation of the Suras containing prostrations (‘Azīma) of the Qur’an in Prayers from the Viewpoint of the Fiqh of Islamic Sects

نویسندگان [English]

  • Muhammad Imami 1
  • Sayyid Mahdi Naghibi 2
  • Muhammadmahdi Yazdanee 2
1 Associate Professor, Department of Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Razavi University of Islamic Sciences, Mashhad
2 Assistant Professor, Department of Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Razavi University of Islamic Sciences, Mashhad
چکیده [English]

One of the obligatory acts of prayers is recitation of Sura al-Ḥamd or al-Fātiḥa, over which all Islamic sects have consensus. After reciting Sura al-Fātiḥa, it is obligatory to recite another sura of the Qur'an, which is a matter of disagreement among jurists in several ways. One is the necessity of reciting a complete sura or the possibility of resting content with the recitation of a few verses, and the other is the permissibility of reciting the suras containing obligatory prostrations. This study based on the hadiths from the Prophet (s) and the Ahl al-Bayt (a) examines the latter issue, namely, the permissibility of reciting the suras containing obligatory prostrations (‘azīma) in obligatory prayers. In this paper, we begin by introducing the concepts of sura and ‘azima, and then discuss and analyze different issues regarding the permissibility of reciting the ‘azīma suras in prayers, using library method. In the end, we conclude that the recitation of the ‘azīma suras is permissible based on certain hadiths and other arguments.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Recitation
  • Sura
  • ‘Azīma
  • Prostration

مقدمه

یکی از پرسش‌هایی که برای نمازگزارانِ مسجد­الحرام و مسجد النبی مطرح می‌شود، این است که آیا خواندن سوره سجده بعد از حمد در نماز یومیه جایز است یا موجب اخلال در آن می‌شود؛ چراکه گاه در این دو مسجد بعد از سوره حمد، سوره سجده قرائت می‌شود. در این باره باید گفت قرائت از واجبات نماز است (علامه حلی، بی‌تا: 1/38؛ فخرالمحققین، 1378: 1/107؛ نووی، بی‌تا: 3/330؛ رافعی، بی‌تا: 3/311) که فقهای امامیه (علامه حلی، 1414: 1/114) و بیشتر اهل سنت (نووی، بی‌تا: 3/327) بر وجوب آن اتفاق نظر دارند و شرط صحت نماز است؛ گرچه بر اساس نص (کلینی، 1388: 3/347) و فتوا ترک سهوی آن باطل‌کننده نماز نمی‌باشد (فخرالمحققین، 1378: 1/107).

در مورد وجوب قرائت سوره حمد در رکعت اول و دوم، چند دلیل وجود دارد (کلینی، 1388: 3/347؛ حر عاملی، 1403: 4/732؛ محقق حلی، بی‌تا: 2، 349؛ بخاری، 1401ق: 1/184؛ مسلم بن‌حجاج نیشابوری، بی‌تا: 2/9؛ احمد بن‌حنبل، بی‌تا: 5/322). بعد از فاتحه، قرائت سوره‌ای دیگر از قرآن لازم است که فقها از چند جهت در این مطلب با هم اختلاف نظر دارند. نخست آنکه آیا بعد از حمد باید سوره‌ای کامل خوانده شود یا خواندن بخشی از آن کافی است؟ در این زمینه دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. شافعیان، مالکیان و حنبلیان آن را مستحب می‌دانند (شافعی، محمد بن‌ادریس، 1403: 1/131؛ بهوتی، 1418: 1/410؛ نووی، بی‌تا: 3/385 و 1/35). بعضی از حنفیان نیز خواندن سوره بعد از حمد را واجب تخییری می‌دانند (کاشانی، 1409: 1/160؛ جزیری، بی‌تا: 1/254) و بعضی خواندن حمد و سوره کامل را واجب می‌شمارند (سمرقندی، 1414: 1/129).

در بین فقهای امامیه، مشهور (علامه حلی، 1333: 1/272؛ شهید اول، 1414: 33؛ فاضل هندی، 1405: 1/215؛ طباطبایی، 1414: 3/384؛ خمینی، بی‌تا: 1/165) آن را واجب می‌دانند؛ در حالی که به نظر برخی از فقها (عاملی، 1410: 3/347) خواندن سوره کامل واجب نیست (ر.ک: امامی، 1386: 25).

مسئله‌ای دیگر در مورد قرائت که در این مقاله بررسی شده، این است که آیا در نماز واجب قرائت سوره عزیمه جایز است یا خیر؟ و بر فرض جایزنبودن، آیا خواندن آن موجب باطل‌شدن نماز است یا خیر؟

بررسی این مسئله، ضمن مطالعه یک موضوع فقهی با نگاهی نو به شیوه تحلیلی‌ـ کتابخانه‌ای بر مبنای منابع اسلامی، دربردارنده طرح و بررسی دیدگاه مذاهب مختلف به‌ویژه بر اساس مشترکات است.

لازم یادآوری شود این اختلاف در مورد نماز واجب است و در نمازهای نافله، همه آن را جایز می‌دانند و محل بحث این مقاله نیست. در این جستار پس از تعریف سوره و عزیمه و طرح دیدگاه‌های مختلف، دلایل قائلان به جواز و نیز عدم جواز قرائت سوره عزیمه در نماز بیان شده و در نهایت نویسندگان نظر خود را بر مبنای استدلال به کتاب، سنت و دیگر مستندات فقهی بیان می‌کنند.

مفهوم‌شناسی

قبل از ورود به بحث و طرح دیدگاه‌ها و دلایل هر یک از آنها، به مفهوم‌شناسی دو واژه سوره و عزیمه پرداخته می‌شود.

مفهوم‌شناسی سوره

درباره معنای لغوی و منشأ اشتقاق کلمه «سوره» نظرها مختلف است. بعضی آن را از سور به معنی حصار دانسته‌اند. در زبان عربی به حصاری که دور شهر کشیده می‌شد و شهر را در داخل خود جای می‌داد و بر تمام آن احاطه داشت، سور می‌گفتند. «سور البلد» دیوار بلندی بود که دور شهر کشیده می‌شد. گویا آیات هر سوره قرآن، داخل حصاری قرار گرفته و به همین دلیل به آن سوره می‌گویند. برخی نیز «سوره» را از سوار، به معنی دستواره دانسته‌‌اند؛ چون سوره قران همچون دستواره‌‌ای، آیاتی از آن را احاطه کرده است. در این مورد نظرهای دیگری نیز وجود دارد (حجتی، 1372: 83).

سوره در اصطلاح به معنی «بخشی از آیات قرآن می‌باشد که دارای آغاز و انجامی است» (حجتی، 1372: 84). بعضی نیز گفته‌اند: «سوره بخشی از آیات قرآنی است که میان دو بسم الله قرار دارد» (سیوطی، بی‌تا: 1/90)؛ به هر حال دو تعریف بالا قابل جمع‌اند ومفهوم دقیق آن در این جستار از اهمیت چندانی برخوردار نیست؛ زیرا منظور فقها از سوره، کاملاً روشن است.

مفهوم‌شناسی عزیمه

عزیمه در لغت به معنای قصد و تصمیم است و هنگامی که انسان مصمم به انجام کاری است، می‌گویند عزم دارد (طریحی، 1408: 3/175). عزم هم به معناى اراده و تصمیم است و هم به معناى عزیمة و شریعت و مراد از «أُولُوا الْعَزْمِ»، پیامبران صاحب شریعت‌اند (قرائتی، 1384: 9/52). سوره عزیمه را به این نام نامیده‌اند، زیرا سجده آنها فریضه و لازم شده است. طریحی می‌نویسد: «و عزائم السجود فرائضه اللتی فرض الله تعالی السجود فیها» (طریحی، 1408: 3/176)؛ چنان‌که فرایض الهی، به واجباتِ بدون شک و شبهه الهی گفته می‌شود. برخی نیز عزیمه را به معین تعویذ دانسته‌اند (زبیدی، 1389: 17/477)؛ چه اینکه با قرائت این سوره‌ها انسان عزم خود را جزم می‌کند که بر شیطان غلبه کند. برخی نیز درباره وجه نامگذاری سوره‌های عزائم گفته‌اند: «وعزائم القرآن: الایات التی یقرأ بها على ذوی الآفات لما یرجى من البرء بها: عزائم قرآن آیاتی است که با خواندن آنها امید غلبه‌کردن و افسون‌کردن عوامل شر و آفت‌زا وجود دارد» (فراهیدی، 1409: 1/363؛ طوسی، 1409: 2/235).

تحریر محل نزاع

جایزبودن یا نبودن قرائت سوره عزیمه در نماز در دو فرض قابل تصور است و موضوع این مقاله یکی از آنها است؛ اما به علت ارتباط آنها با یکدیگر و اینکه در نصوص گاه حکم آنها با هم بیان شده، طرح آنها لازم به نظر می‌رسد که عبارت‌اند از: حکم قرائت سوره دارای آیه سجده در نماز نافله و نماز فریضه. فقهای مذاهب مختلف اسلامی در این مورد اختلافاتی دارند. افزون بر آن در مورد اینکه آیا باید سجده آن را در بین نماز به‌جا آوریم یا صبر کنیم و بعد از اتمام نماز آن را انجام دهیم، اختلاف است.

آرا و ادله فقهای اهل سنت

در بین فقها و مذاهب اهل سنت در مورد قرائت سوره سجده در نماز چند نظریه وجود دارد:

دیدگاه منع

برخی از فقهای مذاهب در برخی نماز‌ها یا در شرایط خاصی، از خواندن آیه سجده در نماز منع کرده یا آن را حرام و حتی موجب باطل‌شدن نماز دانسته‌اند؛ مثلاً اگرچه دیدگاه کلی ابوحنیفه در مورد قرائت سوره سجده در نماز کراهت است، به نظر می‌رسد در نمازهای آهسته (سرّیه) نظر او منع از قرائت این آیات باشد. بیهقی از او نقل کرده است که در صورت قرائت آیه سجده در نماز آهسته، نمازگزار نباید سجده کند. به این مطلب اشکال شده است که ابوحنیفه سجده تلاوت را واجب می‌داند؛ بنابراین نسبت‌دادن قولِ به عدم وجوب سجده به وی، در تقابل با نظر اوست و نباید درست باشد؛ اما اگر بگوییم که به نظر او اصلاً نباید آیه سجده در نماز آهسته قرائت شود، حرف درستی گفته‌ایم؛ چنان‌که این برداشت را برخی از علمای اهل سنت نیز داشته‌اند (ر.ک: عیینی، بی‌تا: 11/110). ابن‌حبیب نیز در نماز جماعت آهسته، امام را از قرائت سوره سجده نهی کرده است (همان: 11/109). بعضی از شافعیان نیز گویند: «اگر قرائت آیه سجده در نماز فقط به قصد سجود یا در وقت کراهت باشد، این قرائت حرام است و موجب بطلان نماز نیز می‌شود» (ملیباری هندی، 1418: 1/246).

دیدگاه کراهت

بسیاری از فقهای اهل سنت قائل به کراهت قرائت سوره سجده در نمازند. این فقها به چند دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول کسانی‌اند که قرائت کل سوره سجده را در نماز مکروه می‌دانند. گروه دیگری از فقهای اهل سنت بر این عقیده‌اند که قرائت سوره سجده با حذف آیه سجده مکروه است؛ یعنی اگر سوره را قرائت کنیم، اما آیه سجده را رها کنیم، مرتکب عمل مکروه شده‌ایم. برخی از فقهای مذاهب قرائت حتی یک آیه از سوره سجده را در نماز مکروه دانسته‌اند، گرچه آن آیه، آیه سجده نباشد. نظر دیگر آن است که فقط قرائت آیه سجده مکروه است؛ به این معنا که خواه همراه با بقیه آیات سوره خوانده شود یا به صورت تنها. در مقابل این نظر، عده‌ای کراهت را فقط منحصر کرده‌اند به اینکه آیه سجده به‌تنهایی در نماز خوانده شود و فرد بقیه سوره را قرائت نکند و بالأخره بر اساس آخرین نظر، فقط قرائت موضع سجده از آیه در نماز مکروه است.

همچنین برخی فقها قائل به تفصیل شده، بین نماز آهسته و غیرآهسته فرق گذاشته‌اند. برخی هم فقط در خصوص امام جماعت، قائل به کراهت شده‌اند.

توضیح بیشتر درباره هر یک از این نظرها با نقل قائلان به هر قول، در ادامه بیان خواهد شد. گفتنی است همه فقهای صاحب دیدگاه بالا با این دقت مطلب را بررسی نکرده‌اند و به طور کلی قرائت سوره سجده را مکروه شمرده‌اند که ما سخن آنان را حمل بر کراهتِ قرائت کل سوره می‌کنیم.

الف) کراهت قرائت کل سوره

برخی از فقهای اهل سنت ترک قرائت این نوع سوره‌ها را در نماز در دستور کار خود قرار داده و آن را مکروه شمرده‌اند. از آن جمله است ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفیان که در نمازهای آهسته سوره سجده نمی‌خوانده و در دیگر موارد هم آیه سجده را قرائت نمی‌کرده است (ر.ک: عیینی، بی‌تا: 7/109). ابن‌حنبل پیشوای حنابله نیز بر همین نظریه بوده است (ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/654). برخی از مالکیان (نووی، بی‌تا: 4/72) مانند ابن‌حاجب (ابن‌حاجب، 2000: 1/136) و آبی ازهری (آبی ازهری، بی‌تا: 1/219) همین نظریه را انتخاب کرده و آن را به مشهور نسبت داده‌اند.

ب) کراهت قرائت سوره سجده و ترک آیه سجده

برخی از فقها گفته‌اند اگر نمازگزار سوره‌های سجده را در نماز قرائت، ولی آیات سجده را از آنها حذف کند تا مجبور به انجام سجده در نماز نشود، کار مکروهی انجام داده است (کاشانی، ۱۴۰۹: ۱/۱۹۲).

از نظر حنبلیان نیز حذف‌کردن آیات سجده و قرائت سوره بدون آیات سجده امر مکروهی شمرده شده است (ابن‌قدامه، بی‌تا ب: 1/160).

ج) کراهت قرائت آیه‌ای از سوره سجده

حذف آیه سجده در قرائت نماز که در فرض قبل بیان شد، دو صورت دارد. گاهی آیه سجده حذف و بقیه آیات تماماً خوانده می‌شود که مقصود در آنجا همین فرض بود و حکمش بیان شد؛ اما احتمال دیگری نیز قابل تصور است و آن اینکه همانند فرض قبل، از خواندن آیه سجده در قرائت خودداری شود؛ ولی به قرائت یک یا چند آیه از سوره عزیمه اکتفا شود. از  اطلاق سخن این گروه از فقیهان، می‌توان کراهت این قرائت را نیز نتیجه گرفت (همان).

د) کراهت قرائت آیه سجده (چه به تنهایی چه به ضمیمه آیات دیگر)

مالکیان قرائت آیه سجده در نماز را مکروه می‌دانند (آبی ازهری، بی‌تا: 219؛ ابوالبرکات، بی‌تا: 1/310؛ عربی قروی، بی‌تا: 1/105؛ عبدری، 1398: 2/64).

ه) کراهت قرائت آیه سجده به تنهایی

مالکیان قرائت آیه سجده در نماز را مکروه می‌دانند. این کراهت هم در صورتی است که با بقیه آیات آن سوره یا آیاتی دیگر از قرآن باشد یا قرائت آیه سجده به‌تنهایی باشد. به نظر آنان، علاوه بر کراهت گفته‌شده، قرائت آیه سجده به‌تنهایی نیز خود امر مکروه دیگری است (عربی قروی، بی‌تا: 1/105). در کتاب المدونة الکبری آمده است مالک مکروه می‌دانست که انسان فقط آیه سجده را قرائت کند، بدون آنکه قبل یا بعد از آن، مقداری قرآن تلاوت کند (امام مالک، بی‌تا: 1/111).

ابن‌قدامه از این کار تعبیر به «اختصار سجود» کرده و آن را مکروه دانسته است. وی توضیح می‌دهد اگر  نمازگزار آیات سجده را از سوره جدا کند و به قرائت آنها در نماز اکتفا کند، مکروه است. دیگرانی نیز همچون شعبی، نخعی، حسن و اسحاق این کار را مکروه شمرده‌اند (ر.ک: ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/654). ابن‌قدامه می‌گوید به نظر حنبلیان جمع‌کردن کل آیات سجده به‌تنهایی در یک رکعت مکروه است (ابن‌قدامه، بی‌تا ب: 1/160).

و) قرائت فقط موضع سجده از آیه سجده

گروهی از مالکیان بر این نظرند که فقط خواندن موضع سجده از آیه سجده در نماز مکروه است. مفهوم این سخن آنان آن است که اگر آیه سجده در نماز با حذف فقط همان موضع سجده قرائت شود، کراهت ندارد (عبدری، 1398: 2/64).

در مجموع می‌توان گفت نظر مشهور فقهای اهل سنت این است که خواندن آیه سجده در نمازها اعم از جهری و اخفاتی مکروه است (ابن‌حاجب، 2000: 1/56).

دلیل دیدگاه کراهت قرائت سوره سجده:

دلیل کسانی که این نظریه را پذیرفته‌اند، این است که بر اثر وجوب انجام سجده برای قرائت آیه سجده‌دار، نمازگزار دچار اشکال افزودن سجده در نماز یا ترک سجده واجب قرآن خواهد شد؛ زیرا اگر سوره سجده‌دار تلاوت کند یا باید سجده قرائت به‌جا آورد و منجر به افزودن سجده در نماز شود که در نتیجه نمازش باطل خواهد شد (حطاب رعینی، ۱۴۱۶: 2/362) یا اینکه باید از انجام آن اجتناب و سجده واجب را ترک کند که در این صورت جزو کسانی خواهد بود که خداوند در آیه شریفه «و اذا قرئ علیهم القرآن لایسجدون» آنان را ملامت کرده است (دسوقی، بی‌تا: 1/310) و هر یک از این دو محضور را که مرتکب شود، نامطلوب است (عیینی، بی‌تا: 7/109).

دلیل کراهت حذف آیه سجده از قرائت:

این گروه سه دلیل برای ادعای خود بیان کرده‌اند:

۱. حذف آیه سجده از سوره نظم و تألیف قرآن را به هم می‌زند و ما مأموریم که نظم و تألیف آیات قرآن را به هم نزنیم و در آن تغییری ایجان نکنیم: «فاذا قرأناه فاتبع قرآنه‌ای تالیفه».

۲. حذف آیه سجده از سوره، در واقع فرار از عبادت به حساب می‌آید که آن هم مکروه است.

۳. ترک قرائت آیه سجده، دوری از بخشی از قرآن که همان آیه سجده باشد، به شمار می‌رود و ما منع شده‌ایم از اینکه قرآن را مهجور قرار دهیم (کاشانی، ۱۴۰۹: ۱/۱۹۲). برخی از فقها نظر ابوحنیفه را به صورت دیگری نقل کرده‌اند که در واقع نوعی تفصیل در دیدگاه کراهت به شمار می‌رود. به عقیده آنان ابوحنیفه قرائت سوره سجده در نمازهای آهسته را مکروه و در نمازهای بلند را بدون اشکال دانسته است (نووی، بی‌تا: 4/72).

دیدگاه عدم کراهت

در برابر دیدگاه کراهت، نظر شافعی قرار دارد که خواندن آیه سجده در نماز را مکروه نمی‌داند (کاشانی، 1409: 1/192؛ نووی، بی‌تا: ۴/72). شافعیان در این حکم فرقی بین نماز‌های آهسته و بلند قائل نیستند و از نظر آنان خواندن آیه سجده در نماز اشکالی ندارد (نووی، بی‌تا: 4/72). در همین راستا گفته شده است که «اگر قرائت آیه سجده در نماز تنها به قصد سجده نباشد و هدفش قرائت نماز باشد، هرچند بالتبع سجده را نیز انجام دهد، در این صورت نه تنها حرام نیست، بلکه حتی کراهت نیز ندارد» (ملیباری هندی، 1418: 1/246).

دلیل مشروعیت قرائت

دلیل این قول روایاتی است که ابی‌هریره، ابن‌عباس و ابن‌مسعود نقل کرده‌اند. در این روایات آمده است پیامبر اکرم در نمازهای مختلف، به‌ویژه در نماز صبح جمعه، سوره سجده را قرائت می‌کرد (ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/648). مثلاً بکیر بن‌ابی‌رابع نقل می‌کند پشت سر ابوهریره نماز عشا را خواندم که سوره  «اذا السماء انشقت» را تلاوت کرد. بعد از نماز سؤال کردم یا ابوهریره این چه بود؟ گفت من پشت سر رسول خدا سجده انجام داده‌ام؛ از این رو من همواره این کار را انجام می‌دهم (ابن‌حنبل، بی‌تا: 2/229).

نقد و بررسی جواز

روایت بالا دارای اضطراب عبارتی است و مشخص نیست آیا رسول خدا در نماز این سجده را انجام داده یا خارج از نماز. توضیح آن این است که همین سند در روایت تمیمی آمده و در آن عبارت «خلف رسول الله» وجود ندارد. ابورافع گوید: «رئیت اباهریره یسجد فی اذا السماء انشقت، قال قلت: تسجد فیها؟ قال رئیت خلیلی  صلی الله علیه و آله وسلم یسجد فیها فلا ازال اسجد فیها حتی القاه» (ابن‌حنبل، بی‌تا: 2/467؛ مسلم، بی‌تا: 2/89).  در برخی از نسخه‌ها نیز به نظر می‌رسد خود ابوهریره سجده کرده است نه پیامبر. مثلاً ابورافع می‌گوید: «صلیت مع ابی‌هریره العتمة  فقرئ اذا السماء انشقت فسجد. فقلت له. قال: سجدت خلف ابی‌القاسم صلی الله علیه و آله وسلم، فلا ازال اسجد فیها حتی القاه» (بخاری، 1401: 1/186). شاهد بر این مطلب عبارت نووی در المجموع است که وی نیز این عمل را به خود ابوهریره نسبت می‌دهد (نووی، بی‌تا: 4/63).

دیدگاه مرجوحیت ترک قرائت آیه سجده (استحباب قرائت آن)

گفته شده است کراهتی که مالکیان در مورد قرائت آیه سجده در نماز بدان قائل‌اند، مطلق نیست و ناظر به شرایط خاصی است و در صورت تغییر شرایط و برای شخص واجد شرایط و در وقت مجاز، حکم فوق نه تنها از کراهت به عدم کراهت تغییر می‌کند، بلکه حتی دارای رجحان هم می‌شود و ترک آن مرجوح واقع می‌شود (عربی قروی، بی‌تا: 1/105).

پرسشی که مطرح می‌شود این است که اگر هر کدام از دیدگاه‌های بالا را بپذیریم، به جز دیدگاهی که قائل به بطلان نماز در صورت قرائت آیه سجده بود، در صورت قرائت آیه سجده، نمازگزار چه وظیفه‌ای دارد؟ چند دیدگاه در این باره وجود دارد. عده‌ای قائل به وجوب سجده در بین نمازند. عده‌ای قائل به تخییر بین سجده یا اکتفا به رکوع نماز به جای سجده‌اند و عده‌ای دیگر معتقدند در وسط نماز سجده تلاوت ساقط می‌شود. گروهی بین مسافر و غیرمسافر و گروه دیگری بین سواره و پیاده تفصیل داده‌اند. با توجه به اینکه این مبحث گسترده است و مجال دیگری می‌طلبد، فقط به دو دیدگاه اشاره‌ای گذرا می‌شود و به همین مقدار اکتفا می‌کنیم (نووی، بی‌تا: 4/72؛ آبی ازهری، بی‌تا: 219؛ ابوالبرکات، بی‌تا: 1/310؛ حصفکی، 1415: 2/118).

دیدگاه تخییر در سجده در صورت قرائت

بسیاری بر آن‌اند که هرچند قرائت سوره سجده در نماز مکروه است، اگر خوانده شود، فرد مخیر است برای آن سجده کند یا سجده را رها کند و با انجام رکوع، به نماز خود ادامه دهد (ابن‌قدامه، بی‌تا ج: 1/654). در کتاب بدائع الصنائع قول تخییر به ابوحنیفه نسبت داده شده است (کاشانی، 1409: 1/189).

دلیل تخییر در انجام سجده

دلیل تخییر روایتی است که نقل می‌کند خلیفه دوم در نماز صبح سوره النجم را قرائت کرد و سجده به‌جا آورد؛ اماا در هفته بعد سوره را قرائت کرد و سجده نکرد و سپس به مردم گفت: «انها لم تکتب علینا الا ان نشاء» (عیینی، بی‌تا: 7/111).

دیدگاه لزوم انجام سجده در بین نماز

نظر برخی این است که چنانچه انسان در بین نماز، سوره سجده‌دار تلاوت کند، سجده را باید به‌جا آورد (همو). به نظر ماوردی که از شافعیان است بعد از تلاوت آیه سجده، باید سجده انجام شود (ماوردی، بی‌تا: 2/469). عبدالله بن‌ قدامه نیز بر همین نظریه است (ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/654).

برخی از علمای حنفی انجام‌دادن این سجده در نماز را به صورت مضیق واجب می‌دانند؛ زیرا وجوب آن به این است که یکی از افعال نماز است و به سبب قرائت واجب شده است؛ پس ملحق به افعال نماز می‌شود و جزئی از اجزای نماز به شمار می‌رود و به همین جهت باید در نماز به‌جا آورده شود و موجب واردآمدن نقصی بر نماز نخواهد شد (کاشانی، 1409: 1/180؛ ابن‌نجیم، 1418: 2/211).

دلیل دیدگاه لزوم انجام سجده

در استدلال برای این مطلب که سجده اضافی در وسط نماز موجب بطلان نماز نمی‌شود، گفته شده است: این سجده، سجده اصلی نماز نیست که با تکبیرة الاحرام برای هر رکعت دو سجده واجب می‌شود و کم و زیادکردن آن در صحت نماز خلل به وجود می‌آورد، بلکه سبب آن تلاوت آیه سجده است و انجام‌دادن آن اشکالی در صحت نماز به وجود نمی‌آورد (مرغینانی، 1424: 2/96).

البته باید توجه داشت که اگر کسی این واجب غیر اصلی در نماز را که به سبب عارضی بر نمازگزار واجب شده است، ترک کند و آن را انجام ندهد تا نمازش تمام شود، دیگر وجوب سجده از بین می‌رود و لازم نیست آن را انجام دهد؛ هرچند معصیت کرده است (سمرقندی، 1414: 1/113). دلیل آنان روایتی است که از پیامبر نقل شده است و می‌گوید ایشان در نماز ظهر سوره سجده‌دار تلاوت کرد و سجده را انجام داد (ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/654).

آرا و ادله فقهای امامیه

علمای امامیه، خواندن سوره سجده‌دار را در نماز نافله جایز می‌دانند؛ ولی در مورد نماز واجب، بین علما اختلاف نظر وجود دارد:

1. عدم جواز: این نظر، سخن مشهور امامیه است. هرچند علامه حلی در تذکره به شیخ طوسی نسبت داده است که ایشان قائل به جواز قرائت عزیمه در نماز و سقوط سجده است (علامه حلی، 1414: 3/146)، شیخ طوسی در نهایة می‌نویسد: «و یقرأ الانسان فی الفریضه‌ای سوره شاء سوی العزائم الاربع فانه لایقرئها فی الفریضه علی حال: انسان در نماز فریضه، هر سوره‌ای را که مایل باشد، به جز سوره‌های عزیمه می‌خواند؛ اما آن سوره‌های چهارگانه عزیمه را به هیچ عنوان نباید بخواند» (طوسی، بی‌تا: 77).

2. عدم جواز و صحت نماز در صورت قرائت: از قائلان به این نظریه می‌توان از صاحب جواهر نام برد (نجفی، 1365: 9/346). امام خمینی نیز صراحتاً می‌گوید خواندن سوره عزیمه در نماز جایز نیست[i] (خمینی، بی‌تا: 1/165).

3. جواز همراه با کراهت: برخی دیگر قائل به کراهت قرائت‌اند، نه حرمت یا بطلان نماز. محقق حلی پس از ادله دو قول می‌نویسد: «انّا ان قلنا بوجوب سوره مضافتاً الی الحمد و حرمنا الزیاده لزم المنع من قرائه سوره العزائم و ان اجزنا أحدهما لم نمنع ذلک اذا لم یقرأ موضع السجود: اگر قائل به وجوب یک سوره کامل بعد از حمد شویم و زیاده بر یک سوره را نیز حرام بدانیم، باید قرائت سوره عزیمه را حرام بدانیم؛ اما اگر یکی از این دو را جایز بدانیم، [یعنی بگوییم خواندن یک سوره کامل بعد از حمد لازم نیست یا بگوییم خواندن بیش از یک سوره بعد از فاتحه جایز است]، در این صورت خواندن سوره سجده جایز است، مشروط به اینکه آیه سجده آن را نخوانیم» (محقق حلی، 1364: 2/176). ابن‌جنید نیز بنا بر نقل محقق قائل به جواز آن شده و گفته است: «اگر در نافله سوره عزیمه بخوانیم، سجده آن را به جا می‌آوریم و اگر در نماز فریضه باشد، با اشاره سجده را انجام می‌دهیم و بعد از اتمام نماز یک بار دیگر آیه سجده را قرائت کرده و سجده آن را انجام می‌دهیم» (محقق حلی، 1364: 2/175).

محقق اردبیلی نیز می‌نویسد حرمت خواندن سوره عزیمه، حکمی روشن و قطعی نیست، مگر اینکه بگوییم در نماز باید سوره کامل خوانده شود و نیز بگوییم جمع بین دو سوره در یک رکعت حرام است و از طرف دیگر قائل به فوریت وجوب سجده برای تلاوت آیه سجده شویم، و اگر یکی از این امور سه‌گانه را نپذیریم، طبیعتاً باید بگوییم خواندن سوره عزیمه اشکال ندارد و در نماز خللی ایجاد نمی‌کند (اردبیلی، 1403: 2/232).

امام خمینی با وجود حکم به عدم جواز در نماز واجب می‌نویسد اگر از روی فراموشی آن را شروع کند یا در حال نماز آن را گوش کند، برای سجده واجب اشاره می‌کند و پس از نماز، سجده را انجام می‌دهد؛ سپس می‌فرماید: «و أن کان الاقوی جواز الاکتفا بالایماء فی الصلاه و جواز الاکتفا بالسوره» (خمینی، بی‌تا: 1/175)؛ یعنی اقوی جواز اکتفا به اشاره در نماز و نیز اکتفا به همان سوره است؛ البته از نظر فقهای شیعه این جواز همراه با کراهت است. اکنون به بررسی ادله این سه قول می‌پردازیم.

ادله حرمت قرائت سوره عزیمه

فقهایی که قائل به حرمت قرائت سوره سجده در نماز واجب شده‌اند، به سنت، عقل و اجماع تمسک کرده‌اند که در ادامه، این ادله و نقد آنها می‌آید.

۱. استدلال به سنت

دلیل اولِ حرمت قرائت سوره سجده در نماز، روایاتی است که از ائمه(ع) نقل شده است. در این روایات از این کار نهی شده است:

1. ابن‌بکیر می‌گوید: «قَالَ: لَا تَقْرَأْ فِی الْمَکتُوبَةِ بِشی‏ءٍ مِنَ الْعَزَائِمِ فَإِنَّ السُّجُودَ زِیادَةٌ فِی الْمَکتُوبَةِ» (کلینی، 1388: 3/318).

2. روایه سماعه: «قال مَن قَرأ اِقرأ بِسمِ ربک فاذا ختم فلیسجُد (الی ان قال) و لا تقرأ فی الفریضه اِقرأ فی التَّطوعِ» (حر عاملی، 1403: 4/779).

3. روایت دیگر سماعه: «قال من قرأ اِقرَأ بِاسمِ رَبّکَ فَاذا ختمَها فَلیسجُد فاذا قام فیقرأ فاتحه الکتاب و لیرکَع قالَ وَ اذا ابتَلَیتَ بها مَعَ امامٍ لا یسجُدُ فَیجزیکَ الایماءُ و الرُّکوُعُ ... مَن قرَأَ باسم ربّکَ فاذا ختمها فلیسجُد وَ لا تَقرأ فی الفریضه اِقرأ فی التَّطَوعِ» (طوسی، 1365: 1/219).

نقد استدلال به سنت

1. بررسی سندی روایات: این روایات از نظر سندی ضعیف‌اند؛ زیرا در سند روایت اول، قاسم بن‌عروه قرار دارد که مجهول است[ii] (عاملی، 1410: 3/352). ابن‌بکیر نیز ضعیف است[iii] (محقق حلی، 1364: 2/175) و دو روایت دیگر را سماعه از عثمان بن‌عیسی نقل می‌کند. هم سماعه (شهید ثانی، بی‌تا: 266) و هم عثمان بن‌عیسی فتحی‌مذهب‌اند. هرچند بسیاری از علما فتحی‌بودن را موجب خدشه در راوی نمی‌دانند، بعضی از علما (عاملی، 1410: 3/359) روایت آنان را قبول ندارند. گذشته از این، همان‌گونه که محقق اردبیلی مطرح می‌کند (اردبیلی، 1403: 2/232)، سماعه جمله‌ای را که می‌گوید، به معصوم(ع) اسناد نداده است و معلوم نیست سخن چه کسی است.

2. تعارض این روایات با ادله دال بر جواز که به آنها اشاره خواهد شد. پس این روایات با صرف نظر از شهرت فتوایی، نمی‌توانند دال بر عدم جواز قرائت سوره عزیمه در نماز باشند؛ زیرا این روایات برای اثبات حرمت آن کافی نیستند. محقق نراقی می‌نویسد: «به خاطر ضعف ادله حرمت است که کلام بعضی از متأخرین اشعار به جواز دارد» (نراقی، 1415: 5/100). فاضل هندی نیز روایات دال بر حرمت را ضعیف دانسته و عمده دلیل برای حرمت را فتواهای فقها شمرده است (فاضل هندی، 1405: 4/11).

صاحب مدارک الاحکام می‌گوید: «و الحق ان الروایات الوارده بالمنع ضعیفه جداً فلا یمکن التعلق بها فان ثبت بطلان الصلاه بوقوع هذه السجده فی اثنائها وجب القول بالمنع من قراءة ما یوجبه من هذه السور ... و أن لم یثبت بطلانها بذلک کما هو الظاهر اتجه القول بالجواز مطلقا: حق این است که روایات دال بر منع، ضعیف هستند و نمی‌توان به آنها تمسک کرد. پس اگر بتوانیم بطلان نماز را با استفاده از این نکته، که افزودن سجده مبطل است، ثابت کنیم، می‌توان قائل به منع شد وگرنه قول به جواز را چنان‌که ظاهر روایات است، باید پذیرفت» (عاملی، 1410: 3/353).

۲. استدلال به عقل

قرائت سوره عزیمه در نماز مستلزم یکی از دو محذور است: الف) ترک سجده واجب عزیمه که حرام است؛ ب) افزایش یک سجده در نماز، که آن هم حرام و مبطل نماز است (شهید اول، 1419: 6/322؛ عاملی، 1410: 3/352؛ علامه حلی، 1414: 3/145)؛ چنان‌که امام باقر یا صادق (ع) در حدیث زراره می‌فرماید: «لا تقرأ فی المکتوبه بِشَئی مِن العَزائِمِ فَاِنَّ السُّجودَ زیادهٌ فی المکتوبهِ» (حر عاملی، 1403: 4/779).

نقد استدلال به عقل

این دلیل مترتب بر سه مقدمه است که ناتمامی هر یک از این سه، برای ثابت‌نشدن حرمت کافی است. این سه مقدمه عبارت‌اند از:

الف) واجب‌دانستن یک سوره کامل بعد از حمد: اگر خواندن یک سوره کامل را واجب ندانیم (ر.ک: عاملی، 1410: 3/347)، می‌توانیم بگوییم خواندن سوره سجده، جایز است و عبارت سجده را نمی‌خوانیم. در روایت عمار ساباطی نیز بدین مطلب تصریح شده است؛ چه آنکه امام در پاسخ به سؤال در مورد کسی که در نماز، سوره سجده قرائت کند، می‌فرماید اگر بخواهد، محل سجده را نخواند و اگر بخواهد آن سوره را رها کند و سوره‌ای دیگر شروع کند (حر عاملی، 1403: 4/779).

ب) فوری‌دانستن سجده برای آیات سجده: اگر وجوب سجده را فوری ندانیم، می‌توانیم سجده عزیمه را بعد از نماز انجام دهیم تا زیاده در نماز به وجود نیاید. این نظریه نیز طرفدارانی دارد (اردبیلی، 1403: 2/232)؛ مثلاً ممکن است گفته شود وجوب فوری سجده در جایی است که مانع و ضرورتی وجود نداشته باشد و در صورت وجود مانع و ضرورت، سجده فوریت ندارد و مانع شرعی هم همانند مانع عقلی است؛ زیرا از انجام سجده در وسط نماز نهی شده‌ایم؛ پس فوریت سجده ساقط می‌شود و حکم به صحت نماز می‌کنیم (نراقی، 1415: 5/100).

ج) مبطل‌دانستن زیادی سجده در بین نماز: هرچند این سجده به نیت نماز نیست و به قصد ادای سجده قرائت سوره عزیمه است، باطل‌کننده نماز است. قرائنی نیز در روایات وجود دارد و جهت بطلان و نهی را همان زیادی در نماز برشمرده‌اند. مانند روایت ابن‌بکیر که امام می‌فرماید: «فان السجود زیادة فی المکتوبة» (حر عاملی، 1403: 4/779).

تمام این مقدمات قابل خدشه است؛ چنان‌که صاحب مدارک به این مطلب اذعان کرده است (عاملی، 1410: 3/351)؛ زیرا ممکن است فقیهی قائل به واجب‌نبودنِ قرائت سوره کامل بعد از حمد شود، مانند ابن‌جنید، سلار، شیخ طوسی در نهایه و محقق حلی در معتبر و منتهی (عاملی، 1410: 3/347؛ فاضل هندی، 1405: 1/123؛ شیخ طوسی، بی‌تا: 76). پس خواندن سوره سجده و نخواندن عبارت سجده، موجب بطلان نماز نیست (ر.ک: امامی، ۱۳۸۵: 21-40). در روایت عمار نیز به این مطلب اشاره شده است؛ آنجا که از امام صادق(ع) درباره کسی که سوره سجده را در نمازش خوانده است، سؤال شد و حضرت فرمود: «اِذا بَلَغَ مَوضِعَ السجَّده فَلا یقرأها وَ اِن اَحَّبَ اَن یرجِعَ فَیقرأُ سورهً غیرها وَ یدَعُ الّتی فیها السجدهُّ فَیرجِعُ اِلی غَیرها» (حر عاملی، 1403: 4/779). امام (ع) دستور فرمود عبارت سجده را رها کند و اگر مایل باشد، آن سوره را رها کرده، سوره دیگر شروع کند.

در مورد مقدمه دوم نیز ممکن است گفته شود، سجده قرآن در این صورت فوری نیست و چون مشغول انجام واجب دیگر هستیم، می‌توانیم آن را تا پایان نماز به تأخیر‌ اندازیم (اردبیلی، 1403: 2/232) یا ممکن است وجوب فوری سجده در جایی باشد که مانع و ضرورتی وجود نداشته باشد و خلافی نیست که در صورت وجود مانع و ضرورت، سجده فوریت ندارد، و از آنجا که از انجام‌دادن سجده در وسط نماز نهی شده است، فوریت سجده ساقط می‌شود و حکم به صحت نماز می‌کنیم (نراقی، 1415: 5/100). برخی مانند مالک، امام اهل سنت، به دلیل اینکه نباید در بین نماز چیزی اضافه شود، سجده عزیمه را ساقط می‌دانند (رعینی، 1995: ۲/361).

همچنین ممکن است سجده را با اشاره انجام دهیم (خویی، 1410: 3/342؛ روحانی، 1313: 4/453؛ حائری، 1362: 165؛ فاضل هندی، 1405: 4/11). شهید اول، علامه حلی و محقق حلی قول به جواز قرائت سوره عزیمه در نماز و با اشاره انجام‌دادنِ سجده را به ابن‌جنید نسبت داده‌اند (شهید اول، 1419: 3/323؛ علامه حلی، 1333: 1/276؛ محقق حلی، 1364: 2/175). شهید ثانی ضمن نسبت‌دادن قول جواز به ابن‌جنید، آن را بعید نمی‌داند (شهید ثانی، بی‌تا: 266).

حتی اگر بگوییم انجام‌دادن سجده فوری است، باز می‌توان گفت اگر کسی سوره سجده را خواند و سجده آن را انجام نداد، نمازش باطل نیست، بلکه این شخص به جهت تاخیرانداختن در انجام سجده که واجب فوری است گناه کرده است و نماز او هنوز امر دارد، اگرچه به صورت ترتب (روحانی، 1313: 4/453)؛ یعنی وی کار حرامی انجام داده است؛ اما نماز او صحیح است (نجفی، 1365: 9/346).

 

مقدمه سوم نیز جای خدشه دارد؛ چه اینکه ممکن است گفته شود افزودن سجده‌ای که به قصد جزئیت نماز خوانده شود، مبطل نماز و حرام است؛ در حالی که این سجده به قصد جزئیت خوانده نشده است، بلکه به قصد سجده قرآن انجام شده و این انجام وظیفه است نه اخلال به وظیفه؛ همان‌گونه که در نماز جماعت اضافه‌شدن یک رکوع به قصد تبعیت از امام مخل و مبطل نیست. اشکالی که بر این خدشه ممکن است وارد شود، این است که این سجده به نماز ارتباط دارد؛ زیرا این سجده برای سوره قرآنی است که جزو نماز بوده است؛ پس این سجده نیز جزء نماز محسوب می‌شود. گذشته از این، انجام سجده در نماز خود یک عمل اضافی و مبطل نماز است؛ البته این اشکال هم  شاید وارد نباشد؛ زیرا حرمت عمل اضافی در نماز،  بسا شامل خواندن قرآن و سجده مربوط به قران نباشد.

صاحب جواهر گرچه معتقد به حرمت خواندن سوره عزیمه در نماز‌های واجب است، در صورت وقوع، نماز را باطل نمی‌داند (نجفی، 1365: 9/343). وی معتقد است آنچه از روایات برداشت می‌شود این است که فقط زیادی رکعات و رکوعات نماز را باطل می‌کند نه مطلق زیادی؛ بنابراین زیادی سجده تحت شمول آن نصوص قرار نمی‌گیرد و با توجه به حدیث «لاتعاد»، باعث بطلان نماز نمی‌شود؛ به علاوه بر فرض که نصوص بالا شامل سجده هم بشود، در صورتی موجب بطلان نماز می‌شود که به عنوان جزئی از نماز آورده شود. همچنین از دیدگاه ایشان ظاهر این نصوص مطلق است و در حکم مذکور، فرقی بین عمد و فراموشی وجود ندارد (نجفی، 1365: 9/346).

۳. استدلال به اجماع

برخی از فقها بر عدم جواز قرائت سوره سجده‌دار ادعای اجماع کرده‌اند؛ مثلاً علامه حلی می‌نویسد: «لا یجوز أن یقرأ فی الفرایض شیئا من العزایم الأربع عند علمائنا أجمع» (علامه حلی، 1414: 3/146؛ فاضل هندی، 1416: 4/10).

نقد استدلال به اجماع

در نقد این استدلال باید گفت بعضی از فقها مانند محقق حلی و محقق اردبیلی با این نظریه مخالف‌اند. افزون بر اینکه این اجماع، اجماع منقول است؛ چراکه این اجماع، مدرکی است و مستند فتوای اجماع‌کنندگان همین روایات موجود است یا دست‌کم احتمال دارد مستند آنان همین روایات باشد؛ بنابراین چنین اجماعی حجیت ندارد (ر.ک: خویی، 1419: 4/295؛ حکیم، 1432: 4/438؛ آل شیخ راضی، 1425: 5/214)؛ زیرا چنین اجماعی کاشفیت قطعی از نظر امام(ع) ندارد. در این صورت مجتهد خود باید به بررسی آن دلیل بپردازد و ملاک، برداشت خود او از آن دلیل است، نه این اجماع (ر.ک: موسوى بجنوردى، 1401: ‏2/329؛ حکیم، 1432: 355؛ فاضل لنکرانى، 1430: ‏3/272).

ادله نظریه جواز

در نظریه جواز قرائت سوره سجده‌دار، به اطلاق آیه قرآن و روایات استدلال شده است. در ادامه، این دو دلیل و نقد آنها می‌آید.

1. اطلاق آیه قرآن

آیه «فاقرَوُ ما تَیسّرَّ من القُران» (مزمل: 20) اطلاق دارد و شامل تمام بخش‌های قرآن می‌شود. بر این اساس، تمام سوره‌ها و آیات قرآن را می‌توان در نماز خواند، مگر موردی که با دلیل معتبر تخصیص خورده و جایزنبودن آن ثابت شود.

ممکن است گفته شود اطلاق این آیه با احادیث دال بر عدم جواز، تقیید خورده است و نمی‌توان به این اطلاق تمسک کرد. در نقد این اشکال باید گفت با توجه به اشکال‌هایی که به روایات منع وارد شده است، این روایات ناتمام‌اند و نمی‌توانند به عنوان مقید برای آیات قرآن به کار گرفته شوند.

2. روایات دال بر جواز

روایات متعددی وجود دارد که بر جواز دلالت دارند که بعضی از آنها صحیحه‌اند:

1. صحیحه حلبی: از امام صادق(ع) سؤال شد آیا در بین نماز در آخر سوره سجده باید سجده کرد. حضرت فرمود: «یسجد ثُمَّ یقُومُ فیقرء فاتحه الکتاب ثمَّ یرکَع و یسجدُ» (حر عاملی، 1403: 4/777). این روایت ظهور در صحت نماز دارد.

 

2. روایت وهب: از امام صادق(ع) از پدر آن حضرت، از امام علی(ع) نقل شده است: «اذا کانَ آخرَ السُوره السَّجدهُ اجزأکَ اَن تَرکَعَ بِها» (همان).  امام علی(ع) می‌فرماید: رکوع را انجام دهید و به نماز ادامه دهید و این نیز ظهور در صحت دارد.

3. صحیحه محمد: از امام صادق یا باقر(ع) در مورد کسی سؤال شد که سوره سجده را در نماز خوانده و انجام سجده را فراموش کرده، تا اینکه رکوع و سجود نماز را انجام داده است. حضرت می‌فرماید: «یسجدُ اِذا ذَکَرَ اِذا کانَت مِنَ العزائم»
(همان: 4/778). این روایت هیچ اشاره‌ای به بطلان نماز یا جایزنبودن خواندن سوره
عزیمه ندارد.

4. صحیحه علی بن‌جعفر: «سَألتهُ عَن اِمامِ یقرأ السجده فاحدث قبلَ اَن یسجُدَ کیفَ یصنعُ ؟ قال: یقدَّمُ غَیرهُ فیسجُدُ وَ یسجُدُونَ وَ ینصِرفُ وَ قَدَتَّمت الصلاه» (همان: 4/780).

شاید اشکال شود این روایت در مورد اقتدا به امام جماعتی است که قائل به جواز قرائت سوره سجده است؛ بنابراین در این روایت قرینه‌ای برای حمل بر تقیه وجود دارد و اینکه این در خصوص اقتدا به جماعت اهل سنت است و نباید حکم این روایت را به جاهای دیگر تعمیم داد.

نقد روایات دال بر جواز

سند و دلالت روایات یادشده بر جواز تمام است و این روایات می‌توانند دلیل اصلی جواز قرائت سوره سجده در نماز باشند. تنها ایرادی که بر این روایات وارد است، تعارض آنها با روایات دال بر حرمت است.

جمع بین روایات

به دلیل تعارض بین دو دسته از روایات، فقها برای جمع بین این روایات راه‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند. در ادامه این راه‌ها و نقد آنها می‌آید.

الف) حمل روایات جواز بر تقیه

اولین راه حل ارائه‌شده حمل روایات جواز بر تقیه و فتوا به عدم جواز است که از بسیاری از فقها صادر شده است. کسانی که این راه را رفته‌اند می‌گویند امام(ع) این جواز را برای بیان حکم الله مطرح نکرده، بلکه در مقام تقیه بوده است؛ بنابراین این روایات قابل استناد نیست.

نقد و بررسی حمل بر تقیه

اینکه روایتی برای تقیه صادر شده باشد، خلاف اصل است و نیاز به دلیل و دست‌کم قرینه دارد و در صورت نبود قرینه یا شک در قرینه‌بودن موجود، نمی‌توان این توجیه را پذیرفت، بلکه باید گفت روایت برای بیان حکم الله صادر شده است. در بحث حاضر باید گفت اینکه روایات به صورت تقیه‌ای صادر شده باشند، قرینه ندارد، بلکه قرائنی برخلاف آن وجود دارد که بیان می‌شود.

اول: اصل اراده معنای ظاهری از سخن

اصل این است که روایت برای بیان حکم خدا صادر شده است و صدور آن برای تقیه یا با هدفی دیگر خلاف این اصل است. این اصلی عقلایی و حوزه کاربرد آن شک در جهت صدور است. مؤید این مطلب تصریح بعضی از محققان است: «نوعاً ظاهر کلام هر متکلمی این است که کلامش بر طبق اراده‌اش بوده است و این اصلی عقلایی است که در صورت شک در جهت صدور بدان مراجعه می‌کنند» (کاظمی خراسانی، 1409: 4/779ـ780) و مادامی که اراده خلاف از متکلم ثابت نشود، غیر قابل قبول است. در مورد روایات محل بحث نیز قرینه‌ای وجود ندارد.

دوم: عدم امکان حمل بر تقیه

تقیه در صورتی است که روایت صادرشده از امام، برخلاف اصل پذیرفته‌شده در بین افکار عمومی جامعه باشد؛ در حالی که دیگر مذاهب اسلامی به قرائت سوره عزیمه در نماز اصرار نمی‌ورزند و حتی در کتاب‌های معروفشان از قبیل المغنی، المجموع، المنهجی، الام، الفقه علی المذاهب الخمسه اصلاً این مسئله را مطرح نکرده‌اند. پس این سؤال مطرح می‌شود که آیا امام(ع) برای بیان چنین حکمی از باب تقیه، می‌توانسته انگیزه‌ای داشته باشد یا خیر. موافقت با کدام مذهب موجب تقیه است؟ به نظر می‌رسد مراد از عامه، روایت آنان نیست، بلکه نظریه رایج و غالب بین مردم و به تعبیر دیگر، افکار عمومی است (ر.ک: غروی اصفهانی، 1374: 374). شاهد این مطلب عبارتی است که در موثقه عبید بن‌زراره از امام صادق(ع) نقل شده است: «ما سمعته منی یشبه قول الناس فیه التقیة وما سمعت منی لا یشبه قول الناس فلا تقیة فیه»؛ از این روی محقق اصفهانی می‌گوید: «وقد عرفت انه لا دلیل على سقوط الخبر - بمجرد الموافقة: دانستی که خبری به صرف موافقت با عامه از حجیت ساقط نمی‌شود» (همان: 375).

پس ظاهراً نمی‌توان برای این امر، دلیل و توجیهی پیدا کرد؛ زیرا حمل روایت بر تقیه در صورتی است که افکار عمومی جامعه برخلاف نظر امام باشد، به گونه‌ای که امام بیان حکم واقعی را به مصلحت نداند؛ بنابراین با توجه به آنچه در مورد روایات حرمت بیان شد، یعنی ضعف این روایات و نیز با توجه به عدم ظهور حمل روایات صحیحه بر تقیه، به نظر می‌رسد روایات صحیحِ دال بر جواز را نمی‌توان از نظر دور داشت.

سوم: تأیید مطلب با برداشت برخی از فقها

برخی از فقهای بزرگ امامیه، مانند محقق حلی، جواز قرائت سوره عزیمه را پذیرفته‌اند و این می‌تواند مؤیدی باشد بر اینکه این روایات را نمی‌توان به صرف مخالفت با مشهور، ندیده گرفت.

ب) حمل روایات جواز بر نافله

دومین راه حل برای تعارض روایات، حمل روایاتِ جواز بر نافله است؛ چنان‌که در بعضی از آنها به جواز در نافله، تصریح شده است (شهید اول، 1419: 3/324).

اشکال این حمل

این حمل غیر قابل توجیه است؛ زیرا بعضی از روایات در مورد قرائت عزیمه در نماز واجب‌اند و این روایات قرینه است که مراد از مورد جواز در دیگر روایات نیز همان نماز واجب است.  در روایت علی بن‌جعفر آمده است: «سأل أخاه موسى علیه السلام عن الرجل یقرأ فی الفریضة سورة والنجم، ایرکع بها أو یسجد ثم یقوم فیقرأ بغیرها ؟ قال: یسجد ثم یقوم فیقرأ فاتحة الکتاب ویرکع، ولا یعود یقرأ فی الفریضة بسجدة» (حر عاملی، 1403: 4/780).

همچنین دو روایت سماعه و عمار ساباطی در صورت اقتدا به امام جماعتی است که سوره سجده بخواند و سجده نکند (حر عاملی، 1403: 4/778). نیک روشن است که  نماز واجب را به جماعت می‌گزارند و نمی‌توان این روایت را در مورد نماز نافله دانست.

ج) حمل ادله حرمت بر کراهت

راه دیگر برای جمع بین روایات حمل روایات دارای نهی بر کراهت است که نتیجه آن کراهت  خواندن سوره سجده در نماز واجب و کراهت‌نداشتن آن در نماز نافله است. این نهی با توجه به صحت ادله جواز و ضعف ادله حرمت که بیان شد و نیز شیوع به‌کارگیری نهی در کراهت (حائری، 1404: 102؛ اصفهانی نجفی، 1429: 3/3؛ انصاری، 1419: 4/99)، بعید به نظر نمی‌رسد؛ زیرا نهی با وجود قرینه، به صورت مجاز در کراهت به کار می‌رود و این به‌کارگیری به حدی شایع است که بعضی به شک افتاده‌اند و گفته‌اند نهی مشترک بین تحریم و کراهت است و به‌کارگیری نهی در هر دو (کراهت و  حرمت ) حقیقت است (نجفی، 1365: 9/360).

برخی از فقهای معاصر نیز نهی موجود در حدیث علی بن‌جعفر (حر عاملی، 1403: 4/780) را که یکی از ادله قائلان به حرمت است، حمل بر کراهت کرده‌اند. از دیدگاه این فقها، جواز قرائت سوره در نماز در نزد سائل، امری مفروغ‌عنه بوده است و امام(ع)فقط خواسته کراهت آن را اعلام کند. به نظر اینان این روایت را نمی‌توان حمل بر صورت سهو کرد و شامل خواندن عمدی سوره سجده نیز می‌شود (روحانی، 1412: 4/452).

نتیجه‌گیری

در بین فقهای اهل سنت دیدگاه‌های متفاوتی در مورد جواز یا کراهت قرائت سوره سجده در بین نماز وجود دارد. آنان عموماً قرائت سوره سجده را در نماز، گرچه مکروه می‌دانند، جایز برشمرده‌اند؛ هرچند بسیاری معتقدند سجده آن نباید در بین نماز انجام پذیرد؛ زیرا مستلزم سجده اضافی در نماز است. برخی از فقهای شیعه نیز بر این نظریه‌اند؛ اما مشهور علمای امامیه این قرائت را جایز نمی‌دانند. ظاهر آیه بیست سوره مزمل نیز جواز قرائت هر یک از بخشهای قرآن است، مگر دلیلی بر خارج‌شدن برخی از آنها وجود داشته باشد. روایات ائمه(ع) در این باره دو دسته‌اند: برخی از روایات بر حرمت دلالت دارند و برخی روایات صحیحه، جواز را می‌رسانند. روایاتی  که دلالت بر حرمت دارند، دچار ضعف‌اند و روایات دسته دوم که روایات صحیحه‌اند، برخی در مورد نماز جماعت است و ممکن است چنین توجیه شود که در مقام بیان حکم سجده در نماز جماعت و اقتدا به ائمه جماعات اهل سنت باشند. از این روی نمی‌توان به آن روایت استناد کرد؛ اما دیگر روایات صحیحه را نمی‌توان  لزوما بر تقیه یا بر نافله حمل کرد؛ چون اصل صدور روایت برای بیان حکم الله است و حمل آنها بر جهتی غیر از بیان حکمِ واقعی، نیاز به دلیل و قرینه دارد.

از دیگر سوی، به نظر می‌رسد بتوان روایات دال بر حرمت را بر کراهت حمل کرد؛ چنان‌که در روایت علی بن‌جعفر که در مورد قرائت سوره نجم در نماز واجب سؤال شد، امام(ع) فرمود: «یسجد ثُّم یقومُ فَیقرأ بِفاتحه الکتاب و یرکعُ و ذلکَ زیادهُ فی الفریضه وَ لا یعودُ یقرأ فی الفریضه بِسجدهٍ» (حر عاملی، 1403: 4/780). در این روایت امام(ع) با اینکه می‌فرماید پس از سجده، فاتحه را دوباره بخوانید و ادامه بدهید که به صحت حکم فرموده، بعد در پایان از خواندن سوره سجده نهی فرموده است و این مسلم است که امام(ع) در مقام تقیه نبوده است. ایشان اگرچه از آن نهی کرده، حکمِ به صحت نماز کرده است؛ بنابراین می‌توان صدر روایت را که حکم به صحت است، قرینه‌ای برای حمل نهی موجود بر کراهت دانست. مؤیدی دیگر بر این مطلب روایتی است که از اهل سنت وجود دارد که می‌گوید پیامبر اکرم در نماز ظهر سوره سجده را تلاوت کرد (ابن‌قدامة، بی‌تا ج: 1/654).



[i]. وکذا لا یجوز قراءة إحدى السور العزائم فی الفریضة.

[ii]. علامه مامقانی می‌نویسد: «واذا قد عرفنها بان لک خلوها عن توثیق و غایة ما یمکن هو استفادة کونه امامی... ولذا اختلف الآراء فیه فمنهم من ضعفه کالجزایری حیث عده فی قسم الضعفاء ومثله صاحب صاحب المدارک...» (مامقانی، بی‌تا: 3/17). آیت‌الله خویی نیز می‌گوید: «لا یظهر له ای مدح من الکشی» و «وطریق الشیخ الیه کلها ضعیف» (خویی، 1413: 14/29).

[iii]. علامه مامقانی می‌گوید: «قال الشخ فی الفهرست عبدالله ابن‌البکیر فتحی الا انه ثقه» و «ان الفقها قد اختلفوا فی قبول روایة الرجل و عدمه فبنی جمع علی عدم القبول؛ منهم المحقق فی المعتبر و الفاضل المقداد فی اللتنقیح و الشهید الثانی فی المسالک و روض الجنان...» (مامقانی، بی‌تا: 3/17).

منابع

قران کریم

آبی ازهری، عبدالسمیع (بی‌تا)، الثمر الدانی فی تقریب المعانی، بیروت: المکتبة الثقافیة.

آل شیخ راضی، محمدطاهر (1425ق)، بدایة الوصول فی شرح کفایة الاصول، [بی‌جا]، ستاره.

ابن‌حاجب، عثمان بن‌عمر (2000م)، جامع الامهات، بیروت: الیمامة.

ابن‌حنبل، احمد (بی‌تا)، مسند احمد بن‌حنبل، بیروت: دار صادر.

ابن‌قدامه، عبدالله (بی‌تا الف)، الشرح الکبیر، بیروت: دار الکتب العربی.

ابن‌قدامه، عبدالله (بی‌تا ب)، الکافی فی فقه الإمام المبجل أحمد بن‌حنبل، بیروت: المکتب الاسلامی.

ابن‌قدامه، عبدالله (بی‌تا ج)، المغنی، بیروت: دار الکتب العربی.

ابن‌نجیم، زین‌الدین (1418ق)، البحر الرائق، بیروت: دار الکتب العلمیه.

ابوالبرکات، أحمد الدردیر (بی‌تا)، الشرح الکبیر، تحقیق: محمد علیش، بیروت: دارالفکر.

اردبیلی، احمد (1403ق)، مجمع الفائدة و البرهان، تحقیق: اشتهاردی و عراقی، قم: جامعه مدرسین.

اصفهانی نجفی، محمدتقی (1439ق)، هدایة المسترشدین، قم: مؤسسه النشر الاسلامی‏، چ۲.

امام مالک (بی‌تا)، المدونة الکبری، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

امامی، محمد (1386)، «بازکاوی عدم وجوب قرائت سوره کامل بعد از حمد در نماز»، مقالات و بررسی‌ها، 1387، ش85.

انصاری، مرتضی (1419ق)، فرائد الاصول، قم: مجمع الفکر الاسلامی.

بخاری، محمد بن‌اسماعیل (1401ق)، صحیح بخاری، بیروت: دار الفکر.

بهوتی، منصور بن‌یونس (1418ق)، کشاف القناع، بیروت: دار الکتب العلمیه، چ۱.

جزیری، عبدالرحمن (بی‌تا)، الفقه علی المذهب الاربعة، قاهره: مکتبة البخاریة الکبری، چ۳.

حائری، عبدالکریم (1362)، کتاب الصلاه، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

حجتی، سیدمحمدباقر (1372)، تاریخ قرآن کریم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

حر عاملی، محمد بن‌حسن (1403ق)، وسائل الشیعه، تهران: المکتبة الاسلامیة.

حصفکی (1415 ق)، الدر المختار، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع.

حطاب رعینی (1416ق)، مواهب الجلیل، بیروت: دار الکتب العلمیه، چ۱.

حکیم، سیدمحمدتقی، (۱۴۳۲ق)، الاصول العامة للفقه المقارن‏، تهران: المجمع العالمی لاهل البیت(ع)‏.

 فخرالمحققین، محمد بن‌حسن بن‌یوسف (1378)، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، تحقیق: کرمانی و اشتهاردی، قم: المطبعه العلمیه، چ۱.

حلی، حسن بن‌علی بن‌داود (1392ق)، کتاب الرجال، نجف: منشورات مطبعة حیدریه.

حلی، علامه حسن بن‌یوسف بن‌مطهر (بی‌تا)،  تحریر الاحکام، مشهد: طوس.

حلی، علامه حسن بن‌یوسف بن‌مطهر (1414ق)، تذکرة الفقهاء، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم: مؤسسةآل البیت لاحیاء التراث.

حلی، علامه حسن بن‌یوسف بن‌مطهر (1413ق)، مختلف الشیعه، تحقیق: مؤسسة النشرالاسلامی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، چ۱.

حلی، علامه حسن بن‌یوسف بن‌مطهر (1333)، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، تبریز: حاج احمد.

حلی، علامه حسن بن‌یوسف بن‌مطهر (1410ق)، نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، تحقیق: سیدمهدی رجائی، قم: اسماعیلیان.

حلی، محقق جعفر بن‌حسن (1364)، المعتبر فی شرح المختصر، قم: مؤسسه سیدالشهداء.

خمینی، امام روح‌الله موسوی (بی‌تا)، تحریر الوسیله، قم: انتشارات قدس محمدی.

خن، مصطفی و مصطفی البغا (1413ق)، الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی، دمشق: دارالقلم، چ۴.

خویی، سیدابوالقاسم (1410ق)، کتاب الصلاه، قم: دارالهدی.

خویی، سید ابوالقاسم (1419ق)، محاضرات فی اصول الفقه، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، چ1.

خویی، سیدابوالقاسم (1413ق)، معجم رجال الحدیث، قم: منشورات مدینة العلم، چ۵.

دسوقی (بی‌تا)، حاشیة الدسوقی، [بی‌جا]، دار احیاء الکتب العربیه.

رافعی، محمد عبدالکریم (بی‌تا)، فتح العزیز فی شرح الوجیز، بیروت: دارالفکر.

رعینی، محمد بن‌محمد (1995م)، مواهب الجلیل، بیروت: دار الکتب العلمیة.

روحانی، سیدمحمدصادق (1412ق)، فقه الصادق، قم: موسسة دار الکتاب.

زبیدی، سیدمحمدمرتضی(1389ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت: دارالهدایه.

سمرقندی، علاءالدین (1414ق)، تحفة الفقها، بیروت: دار الکتب العلمیه، چ۱.

سیوطی رحیبانی، مصطفی (1961م)، مطالب اولی النهی فی شرح غایة المنتهی، دمشق: المکتب الاسلامی.

شافعی، محمد بن‌ادریس (1403ق)، کتاب الام، بیروت: دار الفکر، چ۲.

شهید اول، محمد بن‌جمال‌الدین مکی عاملی (1414ق)، الدروس الشرعیة، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، چ۱.

شهید اول، محمد بن‌جمال‌الدین مکی عاملی (1419ق)، ذکری الشیعة فی احکام الشریعة، قم: ستاره.

شهید ثانی، زین‌الدین جبعی (بی‌تا)، روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان، قم: موسسة آل البیت لاحیاء التراث.

طباطبایی، سیدعلی (1414ق)، ریاض المسائل، قم: مؤسسه النشر الاسلامی.

طریحی، فخرالدین (1408ق)، مجمع البحرین، [بی‌جا]، مکتب النشر الثقافة الاسلامیة.

طوسی، ابی‌جعفر محمد بن‌الحسن (1363)،  الاستبصار، قم: دار الکتب الاسلامیة، چ۴.

طوسى، ابی جعفر محمد بن‌الحسن (1409ق)،  التبیان فى تفسیر القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربى.

طوسی، ابی‌جعفر محمد بن‌الحسن (1365)، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ۴.

طوسی، ابی‌جعفر محمد بن‌الحسن (1417ق)،  الخلاف، قم: موسسةالنشر الاسلامی، چ۱.

طوسی، ابی‌جعفر محمد بن‌الحسن (بی‌تا)، النهایة فی مجرد الفقه والفتوی، بیروت: دار االاندلس.

عاملی، سیدمحمد (1410ق)، مدارک الاحکام. قم: مهر، چ۱.

عربی قروی، محمد (بی‌تا)، الخلاصة الفقهیة على مذهب السادة المالکیة، بیروت: دار الکتب العلمیة.

عبدری، محمد بن‌یوسف (1398ق)، التاج والإکلیل لمختصر خلیل، بیروت: دار الفکر، چ۲.

عیینی، محمد بن‌احمد (بی‌تا)، عمده القاری شرح صحیح بخاری، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

فاضل موحدى لنکرانى، محمد (1430ق)، دراسات فی الأصول، قم: مرکز فقه الائمه الاطهار(ع).

فاضل هندی، بهاء‌الدین محمد بن‌حسن (1405ق)، کشف اللثام، قم: مکتبةآیة‌الله مرعشی.

فاضل هندی، بهاء‌الدین محمد بن‌حسن (1416ق)، کشف اللثام، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.

فراهیدی، خلیل بن‌احمد (1409ق)،  کتاب العین، تحقیق: مهدی مخزومی، قم: مؤسسة الهجرة، چ۲.

قرائتی، محسن (1384)، تفسیر نور، تهران: انتشارات مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، چ۱۱.

کاشانی، ابوبکر بن‌مسعود (1409ق)، بدایع الصنائع فی ترتیب الشرایع، پاکستان: المکتبة الحبیبیة.

کلینی، محمد بن‌یعقوب (1388)، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چ۱.

مامقانی، عبدالله (بی‌تا)، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف: المطبعة المرتضویة.

ماوردی، علی بن‌محمد (بی‌تا)، الحاوی الکبیر، بیروت: دار الفکر.

مجلسی، محمدباقر (1983م)، بحار الانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، چ۲.

مرغینانی، محمود بن‌احمد (1424ق)،  المحیط البرهانی فی الفقه النعمانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

ملیباری الهندی (1418ق)، فتح المعین، بیروت: دار الفکر.

موسوی بجنوردی، محمد بن‌حسن (1401ق)، القواعد الفقهیة، تهران: عروج، چ۳.

نجفی، محمدحسن (1365)، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چ۳.

نراقی، احمد بن‌محمد (1415ق)، مستند الشیعه، قم: مؤسسة آل البیت.

نووی، محیی‌الدین (بی‌تا)،  المجموع فی شرح المهذب، بیروت: دارالفکر.

نیشابوری، مسلم بن‌حجاج (بی‌تا)، صحیح مسلم، بیروت: دار الفکر.